
ساعت حدود نه ونیم صبح بود و راهروهای دادگاه خانواده مثل همیشه، پر از آدمهایی که هرکدام با دنیایی از ناگفتهها پشت در اتاقهای وکلای دادگستری و شعبههای دادگاه خانواده انتظار میکشیدند تا در این ایستگاه با کمک قانون مسیر زندگیشان را تغییر دهند. در گوشهای از راهرو مجتمع قضایی خانواده اما دختر جوانی فارغ از این همه هیاهو سرش در گوشی تلفن همراه و همه حواسش به محتویات صفحات مجازی بود. با اشاره دست صفحات را بالا و پایین میکرد و با دیدن فیلم و عکس و متنی گاهی لبخند میزد و گاهی شروع به نوشتن میکرد. چند قدم آنطرفتر، پسر جوانی با چهرهای پریشان ایستاده بود و به رفتار و حرکات او خیره مانده و گاه از روی حسرت سری تکان میداد.

فرمانده انتظامی شهرستان آستارا از شناسایی و دستگیری یک بلاگر اینستاگرامی با بیش از ۳۴ هزار دنبالکننده به اتهام انتشار محتوای توهینآمیز علیه مردم شمال کشور خبر داد.

در حالی که واکنش نهادهای ذیربط به دورهمی خبرساز یک بلاگر همچون خیلی موارد دیگر، مسدود کردن صفحه وی بوده، یک پژوهشگر رسانه معتقد است: نخستین اشتباه در مواجهه با پدیدههایی مانند استقبال از «نیما تکیدو» نگاه مچگیرانه به نوجوانان است؛ در حالی که این مسئله نیست و تنها نشانه تغییر بزرگتر است.

فراخوان یکی از چهرههای پرمخاطب شبکههای اجتماعی برای دیدار با دنبالکنندگانش در یکی از مراکز تجاری تهران، به گردهمایی هزاران نوجوان انجامید؛ تجمعی که به دلیل ازدحام جمعیت از کنترل خارج شد و فعالیت این مجموعه را برای ساعاتی مختل کرد. آنچه این رخداد را به موضوعی فراتر از یک خبر شهری تبدیل کرد، صرفاً شمار حاضران نبود، بلکه شگفتی بسیاری از بزرگسالان و حتی ناظران فرهنگی از این واقعیت بود که فرد دعوتکننده، با وجود برخورداری از میلیونها دنبالکننده در فضای مجازی، برای بخش بزرگی از جامعه و رسانههای رسمی چهرهای ناشناخته است.

دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی ادعای مطرحشده درباره برخورد با بلاگرها را تکذیب کرد.

دادگاه تجدیدنظر تهران یک بلاگر معروف را بهدلیل توهین به فردوسی به حبس، جزای نقدی و تدوین رساله محکوم کرد.