سوءاستفاده ترامپ از امتیاز میزبانی رقابت‌های جام جهانی فوتبال / مستطیل سبز در قفس سیاست

ورزش

150964
سوءاستفاده ترامپ از امتیاز میزبانی رقابت‌های جام جهانی فوتبال / مستطیل سبز در قفس سیاست

رفتارهای اخیر دونالد ترامپ در قبال فضای فوتبال، بیش از آنکه در چهارچوب یک کنش دیپلماتیک متعارف قابل تحلیل باشد، رنگ و بوی مداخله‌ای خارج از قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی به خود گرفته است؛ رویکردی که به‌جای تمرکز بر زمین سیاست، می‌کوشد زمین رقابت را به مستطیل سبز بکشاند و ناکامی‌های پیشین را در فضایی متفاوت جبران کند. در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، این مسیر نه‌تنها با روح همبستگی ملت‌ها در تضاد است، بلکه با تزریق تنش‌های سیاسی، کارکرد همگرایانه این رویداد بزرگ را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

سینا حسینی، گروه ورزشی: ترامپ در این فضا نه به‌عنوان یک بازیگر سیاسی در چهارچوب‌های شناخته‌شده، بلکه همچون فردی نادان خارج از قواعد مرسوم ظاهر شده که در مواجهه با چالش‌ها، به تغییر زمین بازی روی می‌آورد. طرح ادعاهای جنجالی درباره امنیت تیم ملی فوتبال ایران و گمانه‌زنی‌هایی پیرامون حذف یا جایگزینی این تیم، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های عینی باشد، به تاکتیک‌هایی برای برهم زدن تمرکز رقبا شباهت دارد؛ اقداماتی که در ادبیات حرفه‌ای فوتبال، مصداق خروج از اصول «بازی جوانمردانه» تلقی می‌شوند.
در این میان، عملکرد جیانی اینفانتینو و فیفا بیش از هر زمان دیگری زیر ذره‌بین قرار گرفته است. سکوت و انفعال این نهاد در قبال چنین حاشیه‌هایی، پرسش‌های جدی درباره میزان پایبندی آن به اصل بی‌طرفی و استقلال ساختاری ایجاد کرده است. تداوم این وضعیت، می‌تواند جایگاه داوری و نظارتی فیفا را تضعیف کرده و اعتبار آن در مدیریت بی‌طرفانه رقابت‌های بین‌المللی با چالش مواجه سازد.
پیامدهای این رویکرد، محدود به یک تیم یا یک تورنمنت نیست. ورود ملاحظات سیاسی به فرآیندهای ورزشی- آن هم در سطحی چون جام جهانی- می‌تواند به شکل‌گیری رویه‌ای نگران‌کننده منجر شود؛ جایی که معیارهای فنی و شایستگی‌های ورزشی، جای خود را به ملاحظات قدرت می‌دهند و نتیجه مسابقه، نه صرفاً در زمین بازی، بلکه در سطوح تصمیم‌گیری بیرون از آن تعیین می‌شود.
تداوم چنین روندی، اعتماد عمومی به بی‌طرفی نهادهای بین‌المللی ورزشی را کاهش خواهد داد. فوتبال، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بسترهای تعامل فرهنگی میان ملت‌ها، در معرض این چالش قرار می‌گیرد که باعث می‌شود از کارکرد همگرایانه خود فاصله بگیرد و به ابزاری برای پیگیری رقابت‌های سیاسی بدل شود؛ تغییری که در صورت تثبیت، می‌تواند فلسفه وجودی رقابت‌های ورزشی را با چالشی جدی روبه‌رو کند.
تحولات کنونی را نمی‌توان صرفاً در حد حاشیه‌های پیش از یک تورنمنت تحلیل کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از گسترش مداخلات سیاسی در عرصه‌های مستقل ورزشی دانست. در چنین شرایطی، بازتعریف و تقویت سازوکارهای نظارتی و حقوقی برای صیانت از استقلال ورزش، ضرورتی انکارناپذیر است.
در سطح بین‌المللی نیز شواهد نشان می‌دهد این رویکرد با استقبال گسترده‌ای مواجه نشده و بسیاری از کشورهای اروپایی تمایلی به همراهی با آن ندارند. ارزیابی غالب در این کشورها بر این نکته تأکید دارد که چنین رفتارهایی با قواعد و هنجارهای پذیرفته‌شده بین‌المللی در تعارض است و بیش از آنکه کارکرد عملیاتی داشته باشد، واجد ابعاد تبلیغاتی و مصرف داخلی است. به نظر می‌رسد این اقدامات، بیش از هر چیز در راستای مدیریت افکار عمومی داخلی و بازنمایی موفقیت در عرصه سیاست طراحی شده‌اند، نه تحقق اهداف واقعی در میدان رقابت جهانی.

