این صفحه هم با دستور مقام محترم مسدود شد/ پژوهشگر رسانه: «تکیدو» نشانه تغییر است
سیاست
162244
در حالی که واکنش نهادهای ذیربط به دورهمی خبرساز یک بلاگر همچون خیلی موارد دیگر، مسدود کردن صفحه وی بوده، یک پژوهشگر رسانه معتقد است: نخستین اشتباه در مواجهه با پدیدههایی مانند استقبال از «نیما تکیدو» نگاه مچگیرانه به نوجوانان است؛ در حالی که این مسئله نیست و تنها نشانه تغییر بزرگتر است.
اندکی بعد از انتشار اخبار و تصاویر هجوم نوجوانان به دورهمی یک بلاگر در «ایران مال»، واکنش نهادهای ذیربط همان اقدام ساده و تکراری همیشگی بود. حالا وقتی به صفحه این شخص با ۱.۵ میلیون دنبالکننده در یوتیوب و اینستاگرام سر بزنید، با یک آرم تیره و این جمله مواجه میشوید: «با توجه به انتشار محتوای مجرمانه، این صفحه حسب دستور مقام محترم قضایی مسدود گردید.»
به گزارش ایرنا، البته قبل از مسدود شدن صفحه اینستاگرام این جوان، در بررسی خبرنگار ایرنا مقادیری حرف زشت در ویدئوهای نیما دیده میشد که احتمالا بخشی از محتوای مجرمانه صفحه او باشد. با این حال آیا به واکنش احساسی حدود یک میلیون دنبالکننده نوعا نوجوان که احتمالا درکی از «محتوای مجرمانه» ندارند و بعضا از کلمات «زشت» در گفتگوهای روزمرهشان استفاده میکنند هم فکر شده است؟
حالا در صفحه یوتیوب او تنها یک ویدئو مانده که در آن بعد از توضیح اتفاقات رخ داده در جمعه گذشته در ایران مال، این بلاگر از کسانی که از شادی نوجوانان ناراحت هستند، انتقاد میکند.
اتفاق هفته گذشته که ایرنای تهران هم با عنوان «نیما در ایرانمال؛ ما این خبر را خوردیم!» به آن پرداخت، این پرسش کلیدی را پیش روی خانوادهها، مسئولان و کارشناسان قرار داد که آیا درکی از علایق نسل نوجوان امروز داریم؟ چرا مرجعیت نسل جدید در حال تغییر است و اینفلوئنسرها، بلاگرها و یوتیوبرها به الگوهای بخشی از نوجوانان تبدیل شدهاند؟ نقش خانواده، مدرسه، نهادهای فرهنگی و سیاستگذاران در این میان چیست و ما در کدام بخش از مسیر، از شناخت این نسل و نیازهایش غفلت کردهایم؟
ازدحام هزاران نوجوان برای دیدار با «نیما تکیدو» در ایرانمال، بیش از آنکه صرفاً یک خبر پربازدید در فضای مجازی باشد، نشان داد مسئله فقط یک یوتیوبر یا یک تجمع نیست بلکه تغییری عمیقتر در شیوه اثرگذاری بر نسل جدید در حال شکلگیری است؛ تغییری که اگر بهدرستی شناخته نشود، فاصله میان نسلها را بیش از گذشته افزایش خواهد داد.
ایرنا برای واکاوی ابعاد این پدیده با حسین حق پناه پژوهشگر اصولگرا گفتوگو کرده است؛ پژوهشگری که معتقد است راه مواجهه با این تغییر، برخوردهای سلبی و قضاوتهای شتابزده نیست؛ بلکه باید نوجوانان را شنید، علایق و نیازهای آنان را شناخت و با تکیه بر سواد رسانهای، گفتوگو، آموزش و حمایت از تولید محتوای جذاب و سالم، سیاستی واقعبینانه برای حضور نسل جدید در فضای مجازی تدوین کرد.
به جای مچگیری، نوجوانان را بشنویم
این پژوهشگر رسانه معتقد است نخستین اشتباه در مواجهه با پدیدههایی مانند استقبال از «نیما تکیدو» نگاه مچگیرانه به نوجوانان است. به جای آنکه نوجوانان را به خاطر علاقه به یک یوتیوبر یا اینفلوئنسر سرزنش کنیم باید از خودشان بپرسیم چه چیزی در این محتوا برایشان جذاب است، چه نیازی را پاسخ میدهد و چرا چنین افرادی برایشان به مرجع تبدیل شدهاند.
