وحدت ملی و انسجام اجتماعی؛ از نظریه تا عمل

علیرضا شریفی یزدی

علیرضا شریفی یزدی

سیاست

154373
وحدت ملی و انسجام اجتماعی؛ از نظریه تا عمل

در اندیشه رهبر انقلاب، «رعایت نعمت عظیم وحدت ملی و انسجام بی‌بدیل حول پرچم ایران اسلامی» نه فقط یک توصیه‌ اخلاقی یا سیاسی، بلکه کلید اساسی پیروزی در برابر «شیطان بزرگ» و مهم‌ترین عامل مصونیت ملی شمرده می‌شود. اما این مفهوم از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، چه معنای عینی و عملیاتی دارد؟

علیرضا شریفی یزدی، جامعه شناس: از نظر جامعه‌شناسی سیاسی و جامعه‌شناسی توسعه و توسعه اجتماعی، مفهوم وحدت ملی و انسجام اجتماعی یکی از بنیادی‌ترین و کلیدی‌ترین مفاهیم به حساب می‌آید. انسجام اجتماعی از این منظر، محصول اولاً مشارکت اجتماعی، ثانیاً اعتماد متقابل، ثالثاً همبستگی که بین افراد شکل می‌گیرد و رابعاً میزان احساس تعلق افراد به جامعه است. این چهار مقوله، مسأله انسجام اجتماعی را کامل می‌کنند.
هرچه در جامعه‌ای ثبات سیاسی و توان حل مشکلات بالاتر باشد، طبیعتاً سرمایه اجتماعی در آن‌جامعه افزایش پیدا می‌کند که خودش مقدمه وحدت ملی است. به عبارتی می‌توانیم بگوییم که انسجام اجتماعی، بستر تحقق وحدت ملی است.
از منظر جامعه‌شناسی، واژه وحدت ملی صرفاً یک ترکیب احساسی نیست، بلکه محصول مجموعه‌ای از سازوکارهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی محسوب می‌شود. در جامعه‌ای که توزیع متوازن امکانات، قدرت و مسائل اقتصادی وجود داشته باشد، امکان مشارکت تک‌تک آحاد جامعه در سرنوشت جامعه بالاتر می‌رود و به طور طبیعی واژه وحدت ملی در آن جامعه به صورت عینی تحقق پیدا می‌کند.
جنگ‌ها در همه جای دنیا این‌گونه‌اند که به طور موقت یک انسجام درونی اجتماعی را ایجاد می‌کنند. اما اگر این انسجام موقتی تبدیل به یک امر راهبردی و تبدیل به یک مسیر و یک سیاست کلی در جامعه نشود، خیلی سریع دچار مشکل خواهد شد. طبیعتاً در حمله اخیری که توسط آمریکا و اسرائیل به ایران صورت گرفت، یک انسجام اجتماعی موقتی در برابر این تجاوز به وجود آمد؛ همین اتفاقی که ما در جنگ ۱۲ روزه هم شاهد آن بودیم.
از یک سو، انسان‌هایی که موقعیت‌ها را درک نمی‌کنند و بیشتر بر قبیله‌گرایی سیاسی تأکید دارند؛ یعنی بر اساس ذوق و سلیقه فردی، سعی آنان بر این است که در تجمعات، دیدگاه‌های سیاسی خودشان را مطرح بکنند؛ اینها کسانی هستند که به این انسجام لطمه می‌زنند.از سوی دیگر، اگر در بلندمدت امکان مشارکت بیشتر برای مردم فراهم بشود و نیازهای اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی، بهداشتی و امثال آنها برای مردم برآورده شود، خب جایی برای عنصرهای تندرو باقی نمی‌ماند و در حقیقت این انسجام و وحدت ملی هم حفظ و هم تقویت می‌شود.
بر اساس دیدگاه‌های خاص در جامعه‌شناسی، انسجام اجتماعی و وحدت ملی در جوامع سنتی به دلیل شباهت‌ها شکل می‌گیرد و در جوامع مدرن بر اساس تقسیم کار و همبستگی و آن نیاز متقابلی که افراد و سازمان‌ها به هم دارند به وجود می‌آید.
آخرین یافته‌های جامعه‌شناسی نیز بر این باور تأکید دارد که مسأله انسجام اجتماعی و وحدت ملی نه بر حسب تفاوت‌ها، بلکه از یک سو به رسمیت شناختن تفاوت‌ها و از سوی دیگر مدیریت تفاوت‌ها است که می‌تواند ایجاد شود و شکل بگیرد، تا در نهایت به هویت ملی ختم بشود.
نقش نظام آموزشی در این زمینه بسیار حساس است. نظام آموزشی می‌تواند با تقویت روحیه مسئولیت‌پذیری، وطن‌دوستی و پررنگ کردن نقاط مشترک قومیت‌های مختلف در یک جامعه چندقومیتی، چندزبانه، چندمذهبی، به آن هویت ملی انسجام بیشتری بدهد و ما یک هویت ملی سراسری را در یک کشور شاهد باشیم. این می‌تواند کمک باشد برای اینکه در مقابل مشکلات و معضلات بیرونی مثل جنگ‌ها و معضلات داخلی که انواع مختلفی دارد (از سیل و زلزله گرفته تا هر رخداد طبیعی و غیرطبیعی دیگر)، جامعه بتواند همگرا شود و حرکت کند. بنابراین ما باید آموزش و پرورش خود را یک بازنگری اساسی در این زمینه داشته باشیم.
برای اینکه ما به این هدف دست پیدا بکنیم یعنی بحث وحدت ملی و انسجام اجتماعی:
- باید شکاف اجتماعی و طبقاتی را تا جایی که ممکن است بتوانیم کاهش بدهیم.
- باید به صداهای مختلف اجازه بروز و ظهور بدهیم. این‌گونه نباشد که فقط یک گروه قلیلی امکان و توان این را داشته باشند که از امکانات استفاده کنند.
- در شرایط فعلی جامعه ما، این نکته که سلیقه‌های سیاسی سبقت نگیرد از منافع ملی، و قرار بر این نباشد که گروه قلیلی از افراد با رفتارهایشان، اکثریت جامعه را برنجانند و به گوشه برانند.
- زمینه‌ای فراهم شود که مردم احساس بکنند بعضی از جمله‌ها و واژه‌هایی که از تریبون‌های رسمی شنیده می‌شود، اولاً درد دل آنها نیز هست و خواست آنهاست و ثانیاً به نفع زندگی مردم و به نفع وحدت ملی، انسجام درونی و در نهایت توسعه ملی است.
- باید به گونه‌ای همه عمل کنند که به انسجام ملی کمک شود. اگر کسی در این راستا حرکت نمی‌کند و برخلاف آن حرکت می‌کند، یا انسانی است که ناآگاه است یا اینکه از روی غرض و مرض دارد مسیری را طی می‌کند.
برای ماندگاری و تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی، باید هم از تندروی‌های حداقل‌گرایانه جلوگیری کرد، هم نیازهای اساسی مردم را تأمین نمود، هم مشارکت واقعی آنان را در سرنوشت جامعه فراهم آورد، هم نظام آموزشی را بازنگری اساسی کرد، هم به تفاوت‌ها احترام گذاشت و آنها را مدیریت کرد و هم اجازه نداد سلیقه‌های سیاسی گروه‌های اندک، بر منافع ملی و خواست اکثریت جامعه غلبه کند. این است مسیر حقیقی تحقق وحدت ملی و انسجام پایدار در ایران.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست