واکاوی مناسبات تهران و بغداد؛ پیوندی به وسعت تمدن و عمق جغرافیا
سیاست
160939
روابط میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق، فراتر از یک تعامل دیپلماتیک مرسوم میان دو کشور همسایه است؛ این مناسبات حکایت دو ملتی است که در گذرگاه پرفراز و نشیب تاریخ، با رشته های ناگسستنی فرهنگ، مذهب، جغرافیا و سرنوشت مشترک به هم گره خوردهاند. اگر سیاست را هنر ممکنها بدانیم، روابط تهران و بغداد را باید هنر تبدیل تهدیدها به فرصتها و شکوفایی همگرایی در دل بحران ها دانست. امروز مناسبات دو کشور به الگویی موفق در سیاست همسایگی تبدیل شده است که نه تنها منافع ملی دو ملت را تأمین میکند، بلکه لنگرگاهی برای ثبات، امنیت و صلح منطقهای است.
عراق به عنوان یکی از مهمترین کشورهای جهان عرب و منطقه خاورمیانه، چه به لحاظ ایدئولوژیک و چه در ابعاد اقتصادی و فرهنگی، جایگاهی ممتاز و ویژه در سیاست خارجی ایران دارد و این پیوند راهبردی، ریشهای به عمق تاریخ دارد که همواره بر اراده سیاسی دولتها پیشی گرفته است. ایران و عراق به عنوان دو کشور مهم و اثرگذار در ژئوپلیتیک جنوب غرب آسیا، دارای طولانیترین مرز مشترک با یکدیگر هستند و این مرز ۱۴۰۰ کیلومتری برای دو کشور نه یک دیوار جداساز، بلکه دروازهای برای تبادلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.
آنچه روابط ایران و عراق را از سایر مناسبات منطقهای متمایز میکند، عمق پیوندهای تاریخی و مذهبی است که مانند خون در رگهای دو ملت جریان دارد. مذهب و پیوندهای عمیق فکری و معنوی که ایرانیان با مراکز مقدس در کربلا، نجف و سامرا دارند، ریشهای تاریخی و آیینی دارد که با بافت جمعیتی دو کشور پیوند خورده است. در این میان پیادهروی عظیم اربعین نمادی از اتحاد، همدلی و همبستگی میان دو ملت است که مرزهای سیاسی را درنوردیده و پیامی جهانی از صلح، برادری و ایثار صادر میکند. این رویداد فراتر از یک مراسم مذهبی، بزرگترین گردهمایی جهان اسلام است که همگرایی نخبگان و تودههای مردم دو کشور را در عالیترین سطح تضمین میکند و بستری است که در آن همبستگی ملتهای ایران و عراق به معنای واقعی کلمه محقق میشود. این پیوندهای اجتماعی، به خوبی تضمینکننده پایداری روابط در لایههای عمیق جامعه است، بهگونهای که هیچ تغییری در دولت ها نمیتواند این پیوند تمدنی میان دو ملت را خدشهدار کند.
شواهد گویای این پیوند عمیق تمدنی، صرفاً در آیینهای عبادی خلاصه نمیشود، بلکه در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی نیز به عیانترین شکل خود بروز مییابد. در همین راستا، مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در نجف اشرف، به یکی از به یاد ماندنیترین جلوههای این همبستگی بدل شد؛ جایی که مردم عراق با سرودن شعارهای حماسی، با پیکر پاک آن رهبر فقید وداعی سوزناک کردند. پیکر ایشان در میان گرمای طاقتفرسای و پس از ساعتها همراهی بر دوش عزاداران سوگوار عراقی، در حالی به حرم مطهر حضرت امام علی (علیهالسلام) رسید که موج جمعیت، کوچهها و خیابانهای این شهر مقدس را در خود غرق کرده بود.
این تجمع عظیم، حامل پیامی روشن و تاریخی بود؛ رویدادی که بسیاری از تحلیلگران آن را اقدامی بیسابقه خواندند که با به زانو درآوردن دشمنان، معادلات منطقهای را دگرگون خواهد ساخت. این حضور میلیونی نشان داد که ملت عراق با تمام وجود، همدردی و پیوند خود را با ملت ایران به نمایش گذاشته است. آن صحنه های وصفناپذیر، گواهی زنده بر ژرفای باورهای مشترک و اتصالی است که دو ملت را چنان به هم گره زده که هرگونه توطئه برای ایجاد تفرقه، در برابر این اتحاد استوار، نقش بر آب میشود.
در همین راستا، آنچه به این مناسبات پایداری و اعتماد به نفس بخشیده، تجربههای مشترک در دوران سخت، به ویژه در مبارزه با تروریسم بود؛ دورانی که ایران صادقانه در کنار ملت و دولت عراق ایستاد و نقطه عطفی در اعتماد متقابل ایجاد کرد. این روابط راهبردی، با ریخته شدن خون عزیزترین فرزندان دو ملت در سیزدهم دیماه ۹۸ در بغداد، به پیوندی خونین و ناگسستنی بدل شد. شهادت سرداران مقاومت، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و حاج ابومهدی المهندس، به عنوان سندی ماندگار نشان داد که سرنوشت نخبگان نظامی و امنیتی دو کشور نیز به طور اجتنابناپذیری به یکدیگر گره خورده است. پیوند دو کشور در روزهای سخت و در مواجهه با حوادث، رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد، چنان که پس از شهادت رئیس جمهور فقید و همچنین رهبر ایران، دولت و ملت عراق با حضوری بیسابقه، مراتب همدردی خود را ابراز کردند. حضور مقامات عالیرتبه و دهها شخصیت سیاسی و عشایری عراق برای ادای احترام و تسلیت، پیامی قاطع به بدخواهان و همچنین نشاندهنده عمق پیوند عاطفی میان دو دولت و ملت است که در عالیترین سطح به نمایش درآمد.
در واقع، همین پیوندهای ناگسستنی و تجارب مشترک خونبار است که بستری مستحکم برای ترسیم افقهای پیش رو فراهم آورده و ضرورت گذار از همکاریهای موردی به یک پیوند راهبردی و پایدار را بیش از پیش نمایان میسازد. روابط ارزشمند تهران و بغداد، ریشهدار، راهبردی و مبتنی بر پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، دینی و منافع مشترک است و نباید تحت تأثیر سیاست های تفرقه انداز بازیگران فرامنطقهای به ویژه ایالات متحده آمریکا، که با رویکردی مخرب و با دامن زدن به اختلافات حزبی و تنشهای فرقهای روی آورده و سعی در اخلال در این همگرایی دارند، قرار گیرد.
این الگوی موفق سیاست همسایگی، پیامی روشن به جهانیان است که ملتهایی که به اشتراکات خود باور دارند و بر منافع مشترک تکیه میکنند، میتوانند سد راه مداخلات بیگانگان شده و صلح و رفاه را برای مردمان خود به ارمغان آورند. این دوستی، یک ضرورت تمدنی و تاریخی است که با عزت، احترام و کرامت متقابل، روز به روز شکوفاتر خواهد شد. آینده از آن دو ملت همسایه است که آموختهاند چگونه در طوفانهای سهمگین منطقهای، دست در دست یکدیگر، کشتی دوستی و برادری را به ساحل آرامش و امنیت برسانند.
در این میان، دیپلماسی فعال، هدفمند و هوشمندانه، کلید اصلی بهرهبرداری از این مزیتهای نسبی است که باید با جدیت توسط دولتهای دو کشور دنبال شود. ما مردم کشور دوست و همسایه عراق را برادران خود میدانیم و این برادری، ستون فقرات نظم نوین منطقهای است که بدون حضور بیگانگان و به دست خود ملتهای منطقه ساخته خواهد شد. امید است که این مسیر روشن، چراغ راه آیندگان در حفظ صلح، عزت و استقلال دو ملت بزرگ ایران و عراق باشد؛ چرا که مسیر آینده روشن است و پیوند ایران و عراق، نمادی از ایستادگی در برابر سلطه و نمادی از اراده برای ساختن آیندهای است که در آن، محورهای اصلی پیشرفت، نه در پایتختهای غربی، بلکه در پیوندهای عمیق میان برادران و همسایگان تعریف میشود و این اتحاد، نه تنها ضامن بقای منافع ملی دو کشور، بلکه قلب تپنده امنیت در منطقه استراتژیک غرب آسیاست.
پارسا جعفری- کارشناس مسائل بین الملل
انتهای پیام/