منطق انتصابات و مخاطبین آن

ابراهیم متقی

ابراهیم متقی

سیاست

163695
منطق انتصابات و مخاطبین آن

در روزهای اخیر، رویکردهای متفاوت و حتی متناقضی درباره منطق انتصابات رهبر انقلاب اسلامی منتشر شده است. هر گروه و جریان سیاسی، درباره دلایل و پیامدهای آن رویکردهای متفاوتی را بیان کرده‌اند. بخشی از برنامه‌های رسانه‌های بین‌المللی که به زبان فارسی منتشر می‌شود نیز به این موضوع توجه داشته و این امر نشان می‌دهد که انتصابات در افکار عمومی بین‌المللی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

ابراهیم متقی، استاد دانشگاه تهران: از آنجا که فضای رسانه‌ای کشور نسبتاً مبهم است، به همین دلیل است که تفسیر دقیقی در فضای موجود رسانه‌ها و ارتباطات بین‌المللی درباره منطق انتصابات به انجام نرسیده است. هر گروه و مجموعه‌ای بر اساس ذهنیت و ادراک خود مبادرت به تبیین علل، فرآیند و پیامدهای این انتصابات می‌کند. شاید بتوان اصلی‌ترین نشانه‌ها و دلایل انتصابات نظامی و راهبردی را به شرح ذیل بیان کرد:
۱. ایران در وضعیت جنگ ناتمام قرار دارد. تمامی نشانه‌های کنش تاکتیکی و ادبیات سیاسی ترامپ و نتانیاهو بیانگر آن است که سطح جدیدی از منازعه، درگیری و کنش عملیاتی علیه ایران به انجام خواهد رسید. اگرچه دیپلماسی می‌تواند مانع تداوم جنگ شود، اما ترامپ از سازوکارهای آتش‌بیاری‌معرکه برای تحقق وضعیت دیپلماسی ناتمام بهره می‌گیرد. منطق سیاست قدرت و الگوی کنش امنیتی آمریکا و اسرائیل بیانگر آن است که هرگونه جنگ را باید به نتیجه‌ای برسانند که بر اساس آن، سطح جدیدی از موازنه قدرت حاصل شود. ایران هم‌اکنون از قابلیت لازم برای پاسخ به اقدامات آمریکا و اسرائیل برخوردار است. 
در چنین شرایطی ایالات‌متحده هیچ‌گاه به اهداف نهایی و راهبردی خود نمی‌رسد، بنابراین برای نیل به اهداف نیازمند سطح جدیدی از کنش عملیاتی است. بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی آمریکا به این موضوع اشاره کردند که ترامپ به اهداف تاکتیکی خود نائل نشده و توصیه به سازوکارهای کنش دیپلماتیک برای پایان جنگ داشته‌اند. 
عبور از تهدیدات نیازمند سازماندهی نیروهای نظامی و مجموعه‌هایی است که از قابلیت لازم برای دفاع تاکتیکی و متناسب با اقدام نظامی آمریکا یا سایر واحدهای سیاسی برخوردار باشد. ضرورت ترمیم ساختار فرماندهی همانند بهینه‌سازی یگان‌های نظامی و عملیاتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. 
بنابراین در فضای موجود ساخت سیاسی ایران، لازم است سازوکارهایی در دستورکار قرار گیرد که زمینه انسجام‌بخشی ساختاری در حوزه نیروهای مسلح را فراهم آورد. اگر چه در تفکر راهبردی ایران نشانه‌هایی از ابهام وجود دارد که می‌بایست زمینه ترمیم ساخت دفاعی بر اساس الگوی فرماندهی مؤثر را فراهم آورد.
۲. ترمیم ساختاری یگان‌های دفاعی و عملیاتی؛ دومین دلیلی که ضرورت انتصابات را اجتناب‌ناپذیر می‌ساخت، به شهادت رسیدن طیف گسترده از فرماندهان نظامی ارتش، سپاه پاسداران، ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه خاتم‌الانبیا است. در فرآیند جنگ تحمیلی، طیف گسترده‌ای از فرماندهان نظامی باتجربه ایران از جمله محمد باقری، غلامعلی رشید، حسین سلامی، عبدالرحیم موسوی، ربانی، نوذری، جلالی‌نسب و بسیاری دیگر از فرماندهانی به شهادت رسیدند که خلأ آنان برای ساختار دفاعی ایران کاملاً احساس می‌شود.
 در چنین شرایطی ترمیم فرماندهانی که بتوانند شکل‌بندی ساختار دفاعی و عملیاتی ایران را اعاده کرده و زمینه آمادگی عملیات تاکتیکی برای مقابله با اقدامات تهاجمی دشمن را سازماندهی کنند، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید.
۳. انسجام‌بخشی ساختاری سیاسی و دفاعی عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران با هدف اولیه ایجاد «دولت ضعیف» و هدف ثانویه «بی‌دولتی» انجام گرفته است. هرگاه و در هر کشوری طیف گسترده از رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی آن کشور در معرض ترور قرار گیرند، زمینه برای بی‌ساختاری و شرایط بدون فرماندهی فراهم می‌شود. در ایران ساعت‌های اولیه جنگ، نیز چنین وضعیتی احساس می‌شد.
 اگرچه ساخت نظامی و تاکتیکی ایران در زمان محدودی خود را بازیابی کرد و توانست بر اساس تجارب فرماندهان دوران دفاع مقدس به کنش متقابل در برابر آمریکا و اسرائیل مبادرت کند، اما ضرورت‌های مقاومت در برابر کنش تهاجمی دشمن، نیاز کشور به ساماندهی دفاعی و فرماندهی تمرکز را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. در فضای موجود سیاست امنیتی کشور، ساخت سیاسی ایران نیازمند آن بود که از بین فرماندهان و مقام‌های سیاسی اثرگذار بر حوزه‌های دفاعی، افرادی انتخاب شوند که با انگاره‌های سیاسی حلقه اولیه رهبری پیوند مؤثرتری داشته باشند.
 عموماً ارتش‌های انقلاب و فرماندهان کشورهای انقلابی به دلیل تنوع ادراکی کارگزاران سیاسی و اجرایی در وضعیت تنوع ادراکی قرار می‌گیرند. سپاه پاسداران به عنوان ارتش انقلابی و خط مقدم نبرد با عراق در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ با بخشی از نیروهای بنیانگذار و فرماندهان خود که دارای انگاره‌های سیاسی متفاوتی از خط رهبری بودند، فاصله گرفت. این روند در درون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نیروهای وابسته به آنان در سپاه پاسداران حاصل شد. شاید بتوان تغییرات موجود را ادامه فرآیند و مداری دانست که در سال ۱۳۵۹ و در دوران جنگ با عراق آغاز شده بود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست