«ایران» ضرورت بازنگری در الگوی هزینهمحور لیگ برتر فوتبال را بررسی میکند
بند بازی روی لبه پرتگاه ورشکستگی
ورزش
161630
با نزدیک شدن به آغاز رقابتهای لیگ بیستوششم و شروع فصل تازه لیگ برتر فوتبال ایران، پرسشی کلیدی بیش از هر زمان دیگری در فضای رسانهای و افکار عمومی مطرح شده است که آیا با ۱۸ تیمی شدن لیگ، ساختار مدیریتی و الگوی برگزاری مسابقات همچنان در مدار سیاستهای پیشین باقی خواهد ماند یا نشانههایی از اصلاح، بازنگری و انطباق با واقعیتهای اقتصادی کشور قابل مشاهده میشود؟
گروه ورزشی، سینا حسینی:بازخوانی فرمولهای موجود نشان میدهد که احتمال تداوم یک الگوی «هزینهمحور» همچنان بر فوتبال ایران سایه انداخته است؛ الگویی که در آن، هزینهکردن بر درآمدزایی تقدم دارد و تصمیمات مدیریتی، بهجای اتکا بر منطق اقتصادی، تحت تأثیر مطالبات کوتاهمدت اتخاذ میشود. در چنین بستری، اگر لیگ جدید نیز با همان رویکرد اقتصادی گذشته آغاز شود، نهتنها تحولی ساختاری رخ نخواهد داد، بلکه چرخه معیوب مالی فعلی، باشگاهها را بیش از پیش در معرض زیان انباشته و چالشهای مزمن اقتصادی قرار خواهد داد.
یکی از تبعات منفی این وضعیت، رفتار هزینهگرایانه برخی مدیران باشگاههاست؛ مدیرانی که برای مدیریت انتظارات هواداران و کاهش انتقادات، به انعقاد قراردادهای سنگین با بازیکنان و مربیان روی میآورند. این تصمیمات، هرچند ممکن است در کوتاهمدت رضایت نسبی در جامعه هواداری ایجاد کند، اما در بلندمدت به انباشت بدهیها و تضعیف بنیانهای مالی باشگاهها منجر میشود. به بیان روشنتر، فوتبال باشگاهی ایران در مسیری گام برمیدارد که مقصد آن فرسایش مالی و افت توان رقابتی مالی و اقتصادی باشگاهها است.
در این شرایط، برگزاری اردوهای برونمرزی پرهزینه- بهویژه در کشورهایی مانند ترکیه- نیز نیازمند بازنگری است. در حالی که برخی باشگاهها به دلیل محدودیت منابع به گزینههای داخلی روی آوردهاند، این پرسش اساسی مطرح میشود که معیار تخصیص منابع چیست و آیا اصولی اقتصادی بر این تصمیمات حاکم است یا خیر ؟
از سوی دیگر، جذب بازیکنان خارجی با قراردادهای قابل توجه، بدون وجود نظام ارزیابی عملکرد و سنجش بازگشت سرمایه، به یکی از چالشهای فوتبال ایران تبدیل شده است. همزمان، غفلت از آکادمیها و ضعف در نظام بازیکنسازی، آینده فنی فوتبال کشور را با ابهام مواجه کرده است. نبود سرمایهگذاری هدفمند در ردههای پایه، نهتنها مانع جوانسازی تیمها میشود، بلکه وابستگی به بازار نقلوانتقالات پرهزینه را نیز تشدید میکند.
مسأله کلیدی و همچنان حلنشده، نبود مدل درآمدزایی پایدار است. صورتهای مالی باشگاههای ایرانی نشان میدهد به سوددهی واقعی نرسیدهاند؛ ولی الگوی هزینههای غیرضروری ادامه دارد. این وضعیت، فاصلهای معنادار با استانداردهای حرفهای فوتبال جهان- بهویژه در لیگهای معتبر اروپایی و حتی برخی لیگهای آسیایی- ایجاد کرده است؛ جایی که توازن میان درآمد و هزینه، اصلی بنیادین و غیرقابل اغماض محسوب میشود.
در این میان، باید به نکتهای مهم و کمتر مورد توجه نیز اشاره کرد؛ تصمیمات بازدارنده و محدودکنندهای که در سالهای اخیر توسط مدیران فوتبال اتخاذ شده، در عمل نتوانسته مانعی مؤثر در برابر کاستیهای مدیریتی در باشگاهها ایجاد کند. این وضعیت، نشاندهنده ضعف در نظارت، اجرا و نبود ضمانتهای عملی برای کنترل هزینههاست. در شرایطی که اقتصاد کشور به واسطه شرایط خاص و تبعات جنگ تحمیلی با محدودیتهایی مواجه است و تداوم این روند غیرقابل توجیه است.
از این رو، ضرورت دارد تصمیمگیریها در فوتبال ایران بر مبنای عقلانیت اقتصادی و استانداردهای حرفهای بازتعریف شود. بهجای افزایش بیرویه هزینههای باشگاهداری، باید تمرکز بر اصلاح ساختار هزینههای جاری، صرفهجویی هدفمند و مدیریت دقیق منابع قرار گیرد. حرکت به سمت شفافیت مالی، انضباط اقتصادی و حذف هزینههای غیرضروری، پیششرط عبور از چالش کنونی است.
پیامد طبیعی این ساختار معیوب، در عرصه بینالمللی نیز قابل مشاهده است. با وجود هزینههای قابل توجه، چشمانداز روشنی برای موفقیت نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی دیده نمیشود و حذفهای زودهنگام به سناریویی تکراری تبدیل شده است؛ بدون آنکه دستاوردی فنی یا اقتصادی برای فوتبال کشور به همراه داشته باشد.
فوتبال ایران در آستانه یک انتخاب تعیینکننده قرار دارد؛ ادامه مسیر فعلی با تکیه بر هزینهکردهای بیضابطه و نتایج کوتاهمدت یا حرکت به سمت اصلاحات ساختاری، انضباط مالی و توسعه زیرساختهای درآمدزا. قطعاً بدون بازتعریف مدل مدیریتی و تغییر در رویکردهای اقتصادی، نهتنها امیدی به پیشرفت پایدار وجود نخواهد داشت، بلکه خطر تعمیق چالشهای مالی و افت کیفی فوتبال کشور بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
روح الله لک علی آبادی،سخنگوی فراکسیون ورزش مجلس در گفت و گو با «ایران»:
انضباط مالی نباشد، دستگاههای نظارتی ورود میکنند
مهری رنجبر/ باشگاههای فوتبال در حالی خود را برای آغاز لیگ برتر آماده میکنند که به نظر میرسد همچنان همان الگوی سابق، یعنی ریختوپاشهای مالی و قراردادهای سنگین، بر تصمیمگیریهایشان حاکم است؛ گویی شرایط خاص کشور نادیده گرفته شده و برنامهریزیها بدون توجه به وضعیت کلی و حتی احتمال برگزاری یا عدم برگزاری کامل لیگ انجام میشود. شواهد نشان میدهد بسیاری از باشگاهها حتی احتمال نیمهتمام ماندن لیگ، مشابه فصل گذشته را نیز در محاسبات خود لحاظ نکردهاند.
روحالله لکعلیآبادی، سخنگوی فراکسیون ورزش و جوانان، در گفتوگو با «ایران» بر ضرورت بازنگری در رفتار مالی باشگاهها تأکید میکند و از برخورد جدی با تخلفات احتمالی خبر میدهد. او با اشاره به نظارتهای در حال انجام میگوید:«فراکسیون ورزش در حال بررسی عملکرد باشگاههاست و در گفتوگو با اکثر مدیران عامل، فدراسیون و سازمان لیگ تأکید کردهام که هشدارهای ما صرفاً در حد حرف نیست. در جلساتی که با رئیس بازرسی کل کشور داشتیم، بر ورود به قراردادها و نظارت دقیقتر توافق شد؛ بویژه در شرایط فعلی که کشور با محدودیتهای خاصی مواجه است و رعایت انضباط مالی در همه حوزهها ضروری به نظر میرسد.»
