مدال طلای المپیک زنان؛ سخت اما شدنی

ورزش

146125
مدال طلای المپیک زنان؛ سخت اما شدنی

حسین زارعیان دانشیار دانشگاه خوارزمی در یادداشتی نوشت: ورزش زنان در ایران، بویژه در عرصه المپیک، مسیری پرفرازونشیب را پیموده است. از اولین حضورهای نمادین تا کسب اولین مدال برنز توسط کیمیا علیزاده در المپیک ریو ۲۰۱۶، و سپس درخشش ناهید کیانی با کسب اولین مدال نقره در المپیک پاریس ۲۰۲۴، زنان ورزشکار ایرانی ثابت کرده‌اند که استعداد و اراده رسیدن به قله‌های افتخار را دارند.

ایران آنلاین:  اما پرسش اساسی اینجاست که چرا با وجود این پیشرفت‌ها، کاروان ایران در المپیک هنوز طلای زنان را به خود ندیده و فاصله ما با کشورهای هم‌تراز و صاحب ‌عنوان در این حوزه تا چه اندازه است؟

ناکامی در کسب مدال طلای زنان، ریشه در مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی دارد که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد ورزشکار تأثیرگذارند. تحقیقات نشان می‌دهد که موفقیت در المپیک متأثر از عوامل کلان اقتصادی چون تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم و بیکاری و نیز توسعه بخش خصوصی در ورزش است.

همچنین افزایش بودجه فدراسیون‌ها، کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش و جوانان، توزیع به‌موقع و مناسب اعتبارات، پرداخت حقوق ماهانه منظم به ورزشکاران زن، تأمین امنیت مالی و شغلی آنان پس از دوران قهرمانی، تقویت صندوق بازنشستگی ورزشکاران و تعیین پاداش‌های متناسب برای مدال‌آوران زن المپیک می‌تواند در ارتقای انگیزه و موفقیت آنان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.

در سطح کلان سیاسی نیز مؤلفه‌هایی چون حضور فعال و گسترده زنان در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور، توجه ویژه سیاستمداران به ورزش ـ بویژه ورزش زنان ـ و تعامل مؤثر فدراسیون‌ها و کمیته ملی المپیک با نهادهای داخلی و بین‌المللی در زمینه اعزام ورزشکاران زن به مسابقات انتخابی، از عوامل اثرگذار به‌شمار می‌آیند.

افزایش مشارکت زنان در ورزش، تقویت بودجه ورزش در آموزش‌وپرورش، فراهم‌سازی زمینه‌های حضور بانوان با پوشش اسلامی در فعالیت‌های ورزشی و تسهیل مشارکت آنان در رویدادهای بین‌المللی می‌تواند راهگشا باشد. در بُعد فناوری نیز بهره‌گیری گسترده از فناوری‌های نوین در فدراسیون‌ها و کمیته ملی المپیک، راه‌اندازی پایگاه‌های داده جامع برای ورزشکاران حرفه‌ای داخلی و خارجی، استفاده از تجهیزات و فناوری‌های روز دنیا در مسابقات و ایجاد آزمایشگاه‌های علمی پیشرفته ورزشی، نقشی اساسی در ارتقای عملکرد بانوان ایرانی خواهد داشت.

توجه به شاخص‌هایی چون افزایش سرانه فضای ورزشی، ارتقای سهم ورزش در سبد هزینه خانواده‌ها، افزایش تعداد ورزشکاران زن اعزامی برای کسب سهمیه، گسترش رشته‌های المپیکی در مدارس و اجرای آمایش سرزمینی رشته‌های ورزشی ویژه بانوان می‌تواند مسیر موفقیت را هموارتر کند.

در این میان، زنان ورزشکار ایرانی با دوگانه خاصی مواجه‌اند: از یک‌سو باید در سطح نخبگانی با رقیبان جهانی رقابت کنند و از سوی دیگر، در جامعه‌ای با زیرساخت‌های گاه ناکافی برای ورزش بانوان، مسیر موفقیت را طی کنند؛ مسیری که خود به‌تنهایی دشوار است. به‌کارگیری فناوری‌های نوین در ورزش ـ که امروز مزیتی رقابتی و حیاتی به‌شمار می‌رود ـ نیازمند سرمایه‌گذاری اقتصادی و دانش فنی گسترده است؛ امری که متأسفانه سهم ورزش زنان از آن کمتر بوده است.

