«ایران» علل کاهش سهم ارزآوری باشگاههای فوتبال در بازار جهانی را بررسی میکند
جیب خالی، ژست میلیاردی
ورزش
162028
در فوتبال مدرن، جام جهانی فقط به معنای برگزاری مسابقات ملی میان قدرتهای راهیافته به این تورنمنت نیست؛ بلکه در نقش موتور محرک اقتصاد جهانی فوتبال عمل میکند. این تورنمنت بزرگ، ویترینی است که در آن استعدادهای نوظهور از کشورهای در حال توسعه فوتبال، با چند نمایش درخشان میتوانند مسیر حرفهای خود را متحول کنند و همزمان، برای باشگاههای مبدأ ارزآوری قابلتوجهی داشته باشند.
گروه ورزشی، سینا حسینی: نمونههای مصداقی در بازار نقلوانتقالات بهخوبی این واقعیت را نشان میدهند؛ «جیمز رودریگز» پس از درخشش در جام جهانی ۲۰۱۴ با انتقالی حدود ۸۰ میلیون یورو از موناکو به رئال مادرید، به یکی از گرانترین خریدهای آن زمان تبدیل شد. «انزو فرناندز» نیز پس از نمایش چشمگیر در جام جهانی ۲۰۲۲، با رقمی بیش از ۱۲۰ میلیون یورو از بنفیکا به چلسی پیوست و رکورد نقل وانتقالات لیگ برتر انگلیس را جابهجا کرد یا «یوشکو گواردیول» مدافع کرواسی، بعد از درخشش در همان جام جهانی با انتقالی حدود ۹۰ میلیون یورو راهی منچسترسیتی شد. حتی در سطحی پایینتر، «سوفیان امرابط» مراکشی با عملکردش در قطر، توجه باشگاههای بزرگ را جلب کرد و ارزش بازارش بهشکل محسوسی افزایش یافت.
در این میان، کشورهایی مانند برزیل، آرژانتین، کرواسی، مراکش و حتی صربستان، از موفقترین نمونهها در بهرهبرداری اقتصادی از جام جهانی بودهاند؛ کشورهایی که با ساختار مناسب در استعدادیابی و پرورش بازیکن، جام جهانی را به سکوی فروش و معرفی بازیکنان خود تبدیل کردهاند و از این مسیر، سالانه میلیونها دلار درآمد غیرمستقیم به چرخه فوتبالشان تزریق میکنند.
فوتبال ایران نیز در مقاطع مختلف، از این ویترین جهانی به شکل مطلوبی بهره برده بود؛ از ۱۹۹۸ فرانسه تا ۲۰۱۸ روسیه، هر دوره جام جهانی همانند یک «پنجره صادراتی» برای بازیکنان ایرانی عمل میکرد. اما این چرخه درآمدزایی در سالهای اخیر، بویژه پس از جام جهانی ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶، بهطرزی نگرانکننده متوقف شده تا مشخص شود سبد ایران از این بازار پررونق جهانی تقریباً خالی مانده است.
پس از جام جهانی ۱۹۹۸، موجی از لژیونر شدن بازیکنان ایرانی شکل گرفت. مهدویکیا، پاشازاده، دینمحمدی، شاهرودی، میناوند و خاکپور، هر یک بهواسطه دیدهشدن در بزرگترین صحنه فوتبال جهان، راهی لیگهای اروپایی شدند. این روند در سال ۲۰۰۶ نیز ادامه یافت؛ حتی با وجود نتایج نهچندان درخشان تیم ملی، بازیکنانی چون نکونام و تیموریان مسیر خود را به فوتبال اروپا باز کردند و دیگران نیز در ادامه به این جریان پیوستند.
در ۲۰۱۴ و بویژه ۲۰۱۸، این روند به بلوغ رسید. نمایش منسجم تیم ملی، نامهایی چون بیرانوند، امیری، حسینی و دیگران را در رادار باشگاههای خارجی قرار داد. هرچند مقصد برخی از این انتقالها کشورهای حاشیه خلیج فارس بود، اما همچنان «برند فوتبال ایران» در بازار جهانی فعال و قابلاعتنا به نظر میرسید.