او با اشاره به نابرابری در توزیع منابع مالی در ورزش کشور ادامه میدهد: «در حالی که برخی فدراسیونها از کمبود بودجه گلایه دارند، گاهی رقم قرارداد یک بازیکن لیگ برتر معادل بودجه ۱۰ فدراسیون است. درست است که فوتبال و کشتی از محبوبیت بیشتری برخوردارند، اما منابع عمومی باید بهگونهای تخصیص یابد که سایر حوزهها نیز از آن بهرهمند شوند؛ از ورزشهای دانشآموزی گرفته تا رشتههای مختلف و ورزش همگانی که نقش مهمی در سلامت جامعه دارند. بدیهی است در صورت تداوم بیانضباطی مالی، دستگاههای نظارتی وارد عمل خواهند شد.»
لکعلیآبادی در ادامه با انتقاد از نحوه هزینهکرد منابع عمومی در فوتبال، به تفاوت فاحش میان نیازهای زیرساختی و پرداختهای کلان به بازیکنان اشاره میکند و میگوید: «در بسیاری از ورزشگاههای شهرستانها، برای بهبود وضعیت چمن حتی ۱۰ تا ۲۰ میلیارد تومان هزینه نشده و مردم از تماشای فوتبال محروم ماندهاند، اما در مقابل، برخی بازیکنان قراردادهایی در حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد تومان دریافت میکنند. این وضعیت نگرانکننده است و نشان میدهد باید سازوکاری متناسب با شرایط کشور طراحی شود که در آن منافع عمومی نیز لحاظ شود.»
او همچنین تأکید میکند که باشگاهها نباید پیامدهای اقتصادی و اجرایی ناشی از شرایط خاص کشور را پایانیافته تلقی کنند و میگوید:«کشور حدود یک سال است در شرایط جنگ تحمیلی قرار دارد و نباید تصور کرد پیامدهای ناشی از این وضعیت در کوتاهمدت پایان مییابد. در چنین شرایطی، برنامهریزی برای لیگ برتر (چه با ۱۶ و چه با ۱۸تیم) نیازمند ساختاری منسجم، مدون و قابل اجراست؛ بهگونهای که تیمها از آن تخطی نکنند و مسابقات با نظم برگزار شود.»
سخنگوی فراکسیون ورزش در بخش دیگری از این گفتوگو، بر ضرورت اتخاذ سیاستهای مالی انقباضی تأکید کرده و میگوید: «اکثر باشگاهها از منابع عمومی استفاده میکنند و به همین دلیل، مدیریت هزینه و ارتقای کیفیت باید بهطور جدی در دستور کار قرار گیرد. طی سالهای اخیر، با ورود هلدینگها و افزایش منابع مالی، انتظار میرفت کیفیت مسابقات نیز ارتقا یابد، اما در عمل، نهتنها سقف قراردادها رعایت نشده، بلکه عملکرد تیمهای ایرانی در لیگ نخبگان آسیا نیز بهبود نیافته است. این مسأله میتواند به ثبت نتایج نامطلوب در تاریخ فوتبال کشور منجر شود.»
او با اشاره به وعدههای مدیران باشگاهها درباره کنترل هزینهها، تصریح میکند: «اگرچه مدیرانعامل اعلام کردهاند که در فصل جدید، قراردادها با دقت و وسواس بیشتری تنظیم خواهد شد، اما اخبار منتشرشده در رسانهها حاکی از ادامه روند گذشته است. این در حالی است که کشور در شرایط خاص قرار دارد و مردم با وجود فشارها، ایستادگی قابل توجهی داشتهاند. بنابراین انتظار میرود در حوزه ورزش نیز انضباط مالی بهطور جدی رعایت شود، بویژه آنکه در شرایط کنونی، معیشت مردم از اهمیت بیشتری برخوردار است.»
لکعلیآبادی در ادامه، نقش واسطهها و دلالان را در افزایش غیرمنطقی رقم قراردادها قابل توجه دانسته و میگوید: «در برخی نقلوانتقالات، حضور دلالان باعث ایجاد شائبههایی شده است. برای نمونه، بازیکنی با رقم ۸۰۰ هزار دلار به روسیه میرود، سپس به یک تیم شهرستانی میپیوندد و در نهایت با قراردادی میلیوندلاری راهی تهران میشود، بدون آنکه تأثیر محسوسی در کیفیت فوتبال داشته باشد. این پرسش مطرح است که چنین هزینههایی چه دستاوردی در حوزه نشاط اجتماعی، توسعه ورزشی یا دیپلماسی ورزشی داشته است؟ در حالی که گاهی بازیکنان باکیفیتتری وجود دارند که به دلیل نداشتن ارتباطات، فرصت حضور در لیگ برتر را پیدا نمیکنند.»
