بازخوانی سنتهای تصویری ایران در پنجمین نمایشگاه «هنروجنگ» موزه هنرهای معاصر تهران
روایت حماسه و مظلومیت بر پرده نقاشی قهوهخانهای
فرهنگ
161214
نمایشگاه «حماسهنگاری ایرانی؛ از شاهنامه تا عاشورا» بهعنوان پنجمین بخش از رویداد «هنروجنگ» در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شده است؛ نمایشگاهی که با ارائه شماری از آثار نقاشی قهوهخانهای، به بازخوانی یکی از مهمترین سنتهای تصویری ایران میپردازد؛ سنتی که در آن روایتهای حماسی، مذهبی و تاریخی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
سعیده احسانیراد؛ گروه فرهنگی / این نمایشگاه در لابی موزه هنرهای معاصر تهران برپا شده و ۱۲ اثر از هنرمندان شناختهشده نقاشی قهوهخانهای از جمله محمد مدبر، عباس بلوکیفر، احمد خلیلی، حسین همدانی، علیاکبر لرنی، محمد فراهانی، حسن اسماعیلزاده، رضا حمیدی و گنجی را به نمایش گذاشته است. آثار حاضر در نمایشگاه، بخشی از گنجینه تصویری ایران را نمایندگی میکنند؛ آثاری که روایتهای شاهنامهای و عاشورایی را با زبان ویژه نقاشی مردمی به تصویر کشیدهاند.
سعید باباوند، عضو تیم موزهگردانی نمایشگاههای «هنروجنگ» موزه هنرهای معاصر تهران، درباره شکلگیری این نمایشگاه گفت: «این نمایشگاه یکی از پنج نمایشگاهی بود که در قالب رویداد هنر و جنگ برگزار شد. در شرایطی که احتمال ادامه یافتن بحران و آغاز دوباره جنگ وجود داشت، امکان انتقال تعداد زیادی اثر به سالنهای اصلی موزه وجود نداشت. به همین دلیل این نمایشگاهها در لابی موزه برگزار شدند تا در صورت وقوع شرایط اضطراری، آثار به سرعت به مخزن منتقل شوند.»
او افزود: «در روزهای پایانی جنگ، به پیشنهاد رضا دبیرنژاد، رئیس موزه، و پس از جلساتی با جمعی از هنرمندان، ایده برگزاری نمایشگاهی درباره موضوع جنگ شکل گرفت؛ زیرا جنگ همواره مسألهای جهانی بوده و هنرمندان در دورههای مختلف به آن واکنش نشان دادهاند. این مجموعه ابتدا قرار بود چهار نمایشگاه باشد، اما همزمانی برگزاری آن با ایام محرم باعث شد بخشی از گنجینه موزه با موضوع عاشورا مورد توجه قرار گیرد.»
به گفته باباوند، همین موضوع سبب شد نگاه نمایشگاه به سمت نقاشی قهوهخانهای و خیالینگاران معطوف شود؛ هنرمندانی که هم در حوزه حماسه ملی مانند شاهنامه و هم در روایتهای دینی مانند واقعه عاشورا فعالیت داشتهاند در آن شرکت داشتند.

او با اشاره به جایگاه نقاشی قهوهخانهای در فرهنگ ایرانی اظهار کرد: «این هنر بخشی از هنر مردمی ایران است و بسیاری از هنرمندان حاضر در نمایشگاه از مهمترین چهرههای این جریان هستند. ما تلاش کردیم از بزرگان این هنر آثاری در نمایشگاه داشته باشیم. یکی از آثار فتحالله قوللر نیز برای نمایش انتخاب شده بود، اما به دلیل قدمت زیاد و آسیبپذیری اثر، امکان نمایش آن فراهم نشد و امیدواریم در آینده شرایط مرمت آن فراهم شود.»
باباوند با تأکید بر اینکه انتخاب آثار در این نمایشگاه حاصل یک روند پژوهشی و گروهی بوده است، تأکید کرد: «در نمایشگاههای اخیر موزه، ابتدا واحد پژوهشی روی آثار کار میکند و مستندات لازم را آماده میسازد. سپس متخصصان و پژوهشگران دیگر به این روند اضافه میشوند تا در انتخاب آثار، تدوین بیانیه و ساختن روایت نمایشگاه مشارکت کنند، چراکه مهمتر از انتخاب اثر، ساختن روایت برای مخاطب است.»
او درباره ارتباط میان دو روایت شاهنامه و عاشورا نیز گفت: «ما با دو روایت کاملاً جدا مواجه نیستیم، بلکه با دو زبان برای بیان مفاهیمی نزدیک روبهرو هستیم. حماسه ایرانی از شاهنامه تا عاشورا، همواره درباره ایستادگی، مظلومیت، فداکاری و مواجهه خیروشر سخن گفته است.»
باباوند برای توضیح این پیوند به حضور همزمان روایت سیاوش و امام حسین(ع) در فرهنگ ایرانی اشاره کرد و گفت: «در این نمایشگاه دو تصویر از سیاوش دیده میشود؛ یکی گذشتن او از آتش و دیگری شهادتش. در کنار آن، روایت شهادت امام حسین(ع) قرار دارد. این دو چهره مظلوم در حافظه فرهنگی ایرانیان به هم پیوند خوردهاند.»

او با اشاره به شعری از زندهیاد حسین منزوی افزود: «این شعر به زیبایی نشان میدهد که روایت سیاوش و امام حسین(ع) در فرهنگ ایرانی به یکدیگر نزدیک شدهاند. این پیوند ساخته ما نیست، بلکه محصول تاریخ و فرهنگ ایران است و هنرمندان خیالینگار آن را بر پردههای نقاشی ثبت کردهاند.»
باباوند درباره هدف نمایشگاه گفت: «ما به دنبال ارائه یک روایت معاصر از شاهنامه و عاشورا نبودیم، بلکه این نمایشگاه حاصل یک تطبیق پژوهشی است تا مخاطب شباهتهای این دو حوزه را ببیند. امروز بسیاری از جوانان با این سنت تصویری فاصله گرفتهاند و نمایش چنین آثاری میتواند زمینه آشنایی دوباره آنان با این میراث هنری را فراهم کند.»
او همچنین به یکی از آثار قاجاری نمایشگاه اشاره کرد و گفت: «این اثر اگرچه بهطور دقیق در دسته نقاشی قهوهخانهای قرار نمیگیرد، اما میتواند حلقه واسط میان نقاشی قاجار و نقاشی قهوهخانهای باشد. این اثر بخشی از یک پرده بزرگ بوده که قسمتهایی از آن از بین رفته و نام نقاش آن نیز مشخص نیست.»
عضو تیم موزهگردانی نمایشگاههای «هنر و جنگ» در پایان تأکید کرد: «هدف ما انجام کاری شگفتانگیز یا ارائه یک روایت بزرگ نبود. این پنج نمایشگاه هرکدام با وجود تعداد محدود آثار، انرژی زیادی برای پژوهش و آمادهسازی نیاز داشتند. با این حال، استقبال مخاطبان بهویژه نسل جوان نشان داد که این ادبیات تصویری همچنان ظرفیت ارتباط با جامعه امروز را دارد.»


انتهای پیام/