اما امروز بعد از برگزاری دو دوره رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ این چرخه در عمل از حرکت ایستاده است. دیگر خبری از موج انتقال پس از جام جهانی نیست. نهتنها بازیکنان تازهای به اروپا معرفی نمیشوند، بلکه حتی لژیونرهای فعلی نیز در آستانه بازگشت به لیگ داخلی قرار دارند. این وضعیت، فقط یک مسأله فنی نیست؛ بلکه یک ضربه مستقیم اقتصادی به بدنه فوتبال باشگاهی ایران است.
در فوتبال حرفهای، فروش بازیکن یکی از منابع اصلی درآمدی باشگاههاست. باشگاههایی که در لیگهای متوسط یا ضعیفتر فعالیت میکنند، از طریق پرورش استعداد و فروش آن به لیگهای بزرگتر، چرخه مالی خود را زنده نگه میدارند. فوتبال ایران اما در این بازار جهانی، در عمل سهمی ندارد. نه انتقالهای بزرگ ثبت میشود، نه قراردادهای قابلتوجهی منعقد میگردد و نه حق رشد به باشگاههای ایرانی بازمیگردد.
آنچه وضعیت را نگران کنندهتر میکند، الگوی معیوب برخی انتقالهاست. بازیکنان ایرانی با مبالغی ناچیز به لیگهایی مانند پرتغال یا روسیه میروند، اما پس از دورهای کوتاه و بدون پیشرفت محسوس، با ارقام نجومی به لیگ داخلی بازمیگردند. این چرخه نهتنها ارزش افزودهای برای فوتبال ایران ایجاد نمیکند، بلکه بهنوعی خروج سرمایه انسانی و بازگشت پرهزینه آن را رقم میزند. در چنین شرایطی، باشگاههای ایرانی نه از فروش بازیکن سود میبرند، نه از رشد فنی آنان در خارج بهرهمند میشوند. نتیجه، بازاری بسته و تورمزده در داخل است که در آن، قیمتها بالا میرود اما کیفیت لزوماً افزایش نمییابد.
یکی از عوامل کلیدی این رکود، تصمیمات فنی در سطح تیم ملی است. عدم جوانگرایی و اتکای بیشازحد به بازیکنان بالای ۳۰ سال، در عمل ویترین جام جهانی را از جذابیت برای استعدادیابهای خارجی تهی کرده است. وقتی ترکیب اصلی تیم ملی، مسنترین میانگین سنی تاریخ جام جهانی را ثبت میکند، طبیعی است که باشگاههای اروپایی تمایل چندانی به سرمایهگذاری روی این بازیکنان نداشته باشند. بازیکنان جوانی که میتوانستند در این صحنه دیده شوند، یا فرصت بازی پیدا نکردند یا اصلاً در فهرست نهایی جایی نداشتند. این یعنی از دست رفتن یک نسل بالقوه لژیونر؛ نسلی که میتوانست چرخه صادرات بازیکن را احیا کند.
نشانههای «مهاجرت معکوس» حالا بیش از هر زمان دیگری به چشم میخورد. بازگشت احتمالی ستارگان لژیونر به لیگ داخلی، نه از سر انتخاب استراتژیک، بلکه نتیجه محدود شدن گزینهها در بازار خارجی است. این روند اگر ادامه پیدا کند، تعداد لژیونرهای ایرانی نهتنها افزایش نخواهد یافت، بلکه کاهش هم پیدا خواهد کرد.