او تأکید میکند در صورت تداوم این روند، نظارتها تشدید خواهد شد: «اگر دقت لازم در انعقاد قراردادها صورت نگیرد، ما نیز با حساسیت بیشتری این موضوع را پیگیری کرده و نتایج آن را به اطلاع مردم خواهیم رساند.» سخنگوی فراکسیون ورزش به ناکارآمدی تزریق بیضابطه منابع مالی در فوتبال اشاره کرده و بر لزوم توجه به پایهها و استعدادهای داخلی تأکید میکند و میگوید: «برخلاف تصور رایج، افزایش هزینهها الزاماً به ارتقای کیفیت منجر نشده است. شاید زمان آن رسیده که تمرکز بیشتری بر آکادمیها و پرورش استعدادهای داخلی داشته باشیم. نمونههایی مانند تیم ملی فوتبال کیپورد در رقابتهای جهانی نشان میدهد که سرمایهگذاری هدفمند بر بازیکنان بومی میتواند موفقیتآفرین باشد، هرچند کشورهایی مانند مصر، ژاپن، کره و استرالیا نیز در این مسیر الگوهای قابل توجهی ارائه کردهاند.» او در ادامه توضیح داد: «در کشوری با جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفر، ظرفیتهای فراوانی برای کشف و پرورش استعدادهای ورزشی وجود دارد، مشروط بر آنکه مدیران با دقت و مسئولیتپذیری بیشتری عمل کنند. تجربه نشان داده است که بیش از ۹۰ درصد هزینهکرد باشگاهها برای بازیکنان خارجی به نتیجه مطلوب نرسیده است؛ در برخی موارد، این بازیکنان حتی بدون حضور مؤثر در میدان، با شکایت به فیفا مبالغ بیشتری دریافت کردهاند و پس از ترک ایران نیز موفق به عقد قرارداد با تیمهای دیگر نشدهاند. این مسائل از چالشهای جدی فوتبال کشور به شمار میرود.»
احمدرضا براتی، عضو پیشین هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، در گفتوگو با «ایران»:
توسعه فوتبال به تقویت زیرساختها بستگی دارد
گروه ورزشی / تصمیم فدراسیون فوتبال برای افزایش تعداد تیمهای لیگ برتر از ۱۶ به ۱۸، اگرچه در ظاهر گامی رو به جلو تلقی میشود، اما در عمل پرسشهای بنیادینی را درباره آینده فوتبال ایران مطرح کرده است. این تغییر صرفاً به معنای افزودن دو نام به جدول مسابقات نیست، بلکه مستلزم رعایت استانداردهای سختگیرانه فنی، مالی و مدیریتی است که بدون برنامهریزی دقیق، تحقق آنها امکانپذیر نخواهد بود.
احمدرضا براتی، عضو پیشین هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، در گفتوگو با «ایران» درباره تبعات تصمیم این نهاد برای افزایش تعداد تیمهای حاضر در فصل جدید توضیح داد: «در حکمرانی حرفهای، هر تصمیم کلان باید بر پایه ارزیابی دقیق پیامدها اتخاذ شود. مسأله این نیست که لیگ ۱۸ تیمی بهتر است یا ۱۶تیمی؛ بلکه پرسش اصلی این است که آیا فوتبال ایران از نظر زیرساختها، ورزشگاهها، داوری، تقویم مسابقات، منابع مالی و توان مدیریتی باشگاهها آمادگی پذیرش چنین تغییری را دارد یا خیر.»
وی در ادامه افزود: «افزایش تعداد تیمها، بهطور طبیعی موجب افزایش شمار مسابقات، هزینههای اجرایی، سفرها و فشار مضاعف بر داوران خواهد شد. این در حالی است که بسیاری از باشگاهها همچنان با محدودیتهای مالی و کمبود امکانات اولیه مواجهاند و بخشی از منابع آنها نیز از اعتبارات عمومی تأمین میشود. بنابراین، هر تصمیمی که بار مالی جدیدی ایجاد کند، باید از منظر منافع عمومی و کارآمدی، قابل دفاع باشد؛ بویژه در شرایط کنونی که هر ریال باید بهدرستی و در جای مناسب هزینه شود.»