به گفته وی، اگر امروز با این چالش روبهرو هستیم باید به گذشته برگردیم و از خود بپرسیم آیا خانواده، مدرسه و نهادهای فرهنگی توانستهاند محتوایی متناسب با علایق و نیازهای نسل جدید تولید کنند یا خیر.
«تکیدو» مسئله نیست؛ نشانه یک تغییر بزرگتر است
حقپناه تأکید میکند نباید «تکیدو» را مسئله اصلی دانست؛ زیرا او تنها بخشی از پدیده بزرگتری به نام «فرهنگ یوتیوبی» و تغییر الگوهای مرجع در میان نوجوانان است.
وی میگوید: سالهاست این اتفاق در حال رخ دادن است، از تجمعهای هواداران خوانندگان و اینفلوئنسرها گرفته تا دورهمیهای اسکیتبازان و یوتیوبرها، همگی نشانههای یک تغییر فرهنگی هستند اگر امروز فقط روی یک چهره تمرکز کنیم، مسئله اصلی را نمیبینیم.
به اعتقاد این پژوهشگر، فضای مجازی برای نوجوانان صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست، بلکه بخشی از زیست اجتماعی آنهاست؛ جایی که هویت، دوستیها، علایق و الگوهای رفتاریشان شکل میگیرد.
جای خالی سواد رسانهای
این پژوهشگر یکی از مهمترین خلأهای موجود را ضعف آموزش سواد رسانهای میداند و میگوید: سالها درباره سواد رسانهای حرف زدهایم اما آیا واقعاً به نوجوانان یاد دادهایم چگونه محتوای فضای مجازی را تحلیل کنند با نگاه انتقادی به اینفلوئنسرها بنگرند و صرفاً مصرفکننده نباشند؟.
وی معتقد است در بسیاری از کشورها حضور کودکان و نوجوانان در شبکههای اجتماعی با محدودیتهای سنی، نظارت والدین و قوانین مشخص همراه است اما در ایران هنوز این سازوکارها به شکل مؤثر شکل نگرفته است.
خانواده باید هممسیر نوجوان باشد
حقپناه بر نقش خانواده نیز تأکید میکند و میگوید: باید حافظه مشترک رسانهای میان والدین و فرزندان شکل بگیرد. والدین باید بدانند فرزندشان چه محتوایی میبیند چرا آن را دوست دارد و بتوانند درباره آن با او گفتوگو کنند نه اینکه صرفاً نسخه بپیچند که چه چیزی را ببیند یا نبیند.
به گفته وی، توصیه، زمانی اثرگذار است که بر پایه شناخت علایق و نیازهای نسل جدید باشد، نه بر اساس سلیقه نسلهای گذشته.
اقتصاد تولید محتوا را نباید نادیده گرفت
این پژوهشگر معتقد است نباید تنها به تولیدکنندگان محتوا نگاه کرد، بلکه باید چرخه اقتصادی پشت این فضا را نیز دید. وقتی درآمد تولیدکننده محتوا به تعداد بازدید و دنبالکننده وابسته است، طبیعی است برخی به سمت محتواهای هیجانی یا جنجالی بروند. اگر میخواهیم این وضعیت تغییر کند باید از تولیدکنندگان محتوای سالم و جذاب حمایت کنیم و اقتصاد پلتفرمی را نیز در سیاستگذاریها ببینیم.
حقپناه تأکید میکند: تکیدو و چهرههای مشابه، حلقه آخر یک زنجیره هستند و اگر قرار است تغییری ایجاد شود باید از سیاستگذاری، آموزش، خانواده، اقتصاد محتوا و حمایت از تولیدکنندگان مسئول آغاز شود.
راهحل، محدودسازی نیست
این پژوهشگر در پایان میگوید: نگاه صفر و صدی، مبتنی بر بگیر و ببند، پاسخگوی این تغییرات نیست. اگر جای تولیدکنندگان محتوای حرفهای و مسئولانه در فضای مجازی خالی بماند، افراد دیگری این خلأ را پر خواهند کرد. امروز بیش از هر زمان دیگری باید نوجوانان را بشناسیم، با آنها گفتوگو کنیم و برای دنیایی که در آن زندگی میکنند، برنامه داشته باشیم.
انتهای پیام/