میزبانی آلوده به سیاست آمریکا

رضا شاه‌منصوری ؛ کارشناس حقوق ورزشی

صحبت‌های غیرمتعارف  رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا، این روزها در تعارض با شعارهای فیفا مبنی بر عدم دخالت سیاست در فوتبال قرار گرفته است. مواردی همچون بحث اهدای جایزه صلح به ترامپ، موضوع روادید و ویزا برای تیم‌های ملی فوتبال و همچنین مشکلات تیم ملی زنان ایران در استرالیا، به‌روشنی نشان می‌دهد که سیاست همچنان در فوتبال نقش‌آفرین است و ساده‌انگاری است اگر تصور شود نگرانی در این زمینه وجود ندارد.
جای تأمل و تأسف دارد که ما جزو اولین کشورهایی بودیم که جواز صعود به جام جهانی را کسب کردیم، اما چنین اظهارنظرهایی از سوی میزبان احتمالی جام‌جهانی و کشوری که در روابط سیاسی با ما تنش دارد، ذهن جامعه ورزش را تحت تأثیر قرار داده است.
یکی از شروطی که فیفا برای میزبانی جام جهانی تعیین می‌کند، تأمین امنیت کامل مسابقات و تیم‌ها، بویژه بازیکنان است؛ موضوعی که در چنین شرایطی محل پرسش قرار می‌گیرد و این نگرانی مطرح می‌شود که آیا آمریکا صلاحیت کامل این میزبانی را دارد یا خیر. همچنین مطرح شدن موضوع جایگزینی تیم‌هایی مانند ایتالیا، در حالی است که نتیجه مسابقات صرفاً در میدان بازی تعیین می‌شود و این اصل به‌عنوان یکی از مبانی فیفا تثبیت شده است. هیچ مقام یا نهادی نمی‌تواند این اصل را از یک تیم ملی سلب کند، مگر در موارد استثنایی و با رأی قضایی مراجع ذی‌صلاح فیفا، که در صورت بروز تخلف، موضوع می‌تواند از مسیر کمیته انضباطی و حتی مراجع حقوقی بین‌المللی پیگیری شود.
در عین حال، به نظر می‌رسد برخی اظهارنظرهای دونالد ترامپ در مقاطع مختلف، با تغییر مواضع و جنبه رسانه‌ای همراه است که به تشدید فضای خبری منجر می‌شود. از سوی دیگر، بحث ثبات در فیفا نیز مطرح است. در حالی که این نهاد همواره داعیه‌دار ثبات و استقلال بوده، برخی تحولات نشان می‌دهد که این ثبات در عمل با چالش‌هایی مواجه شده است. از دوره سپ بلاتر تا ریاست اینفانتینو، برخی معتقدند رویکردها بیشتر به سمت منافع اقتصادی و درآمدزایی سوق یافته و این موضوع بر تصویر استقلال فیفا تأثیر گذاشته است. به نظر می‌رسد فیفا در یک مقطع حساس تاریخی قرار دارد و باید نشان دهد که همچنان می‌تواند در بزنگاه‌ها به‌صورت مستقل و حرفه‌ای عمل کند. همچنین فضای جدید ایجادشده پیرامون فوتبال ایران، از نگاه برخی تحلیل‌ها می‌تواند ناشی از پیچیدگی‌های روابط سیاسی میان کشورها باشد. در این میان، برخی نیز نقش روابط میان مدیران ارشد فیفا با کشورهای مختلف را در شکل‌گیری این فضا مؤثر می‌دانند و معتقدند احتمال تأثیرگذاری عوامل پشت‌پرده نیز قابل بررسی است. موضع فوتبال ایران روشن است؛ تیم ملی با شایستگی و لیاقت در مسیر حضور در رقابت‌ها قرار گرفته و با اتکا به توان خود، مسیر رقابت را ادامه خواهد داد.

 

ترابیان، مدیر اسبق روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال در گفت‌و‌گو با «ایران»:

بلوف‌های سیاسی را جدی نگیرید

مهری رنجبر / عباس ترابیان، مدیر اسبق روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال معتقد است، تهدیدهای ترامپ درباره حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی ۲۰۲۶، صرفاً یک بلوف سیاسی است و نباید آنها را جدی گرفت. او در ادامه توضیح می‌دهد: «تهدید تیم ملی فوتبال ایران از سوی رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا یک بازی کاملاً سیاسی است. ترامپ عقل درستی ندارد و تنها بلوف سیاسی می‌زند. ما تابع فیفا هستیم؛ مرجعی که باید همه امور بر اساس قوانین آن رعایت شود. در زمان مقتضی نیز باید ویزای کامل تیم صادر شود. آمریکا میزبان جام جهانی است و اگر تخطی کند، فیفا باید با آن برخورد کند. به هر حال، حضور در جام جهانی حق تیم ملی ماست و ان‌شاءالله تا آن زمان وضعیت کشور هم تثبیت شود و بچه‌ها در جام جهانی بازی کنند.»
ترابیان معتقد است، تعیین تکلیف برای فیفا از سوی ترامپ، نظم جام جهانی را بر هم می‌زند: «دقیقاً او نظم جام جهانی را به هم می‌زند. البته از قدیم‌الایام جمهوری‌خواهان هرکدام به شکلی رفتار می‌کردند. حالا هم همه از حرف‌های تکراری ترامپ خسته شده‌اند، حتی آمریکایی‌ها. ما نباید به او اهمیت بدهیم و نباید اجازه دهیم حرف‌هایش روی روحیه بازیکنان تأثیر بگذارد. تیم ملی باید طبق برنامه‌ریزی دقیق کادر فنی، بسیار جدی تمرین کند تا برای میدان بزرگ جام جهانی آماده شود.»
مدیر اسبق روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال، درباره رئیس فیفا نیز می‌گوید: «من با اینفانتینو، رئیس فیفا، ارتباط دوستانه نزدیکی داشتم و به همین خاطر می‌گویم او کمی جوگیر است. حتی در جایی به جای «خلیج فارس» از واژه ای جعلی استفاده کرده بود که من در ایمیلی تند و انتقادی پاسخ دادم. برایش نوشتم یکی از شعارهای تو جدایی ورزش از سیاست است، اما خودت حرف سیاسی می‌زنی، در حالی که همه‌جا، حتی در سازمان ملل، از «خلیج‌فارس» استفاده می‌شود. تو حق نداری  از واژه جعلی در خصوص خلیج همیشه فارس استفاده کنی! هرچند دیگر پاسخی نداد و فکر می‌کنم پس از آن، دوستی ما به پایان رسید. ما به مجموعه فیفا، شخصیت و شرح وظایف آن فکر می‌کنیم. یکی از وظایف فیفا در میزبانی جام جهانی، گرفتن تعهد از کشور میزبان برای صدور ویزای همه تیم‌ها در موعد مقرر است، مگر اینکه تیمی دیر اقدام کند. تیم ما به‌موقع برای ویزا اقدام کرده و اگر فیفا کوتاهی کند، خودش زیر سؤال می‌رود. ما با آمریکا کاری نداریم و باید مستقیماً با فیفا هماهنگ باشیم.»
او درباره سکوت اعضای فیفا در قبال احتمال نقض اساسنامه نیز می‌گوید: «باور کنید همه فهمیده‌اند که ترامپ گزافه‌گویی می‌کند و به همین دلیل، دیگر کسی به او و حرف‌هایش اهمیتی نمی‌دهد.»
ترابیان همچنین این نگرانی را که چنین اقدامی می‌تواند به بدعتی برای حذف کشورها در دوره‌های بعدی جام جهانی یا المپیک تبدیل شود، رد می‌کند: «اصلاً چنین کاری امکان‌پذیر نیست. زمانی کره شمالی زیر فشارهای زیادی بود، اما هیچ‌وقت AFC مسابقاتش را تعطیل نکرد. این مسائل ارتباطی به هم ندارند. فیفا تأکید زیادی بر جدایی سیاست از فوتبال دارد و دیده‌ایم که در برابر تخلفات سیاسی، محرومیت‌های جدی اعمال می‌کند. بنابراین، باید همین سیاست را درباره همه رعایت کند. آمریکا نمی‌تواند به تیم ایران ویزا ندهد، چون در این صورت، خود فیفا زیر سؤال می‌رود.»

 

