گذر از اسطوره به تاریخ / مرور پیشینه دو سرزمین کهن در ایران و توران

فرهنگ

153391
گذر از اسطوره به تاریخ / مرور پیشینه دو سرزمین کهن در ایران و توران

یکی از موضوعات مهم در مطالعات تاریخ و فرهنگ ایرانی، مسأله هویت تاریخی ایران و نسبت آن با کشورهای همسایه است. ایران و توران دو سرزمینی هستند که هم در حافظه اسطوره‌ای و ادبی ایرانیان حضور پررنگی دارند‌ و هم در عرصه تحولات سیاسی و تاریخی، به‌عنوان دو سوی یک رابطه پیچیده و چندلایه مطرح بوده‌اند. این دو مفهوم همیشه در مطالعات تاریخی جایگاه ویژه‌ای به خود اختصاص داده و مورخان و تاریخ‌دوستان بدان توجه کرده‌اند.

بهار خسروی / همه ایرانیان بی‌شک در پرتو شنیدن داستان نبردهای دیرپای رستم ایرانی و افراسیاب تورانی، با مفهوم دوگانه ایران و توران آشنا شده‌اند. بازتاب این دو سرزمین در شاهنامه فردوسی و روایت‌های تاریخی آن، نشان از آن دارد که این دو مفهوم نه‌تنها حامل معنای جغرافیایی هستند، بلکه حامل معانی سیاسی، فرهنگی و هویتی هم بوده‌اند. در طول سال‌ها نیز مقالات و کتاب‌های بسیاری با نگاهی پژوهشی تلاش داشته‌اند که این پیوند تاریخی، فرهنگی و سیاسی را بررسی کرده و نشان دهند مفهوم ایران چگونه در گذر زمان و در مواجهه با جهان ترک دگرگون شده و تداوم پیدا کرده است. از جمله آثار مرتبط در این زمینه می‌توان به کتاب «ایران و توران: از عهد ایرانشهری تا روزگار صفوی» نوشته حبیب‌اله اسماعیلی اشاره کرد که توسط انتشارات نگارستان اندیشه منتشر شده است. این کتاب با رویکردی تاریخی و تحلیلی به بررسی روند شکل‌گیری و دگرگونی‌های دو حوزه ایران و توران می‌پردازد و سیر روابط ایرانیان و ترکان را از دوران باستان تا عصر صفوی دنبال می‌کند.
حبیب‌اله اسماعیلی، نویسنده ایرانی متولد ۱۳۴۴ است. از دیگر آثار او می‌توان به «نوروزنامه»، «کتاب دروازه‌بان شاعر (گفت‌وگو با فرامرز ظلی)»، «همیشه رهبر»، «معمار سر طلایی» و... اشاره کرد. اسماعیلی در کتاب «ایران و توران: از عهد ایرانشهری تا روزگار صفوی» بر این باور است که ایران و توران فقط نام دو قلمرو جغرافیایی نبوده‌اند، بلکه هر یک بازتاب‌دهنده چهارچوب‌های فرهنگی، سیاسی و تمدنی هستند. او گفته‌های خود را با بررسی روایت‌های اسطوره‌ای شاهنامه آغاز می‌کند و سپس به دوره‌های تاریخی مختلف از جمله سامانیان، غزنویان، سلجوقیان، مغولان، تیموریان و در نهایت صفویان می‌پردازد. به اعتقاد نویسنده، ایران و توران در شاهنامه تنها به‌عنوان دو سرزمین متخاصم به تصویر درنیامده‌اند، بلکه دو مفهوم تاریخی و تمدنی به حساب می‌آیند که در عین تقابل، در تعامل با یکدیگر هم هستند و این‌گونه شکل گرفته‌اند. کتاب همچنین به این نکته می‌پردازد که پس از ورود اقوام ترک به ایران، آنها چگونه جذب فرهنگ و ساختار سیاسی آن شدند. بسیاری از سلسله‌های ترک‌تبار نه در تقابل کامل با ایران، بلکه در عمل در درون حوزه فرهنگی و تمدنی آن جای گرفتند و به بخشی از این سنت تبدیل شدند. در نهایت، اسماعیلی نشان می‌دهد مفهوم ایران با وجود تغییر سلسله‌ها و ورود اقوام مختلف، همچنان به‌عنوان یک حوزه فرهنگی و تمدنی پایدار و جاویدان باقی مانده است.
 