اگر بخواهیم شاخص‌های یک زن ورزشکار ایرانی برای رسیدن به مدال طلا را ترسیم کنیم، براساس نظر پژوهشگران، او به حداقل هشت‌هزار ساعت تمرین هدفمند نیاز دارد. بی‌شک چنین ورزشکاری باید علاوه بر برخورداری از دانش فنی روز و آمادگی جسمانی در سطح جهانی، از حمایت‌های روانی و اجتماعی پایدار نیز بهره‌مند باشد.

او به برنامه تمرینی بلندمدت و فارغ از دغدغه‌های معیشتی نیاز دارد تا بتواند تمام تمرکز خود را بر هدف والای المپیک معطوف کند. چنان‌که پیشرفت قابل‌توجه زنان در بازی‌های کشورهای اسلامی ریاض ـ با کسب ۳۸ درصد مدال‌های طلا توسط بانوان ـ نشان داد، هرگاه بستر فراهم شود، استعدادها شکوفا خواهند شد.

اما یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این مسیر، سرنوشت ورزشکاران پس از افتخارآفرینی است. نمونه‌های اخیر، از کیمیا علیزاده تا مبینا نعمت‌زاده، نشان می‌دهد که چگونه فقدان برنامه‌ریزی مدون برای مدیریت قهرمانان می‌تواند آنان را از مسیر اصلی دور کند. این حاشیه‌ها، که غالباً نتیجه نبود مشاوره‌های رسانه‌ای و روان‌شناختی در کنار تیم‌های ورزشی و کمبود حمایت همه‌جانبه پس از قهرمانی است، سبب می‌شود امید به تکرار موفقیت یا دستیابی به مدالی بالاتر کمرنگ شود.

تغییرات مکرر مدیریتی، نبود ثبات در کادر فنی و فشار برای کسب نتیجه در کوتاه‌ترین زمان ممکن، مدیران را به سوی برنامه‌های مقطعی و آنی سوق می‌دهد؛ حال آن‌که طلای المپیک حاصل فرآیندی بلندمدت در استعدادیابی، آموزش و سرمایه‌گذاری مستمر است.

پژوهش‌ها بر اهمیت استعدادیابی و نخبه‌پروری در ورزش زنان به‌عنوان راهبردهای بنیادین موفقیت تأکید دارند. تا زمانی که نگاه بلندمدت و برنامه‌ریزی‌شده جایگزین رویکرد مقطعی و نتیجه‌گرا نشود، شانس ما برای دیدن گردن‌آویز طلا بر سینه زنان ایرانی همچنان اندک خواهد بود.

برای درک بهتر موقعیت خود، می‌توان نگاهی به کشورهای اسلامی و هم‌سطح منطقه انداخت. ترکیه به‌عنوان یکی از قدرت‌های ورزشی منطقه، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در ورزش زنان انجام داده است. هرچند نتایج آنها نیز در دوره‌های اخیر با نوسان‌هایی همراه بوده، اما زیرساخت‌های پایدار و لیگ‌های منسجم، بستر لازم را برای پرورش مستمر استعدادها فراهم کرده است.

به‌عنوان نمونه، تیم ملی والیبال زنان ایران در دو دوره متوالی بازی‌های کشورهای اسلامی مغلوب ترکیه شده است؛ رخدادی که نشان‌دهنده فاصله فنی و تاکتیکی ناشی از برنامه‌ریزی بلندمدت آنان است. بااین‌حال، عملکرد قابل‌قبول زنان ایران در همین بازی‌ها ـ با کسب ۹ مدال طلا ـ نشان می‌دهد که ظرفیت نزدیک‌شدن به این سطح وجود دارد؛ اما برای تبدیل این ظرفیت به مدال طلای المپیک، نیازمند جهشی جدی در کمیت و کیفیت سرمایه‌گذاری هستیم.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار ورزش