این کارشناس مدیریت ورزشی همچنین با اشاره به چالشهای تقویم مسابقات ادامه داد: «عجیبترین بخش این تصمیم، موضوع تقویم مسابقات است. تجربه فصل گذشته نشان داد که حتی لیگ ۱۶ تیمی نیز بهموقع به پایان نرسید. حال با افزایش تعداد تیمها به ۱۸، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان از تداخل مسابقات با جام حذفی، اردوهای تیم ملی و تعهدات بینالمللی جلوگیری کرد. موفقیت لیگ، وابسته به نظم در تقویم است و هرگونه بیبرنامگی میتواند به اعتبار فوتبال کشور آسیب وارد کند.»
عضو پیشین هیأترئیسه فدراسیون فوتبال در ادامه میگوید: «نگرانی مهمتر، احتمال افت کیفیت فنی مسابقات لیگ برتر است. افزایش تعداد تیمها نباید به بهای کاهش کیفیت رقابتها تمام شود. در صورتی که زیرساختها و توان اقتصادی باشگاهها تقویت نشود، بهجای پیشرفت، شاهد افزایش مشکلات اجرایی و برگزاری بازیهای کمکیفیت خواهیم بود. توسعه پایدار، مستلزم تکیه بر ظرفیتهای واقعی، مطالعات کارشناسی و برنامهریزی اصولی است، نه صرفاً افزایش تعداد تیمها و بالا بردن هزینههای جاری فوتبال باشگاهی در ایران. در غیر این صورت، بیتردید در آیندهای نهچندان دور با چالشهای متعددی در روند برگزاری مسابقات مواجه خواهیم شد.»
براتی در پایان توضیح میدهد: «کارشناسان معتقدند توسعه لیگ برتر صرفاً با بزرگتر کردن جدول مسابقات محقق نمیشود. توسعه واقعی از مسیر تقویت زیرساختها، ارتقای استانداردها، ایجاد منابع مالی پایدار و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر پژوهش عبور میکند. اکنون باید دید فدراسیون فوتبال چه پاسخهایی برای این پرسشهای بنیادین دارد؛ پاسخهایی که مسیر آینده لیگ و سرنوشت فوتبال حرفهای ایران را تعیین خواهد کرد.»
هوشنگ نصیرزاده، مدیرعامل پیشین فولاد خوزستان در گفتوگو با «ایران»:
مشکل بزرگ باشگاهها نبود درآمد پایدار است
پریسا غفاری/ فوتبال ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از چالشهای ساختاری روبهرو بوده است؛ چالشهایی که از ناهماهنگی در مدیریت اقتصاد ورزش تا ضعف در نظام برگزاری لیگ و کاستی در فرآیند پرورش استعدادهای جوان را دربرمیگیرد. این مسائل نهتنها کیفیت رقابتهای داخلی را تحتتأثیر قرار داده، بلکه جایگاه بینالمللی فوتبال کشور را نیز با افتی نسبی مواجه کرده است. به همین بهانه، با هوشنگ نصیرزاده، کارشناس فوتبال، درباره ابعاد مختلف این مشکلات و پیامدهای آنها گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
نصیرزاده با اشاره به نبود انسجام در ساختار مدیریتی فوتبال ایران، این مسأله را یکی از ریشههای اصلی نابسامانیهای موجود میداند و میگوید:«زمانی که ساختار مدیریتی فاقد انسجام باشد و اتحادیه باشگاهها عملاً به یک کانال در فضای مجازی تقلیل یابد، طبیعی است که مدیران باشگاهها به جای تمرکز بر منافع جمعی، درگیر رقابتهای مقطعی شوند و تصمیماتی اتخاذ کنند که تعهداتی برای مدیران آینده ایجاد کند. چنین شرایطی بهطور مستقیم بر وضعیت اقتصادی فوتبال کشور اثرگذار است و موجب تشدید بیثباتی در این حوزه میشود.»