بازار نقلوانتقالات فوتبال، گردش مالی میلیارددلاری دارد. کشورهایی با زیرساختهای حتی ضعیفتر از فوتبال ایران نیز توانستهاند با برنامهریزی در حوزه استعدادیابی، آموزش و فروش بازیکن، سهمی از این بازار کسب کنند. اما فوتبال ایران، با وجود استعدادهای فراوان، در عمل از این چرخه کنار مانده است. این پسرفت، صرفاً به معنای از دست دادن فرصتهای فردی برای بازیکنان نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن منابع مالی برای باشگاهها، کاهش کیفیت لیگ داخلی و در نهایت، تضعیف کل اکوسیستم فوتبال کشور است.
مهدی پاشازاده، مدافع پیشین تیم ملی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
باشگاههای جهان تمایلی به جذب بازیکنان مسن ندارند
پریسا غفاری/ در شرایطی که بحث درباره افت کیفیت فوتبال ایران و کاهش تعداد لژیونرهای فوتبال ایران در لیگهای معتبر اروپایی بهعنوان یک چالش جدی در محافل خبری مطرح شده است، مهدی پاشازاده، مدافع پیشین تیم ملی و یکی از لژیونرهای جام جهانی ۱۹۹۸، وضعیت موجود را محصول نبود برنامهریزی، ضعف در پرورش استعدادها و نگاه نتیجهگرایانه در فوتبال ایران میداند. پاشازاده با اشاره به کیفیت نامطلوب فوتبال ایران و افت محسوس توانمندی بازیکنان ایرانی میگوید:«وقتی ۱۰ سال تغییری در ترکیب تیم ملی فوتبال ایران نباشد و با همان بازیکنان ۲۰۲۲ به جام جهانی ۲۰۲۶ برویم، چه توقعی است که باشگاههای جهان خواهان بازیکن ایرانی با سن بالا باشند.»
بازیکن پیشین تیم ملی در ادامه توضیح میدهد:«بازیکنان زحمت خود را کشیدند، اما واقعیت این است که ما در ۱۰ سال گذشته رشدی در فوتبال نداشتهایم؛ از ۱۴ لژیونر ۲۰۲۲ به دو بازیکن در جام جهانی ۲۰۲۶ رسیدیم؛ این یعنی ساختار و برنامهریزی ویژهای برای بهبود کیفیت نداشتیم و جوانان خوبی را هم پرورش ندادیم. اگر دو، سه جوان مستعد هم پیدا شد، فرصت بازی پیدا نکردند تا با نمایش توانمندیهای خود، باشگاههای مطرح جهان خواهان جذب آنها شوند. این فرصتی بود که کادر فنی از آنها گرفت.»
پاشازاده به سن بازیکنان جام جهانی ۹۸ اشاره میکند و میگوید:«من در آن زمان ۲۳ سال سن داشتم، مهدویکیا ۲۱، سیروس دینمحمدی ۲۴، علی منصوریان ۲۵ و کریم باقری ۲۳ ساله بودند؛ سنی معمول که توانستیم با نمایشی خوب لژیونر شویم. ولی اکنون در سال ۲۰۲۶، کادر فنی با تفکر نتیجهگرا و اعتقاد به باتجربهها گام برداشت؛ حتی به نظرم اگر رامین رضاییان ۲۶ ساله هم بود، با این عملکرد برای یک سال میتوانست در بهترین تیمها لژیونر شود.»
مربی فوتبال ایران با انتقاد از حضور بازیکنان فوتبال ایران در لیگهای سطح پایین میگوید:«خیلیها با هیجان از ترانسفر شدن بازیکنان به روسیه حرف میزنند؛ لیگ روسیه در حد لیگ امارات است و عجیب این است که بازی در این لیگ برای فوتبالیستهای ما آرزو شده است. آنها با ۱۰۰ میلیارد تومان میروند و با ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد تومان برای رضایتنامه برمیگردند بدون یک ریال آورده برای باشگاههای ایرانی. این رفتوآمدها برای فوتبال ایران و باشگاهها هیچ سودی ندارد و تا زمانی که ساختار مدیریتی درستی نداشته باشیم، این چرخه معیوب در حال تکرار است.»
انتهای پیام/