ماندگاری هویت ایرانی
این اثر را می‌توان در دسته پژوهش‌های مربوط به اندیشه ایرانشهری و مطالعات هویت تاریخی ایران جای داد؛ اندیشه‌ای که بر تداوم فرهنگی و تاریخی ایران از دوران باستان تا عصر اسلامی تأکید می‌کند. در این کتاب، خواننده با بازتاب مفهوم «توران» در شاهنامه فردوسی، روند مهاجرت ترکان و دستیابی آنها به قدرت در جهان ایرانی و نیز شیوه‌های تعامل و درهم‌آمیزی فرهنگ ایرانی و ترکی آشنا می‌شود. همچنین به اهمیت زبان فارسی و نقش تعیین‌کننده آن در حکومت‌های ترک‌تبار و در شکل‌گیری هویت سیاسی ایران در دوره صفوی توجه شده است. در مجموع، این کتاب با پیوند دادن تاریخ، ادبیات و اندیشه سیاسی و با بهره‌گیری از منابع فارسی، عربی و متون تاریخی کلاسیک، رویکردی تحلیلی به مسأله هویت ایرانی می‌بخشد. نویسنده در این چهارچوب، هم به جنبه‌های تقابل و هم به وجوه همزیستی ایران و ترکان می‌پردازد و خواننده را با این بحث همراه می‌سازد.
اینکه کتاب نگاهی بلندمدت به تاریخ ایران دارد و به بررسی هویت ایرانی فراتر از چهارچوب‌های قومی و قبیله‌ای می‌پردازد، از نکات مثبت آن تلقی می‌شود. کتاب از روزگار ساسانیان تا شکل‌گیری دولت صفوی را مورد بررسی قرار می‌دهد و این گستره‌ وسیعی از تاریخ را شامل می‌شود. خواننده با خواندن «ایران و توران: از عهد ایرانشهری تا روزگار صفوی» این امکان را پیدا می‌کند که روند تداوم و بازتفسیر مفهوم ایران را در طول قرن‌ها دنبال کند و بداند این مفهوم با وجود همه چالش‌ها و فراز و نشیب‌ها و تغییرات اما ماندگار مانده است. اثر می‌کوشد توضیح دهد چرا و چگونه، با وجود تغییر سلسله‌ها و جابه‌جایی اقوام حاکم، هویت و تمدن ایرانی از میان نرفته است. همچنین رجوع به شاهنامه و آوردن روایت‌هایی از آن، به کتاب اعتبار بیشتری بخشیده است. در نهایت، بررسی تاریخ سیاسی و تحولات آن به‌خصوص برای علاقه‌مندان به تاریخ خالی از لطف نیست. البته برخی تحلیل‌ها بیشتر بر جنبه‌های فرهنگی و فکری تکیه می‌کنند و کمتر به ابعاد اجتماعی و اقتصادی پرداخته شده است. از دیگر نکات خوب این اثر می‌توان به تحلیل نقش فرهنگ و زبان فارسی در شکل‌گیری و تداوم دولت‌ها اشاره کرد. کتاب به‌‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه زبان و فرهنگ فارسی در دولت‌های ترک‌تبار همانند غزنویان و سلجوقیان به ابزار اصلی ساماندهی قدرت، ایجاد مشروعیت و شکل‌دهی به فرهنگ سیاسی بدل شد و در عمل این حکومت‌ها را در قلمرو فرهنگی ایران جای داد.
به نسبت برخی آثار تاریخ‌نگاری نوین، کتاب «ایران و توران: از عهد ایرانشهری تا روزگار صفوی» بیش از هر مبحث دیگری بر ایده‌ها، متون، روایت‌های فرهنگی و تحولات سیاسی تمرکز دارد و کمتر به عوامل اجتماعی، اقتصادی و ساختارهای طبقاتی می‌پردازد؛ ازاین‌رو، خوانندگانی که به تحلیل‌های اقتصادی و اجتماعی علاقه‌مند هستند، شاید این جنبه از کتاب را ناکافی بدانند. همچنین برخی منتقدان بر این باور هستند که آثار هویت‌محور از این دست، شاید بیش از اندازه بر منابع کلاسیک و سنتی تکیه می‌کنند و بهتر است با استفاده از پژوهش‌های جدید در حوزه تاریخ جهانی بویژه درباره ترکان، مغولان و شکل‌گیری هویت‌های منطقه‌ای، تصویری متنوع‌تر و جدیدتر ارائه دهند. در واقعیت تاریخی، رابطه دو حوزه ایران و توران ترکیبی از رقابت، همکاری، همزیستی و اختلاط فرهنگی بوده، اما در بخش‌هایی از این کتاب تا حدودی به صورت یک تقابل خوب و روشن به رشته تحریر درآمده است.
 