هوشنگ نصیرزاده با اشاره به چالش ۱۸ تیمی شدن فصل جدید توضیح میدهد:«افزایش تعداد تیمها در لیگ، بیش از آنکه بر مبنای یک برنامهریزی بلندمدت باشد، ناشی از شرایط خاص و توقف مقطعی لیگ در گذشته بوده است. این تصمیم ماهیتی موقتی دارد و با سقوط چهار تیم در پایان فصل، ساختار لیگ به حالت پیشین بازخواهد گشت. عدم پذیرش برخی تیمهای صعودکننده تأثیر قابلتوجهی در کاهش هزینهها نداشته و نگاه به فوتبال باید یکپارچه و کلان باشد.»
نصیرزاده بر ضرورت تداوم برگزاری لیگ تأکید دارد و معتقد است:«فوتبال ایران باید همگام با فوتبال آسیا حرکت کرده و برندهای خود را در سطح قاره معرفی کند. حتی در شرایط خاص نیز نمیتوان اهمیت برگزاری لیگ را نادیده گرفت؛ چراکه فوتبال نقش مهمی در ایجاد نشاط اجتماعی و پاسخگویی به نیازهای نسل جوان ایفا میکند.»
وی به محدودیت اختیارات فدراسیون فوتبال در مدیریت باشگاهها اشاره میکند و توضیح میدهد:«بسیاری از باشگاهها وابسته به صنایع مختلف هستند و تصمیمگیری در این حوزه از اختیار مدیران فوتبال خارج است. در چنین شرایطی، دخالت مستقیم فدراسیون در امور مالی و مدیریتی باشگاهها عملاً امکانپذیر نیست و تنها برخی نهادهای بالادستی میتوانند در موارد خاص، مانند اعزام به اردوهای خارجی، نقش نظارتی ایفا کنند.»
مدیرعامل پیشین تراکتورسازی و فولاد خوزستان به مسأله تولید بازیکن جوان و وابستگی لیگ به بازیکنان خارجی اشاره میکند و میگوید:«باشگاهها در توسعه آکادمیهای خود عملکرد مطلوبی نداشتهاند. تنها اقدام عملی فدراسیون در این زمینه، الزام باشگاهها به استفاده حداقلی از بازیکنان جوان -در حد حضور روی نیمکت- بوده است. همچنین کاهش سهمیه بازیکنان خارجی از ۸ به ۴، تلاشی در راستای مدیریت این روند ارزیابی میشود.»
او حضور بازیکنان خارجی را در ارتقای کیفیت فنی فوتبال ایران مؤثر میداند و توضیح میدهد:«مشکل اصلی، نبود منابع درآمدی پایدار است. حق پخش تلویزیونی، فروش بلیت، عرضه محصولات هواداری و جذب اسپانسرهای قدرتمند از ارکان اصلی اقتصاد فوتبال به شمار میروند؛ در نبود این منابع، چه بخش خصوصی و چه دولتی با زیان مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، فوتبال ایران به جای حرکت در مسیر توسعه، روندی نزولی را تجربه میکند.»
عباس صوفی، نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با «ایران»:
پول خرج میکنیم اما سرمایهگذاری بلد نیستیم
گروه ورزشی/ با نزدیک شدن به آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتبال ایران، بار دیگر بحثها درباره نحوه برگزاری این رقابتها و چالشهای پیشروی آن داغ شده است؛ برای بررسی ابعاد مدیریتی فوتبال باشگاهی ایران و واکاوی چالشهای موجود، با عباس صوفی، عضو فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی، گفتوگویی انجام دادهایم که میخوانید.