نقض اصل صلاحیت ورزشی در سایه فشار ترامپ

فرشید فرحناکیان؛ حقوقدان


تلاش یک فرستاده نزدیک به ترامپ برای جایگزینی ایتالیا به‌جای ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، صرفاً یک حاشیه فوتبالی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تقابل میان سیاست قدرت و نظم حقوقی حاکم بر نهادهای بین‌المللی است. جام‌جهانی آینده که به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار می‌شود، اولین آزمون بزرگ نظم ورزشی جهانی در عصر بازگشت ترامپ به کاخ‌سفید است؛ نظمی که بر قواعد تثبیت‌شده، اصل عدم تبعیض و استقلال فدراسیون‌ها استوار است.
ساختار رقابت‌های جام جهانی بر اساس مقررات صریح فیفا شکل می‌گیرد. تیم‌ها از طریق مسابقات مقدماتی قاره‌ای سهمیه می‌گیرند و اصل «صلاحیت ورزشی» (Sporting Merit) مبنای حضور آن‌هاست. حذف یا جایگزینی یک تیم خارج از این چهارچوب، تنها در شرایطی خاص و عمدتاً به‌دلیل تعلیق یا نقض جدی مقررات توسط فدراسیون مربوطه امکان‌پذیر است؛ آن‌هم نه با تصمیم یک دولت، بلکه با رأی ارکان قضایی و اجرایی فیفا.
بنابراین، پیشنهاد جایگزینی ایران با ایتالیا، اگر مبنای حقوقی نداشته باشد، به معنای تلاش برای سیاسی‌سازی مستقیم یک فرآیند حقوقی است. حتی اگر کشور میزبان مشترک، ایالات‌متحده، نفوذ سیاسی گسترده‌ای در ساختارهای جهانی داشته باشد، مقررات فیفا استقلال نهادی این سازمان را تصریح کرده‌اند و دخالت دولت‌ها در امور فدراسیون‌های ملی می‌تواند به تعلیق همان کشورها بینجامد.
مهندسی سیاسی ترکیب تیم‌ها در جام جهانی ۲۰۲۶
این رخداد را نمی‌توان جدا از رویکرد کلی ترامپ در قبال نظم‌های چندجانبه تحلیل کرد. ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود بارها نهادهای بین‌المللی را به «بی‌عدالتی» متهم کرد و خواستار بازتعریف قواعد به نفع آمریکا شد. اکنون نیز تلاش برای اثرگذاری بر ترکیب تیم‌های حاضر در جام جهانی، می‌تواند در چهارچوب همان نگاه بازتعریف‌گرایانه به قواعد جهانی دیده شود: اگر قاعده‌ای با منافع یا ترجیحات سیاسی واشنگتن همخوانی ندارد، باید تغییر کند. در این میان، ایران با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کرده که برای حضور در مسابقات آماده است و قصد شرکت دارد. همچنین اینفانتینو در گفت‌وگو با شبکه CNBC تأکید کرده که تیم ملی ایران «قطعاً» در جام جهانی حضور خواهد داشت. این موضع‌گیری، نشانه‌ای از تلاش فیفا برای حفظ بی‌طرفی و جلوگیری از تبدیل‌شدن جام جهانی به عرصه تسویه‌حساب‌های ژئوپلیتیک است.

ایجاد سابقه خطرناک تغییر نظام  حقوق بین‌الملل ورزش

اگر اصل صلاحیت ورزشی جای خود را به ملاحظات سیاسی بدهد، پیامد آن صرفاً حذف یک تیم نیست؛ بلکه ایجاد سابقه‌ای خطرناک است که می‌تواند کل ساختار رقابت‌های بین‌المللی را متزلزل کند. امروز ممکن است استدلال «چهار قهرمانی تاریخی» مطرح شود؛ فردا شاید ملاحظات امنیتی، تحریمی یا حتی روابط دوجانبه، جایگزین معیارهای فنی شوند.
در نظام حقوق بین‌الملل ورزش، ثبات و پیش‌بینی‌پذیری اهمیت حیاتی دارد. سرمایه‌گذاری‌های کلان، قراردادهای پخش، تعهدات اسپانسری و برنامه‌ریزی تیم‌ها همگی بر پایه قطعیت مقررات انجام می‌شود. هرگونه مداخله سیاسی ناگهانی، می‌تواند مسئولیت‌های حقوقی گسترده‌ای برای برگزارکنندگان ایجاد کند و حتی زمینه‌ساز دعاوی بین‌المللی شود.

آزمون استقلال فیفا

برای فیفا، این پرونده آزمونی مهم است. این سازمان سال‌ها تلاش کرده استقلال خود را از دولت‌ها تثبیت کند. اگرچه روابط نزدیک اینفانتینو با رهبران سیاسی، ازجمله ترامپ، همواره محل بحث بوده؛ اما تصمیم‌گیری در مورد ترکیب تیم‌های جام جهانی باید براساس مقررات مصوب انجام شود، نه بر پایه ترجیحات شخصی یا فشار سیاسی. درنهایت، ماجرا فراتر از ایران و ایتالیاست. پرسش اصلی این است که آیا قواعد بازی جهانی؛ چه در تجارت، چه در امنیت و چه در ورزش، قرار است تابع قدرت سیاسی باشند یا همچنان بر بنیان‌های حقوقی استوار بمانند؟ جام جهانی ۲۰۲۶ نه‌تنها جشن فوتبال، بلکه صحنه‌ای برای سنجش نسبت قدرت و قاعده در نظم بین‌المللی خواهد بود. اگر تلاش برای تغییر ترکیب تیم‌ها به نتیجه نرسد، می‌توان آن را نشانه‌ای از تاب‌آوری نهادهای چندجانبه دانست. اما اگر سیاست بتواند بر حقوق غلبه کند، زمین فوتبال نیز به یکی دیگر از میدان‌های بازتعریف نظم جهانی بدل خواهد شد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار ورزش