مرور منازعه ایران و توران
در فصل اول، تبار دوگانه ایران و توران از روزگاران دور با مرور روایات اساطیری و گزارش‌های باستان‌شناسی بررسی می‌شود. روایت مرتبط با «کین ایرج» و روایات مؤید تثبیت جیحون به مثابه مرز ایران و توران از جمله مباحث این فصل هستند. در بخش دیگری از این فصل به تبار تاریخی دوگانه ایرانتوران در فرآیند شکل‌گیری مهاجرت‌های بزرگ تاریخی در آسیای مرکزی اشاره شده است. در ادامه زمینه‌های شکل‌گیری دوگانه ایران و توران پس از تأسیس اولین سکونتگاه‌های آریایی‌تباران در شرق ایران‌زمین و منازعه آنها با هم‌تباران کوچرو و همچنین درگیری‌های هخامنشیان با سکاها در شرق ایران‌زمین و در ادامه به رویارویی اشکانیان با سکاهای آسیای مرکزی اشاره شده است. در بخش دیگری از این فصل، روایات تاریخی مرتبط با درگیری شاپور دوم با خیونان، بهرام گور با هپتالیان و خسرو انوشیروان با ترکان، زمینه‌‎های تاریخی تغییر مصادیق توران به‌مثابه هم‌تباران به ترکان در فرآیند صورت‌بندی‌های دینی و اساطیری، چگونگی بازآرایی دوگانه ایران و توران در روزگار بعد از سقوط ساسانیان با عنوان «ایران و توران پس از محاق ایرانشهر» بررسی می‌شود.
کانون اصلی سخن در فصل دوم، آن است که همانند اعصار پیشین، فرآیند احیا و نوزایی دوگانه ایران و توران در شرق ایرانشهر است و از همین روی بازتاب توران و ایران در متون روزگار سامانی و غزنوی به تفصیل مورد کاوش قرار گرفته است. همچنین شواهد تحول معنایی مفهوم ایران و توران در محدوده شرقی ایران و نامیده شدن سلطان محمود غزنوی (حکومت 388-421 ق) به‌عنوان پادشاه ایران و توران است. شواهدی که همسویی ایران و توران را تأیید می‌کند و پادشاه سلجوقی را سلاطین ایران و توران نامیده، از متون ادبی و تاریخی نقل شده است.
در فصل سوم، ایران و توران در عهد نوزایی پس از فروپاشی خلافت عباسی بررسی شده و به پیامدهای ناشی از فروپاشی نظام خلافت و در نتیجه زایش مفهوم ایران‌زمین در روزگار ایلخانان اختصاص داده شده است. زمینه‌ها و آثار صعود شیبانیان بر سریر فرارود، بخشی دیگر از نوشتار حاضر است. برای تبیین این موضوع مباحثی مانند شیبانیان فرمانروای فرارود، نقش میراث حنفی در مشروعیت شیبانیان، مقابله با صفویان کانون قرائت شیبانیان از سلطنت دینی، سلوک‌الملوک بن‌مایه نظریه سلطنت دینی، محمدخان شیبانی، امام زمان و خلیفه‌الرحمن و شیبانیان و مشروعیت‌خواهی مغولی به بحث کشیده شده است. گفتار پایانی نیز به بازنمایی حدود 9 دهه رویارویی ایرانیان و اوزبکان در برخی گزارش‌های تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