این نماینده مجلس در ادامه بر ضرورت تداوم برگزاری مسابقات، حتی در شرایط دشوار تأکید کرد و توضیح داد:«اگرچه امسال شرایط پیچیدهتر شده و حتی ابهامهایی درباره ادامه یا توقف لیگ وجود دارد، اما زندگی در هر شرایطی جریان دارد. فوتبال نیز میتواند در چنین فضایی نقش مثبتی در ارتقای روحیه جامعه ایفا کند.» نایبرئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی با انتقاد از هزینههای غیرمنطقی باشگاهها، بهویژه در جذب بازیکنان و مربیان خارجی گفت:«حضور خارجیها در فوتبال ایران میتواند به ارتقای دانش فنی کمک کند، اما به شرطی که انتخابها باکیفیت و منطقی باشد. متأسفانه در برخی موارد، بازیکنانی با سطح پایین و ارزش واقعی کمتر، با ارقام غیرواقعی وارد فوتبال ایران میشوند و هزینههای سنگینی را به باشگاهها تحمیل میکنند. متأسفانه ما پول خرج کردن را بهخوبی آموختهایم اما سرمایهگذاری استاندارد را هنوز بلد نیستیم.» نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی، ریشه بسیاری از مشکلات را در ضعف ساختارهای قراردادی دانست و ادامه داد:«باشگاههای ما در تنظیم قراردادهای حرفهای با چالش جدی مواجهاند. عدم استفاده از مشاوران حقوقی متخصص و آشنا به قوانین بینالمللی باعث شده در پروندههای خارجی، اغلب رأی به ضرر فوتبال ایران صادر شود. بهندرت شاهد بودهایم که باشگاهی ایرانی بتواند رأی را به نفع خود تغییر دهد.» نایبرئیس فراکسیون ورزش مجلس، راهکارهای موجود برای پویاتر شدن لیگ برتر را اعتماد به نسل جوان میداند و در این خصوص میگوید:«باشگاهها باید ملزم به استفاده از بازیکنان جوان و بومی شوند. توجه به استعدادهای محلی، علاوه بر تقویت زیرساختهای فوتبال، از بروز بیعدالتی در حق بازیکنان همان منطقه جلوگیری میکند. این رویکرد، هم از نظر اجتماعی و هم از دیدگاه فنی قابل دفاع است.»
از درآمدمحوری در اروپا تا هزینهکردهای بیپشتوانه در فوتبال ایران
ولخرجی عامل خوشبختی نیست
گروه ورزشی / با آغاز فصل جدید فوتبال در اروپا، بار دیگر بازار نقلوانتقالات به نقطه اوج خود رسیده است؛ عرصهای پویا که در آن باشگاهها بر پایه ظرفیتهای اقتصادی واقعی، برای ارتقای کیفیت فنی تیمهایشان برنامهریزی میکنند. آنچه در این فضا بیش از هر چیز به چشم میآید، نه صرفاً حجم بالای مبادلات، بلکه «منطق اقتصادی» حاکم بر این تحرکات است؛ منطقی که هزینه را بهطور مستقیم به درآمد گره میزند.
در اروپا، باشگاهها در چارچوب قواعد سختگیرانه پایداری مالی فعالیت میکنند. محدودیت هزینهها به حدود ۷۰ درصد درآمد، نه یک توصیه، بلکه یک الزام ساختاری است که رفتار اقتصادی باشگاهها را شکل میدهد. نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری بازاری است که در آن حتی بزرگترین باشگاهها نیز ناگزیر به رعایت انضباط مالی هستند و هرگونه تخطی، با جریمه و محدودیت همراه میشود. در مقابل، لیگ ایران در شرایطی وارد فصل جدید میشود که نشانههای روشنی از فقدان چنین انضباطی در آن دیده میشود. اگرچه مشکلات مالی در سالهای گذشته نیز وجود داشته، اما شرایط کنونی، متأثر از کاهش منابع و درآمدها و تبعات خسارتهای ناشی از جنگ تحمیلی این چالشها را تشدید کرده است. ولی مسأله اصلی نه صرفاً کمبود منابع، بلکه نحوه مدیریت و تخصیص آنهاست. در حالی که در اروپا هزینهکرد تابعی از درآمد واقعی و شفاف است، در فوتبال ایران همچنان شاهد الگوهایی هستیم که در آن هزینهها لزوماً بر پایه منابع پایدار تعریف نمیشوند. وابستگی به منابع عمومی و نبود سازوکارهای نظارتی مؤثر، باعث شده نوعی «گسست اقتصادی» در رفتار باشگاهها شکل بگیرد؛ جایی که تعهدات مالی، فراتر از توان واقعی تعریف میشود. این تفاوت، شکافی فراتر از اعداد و ارقام ایجاد کرده است. در اروپا، اقتصاد فوتبال مشابه یک نظام پاسخگو عمل میکند که در آن بقا و رشد، در گرو کارایی اقتصادی است. اما در ورزش ایران، نبود پیوند روشن میان درآمد و هزینه، باعث شده پایداری مالی به یک مفهوم حاشیهای تبدیل شود.
انتهای پیام/