انتصاب و پیام ثبات
صدور احکام جدید برای فرماندهان و مسئولان ارشد نیروهای مسلح را باید از چند زاویه مورد توجه قرار داد. اولین پیام این احکام، ثبات در مجموعه نیروهای مسلح و تداوم مسئولیت فرماندهانی است که در سالهای گذشته، بویژه در دوران دفاع مقدس و همچنین جنگهای اخیر، تجربه و کارنامه خود را به اثبات رساندهاند.
اسماعیل کوثری، مشاور سابق فرمانده کل سپاه: فرماندهان نیروهای مسلح در جریان جنگ ۴۰ روزه و همچنین جنگ ۱۲ روزه، در جایگاه مسئولیتی خود تصمیمهای مهمی اتخاذ کردند و این جنگها را به بهترین نحو ممکن مدیریت کردند. بنابراین، صدور احکام جدید برای آنان را نمیتوان صرفاً یک تغییر اداری یا تشریفاتی تلقی کرد؛ بلکه این احکام در واقع نشاندهنده اعتماد و اطمینان رهبری به فرماندهانی است که در عرصههای مختلف دفاعی و نظامی، آزمون خود را پس دادهاند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نیروهای مسلح برای انجام مأموریتهای خود نیازمند برنامهریزی کوتاهمدت، میانمدت و بویژه بلندمدت هستند. وقتی فرماندهان و مسئولان اصلی این مجموعه از ثبات و استمرار مسئولیت برخوردار باشند، امکان آن فراهم میشود که برنامههای راهبردی با افق زمانی طولانیتری طراحی و دنبال شود و نیروهای مسلح بتوانند با تمرکز بیشتری برای آینده برنامهریزی کنند.
از سوی دیگر، ترکیب مسئولان و فرماندهانی که در احکام اخیر مورد توجه قرار گرفتهاند، نشان میدهد که رهبر انقلاب بر استفاده از نیروهای با تجربه و سابقهدار تأکید دارند؛ افرادی که هم در دوران دفاع مقدس حضور داشتهاند و هم در تحولات و درگیریهای سالهای اخیر تجربه اندوختهاند. در این میان، مسئولیتهای جدید برای رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، نماینده رهبری در نیروهای مسلح و همچنین سردار رضایی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شده است، میتواند در چارچوب همین نگاه قابل ارزیابی باشد.
امروز و پس از تجربه جنگهای اخیر، نیروهای مسلح باید بیش از گذشته به سمت تدوین برنامههای راهبردی و بلندمدت حرکت کنند. تجربه جنگ نشان داد که قدرت دفاعی کشور فقط در میدان نبرد معنا پیدا نمیکند، بلکه باید پیش از وقوع هرگونه تهدید، ظرفیتها، نیازها و نقاط قوت و ضعف شناسایی و برای آنها برنامهریزی شود. هدف باید این باشد که قدرت واقعی نیروهای مسلح کشور بیش از گذشته به منصه ظهور برسد و دشمنان جمهوری اسلامی به این جمعبندی برسند که هرگونه ماجراجویی و اقدام نظامی علیه ایران، هزینهای سنگین و غیرقابل تحمل برای آنها خواهد داشت.
در جنگ ۱۲ روزه نیز این واقعیت بهخوبی آشکار شد. کسانی که خود را صاحب قدرتمندترین ارتش جهان میدانستند، در برابر توان دفاعی و پاسخ نیروهای مسلح ایران با شرایطی مواجه شدند که نشان داد قدرت نظامی، صرفاً با تجهیزات و ادعا سنجیده نمیشود. آنچه در میدان تعیینکننده است، ترکیبی از توانمندی، فرماندهی، تجربه، روحیه، اراده و برنامهریزی است.
از همین رو، اکنون زمان آن است که مجموعه نیروهای مسلح، با استفاده از تجربه جنگهای اخیر، برنامههای راهبردی خود را برای سالهای آینده تدوین و عملیاتی کند. در این مسیر، دولت و مجلس نیز باید جایگاه ویژهای داشته باشند. این دو قوه باید توجه داشته باشند که تقویت نیروهای مسلح و ارتقای توان دفاعی کشور، نیازمند برنامهریزی منسجم، تأمین منابع و پشتیبانی مستمر است. امنیت و قدرت دفاعی کشور موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً در مقاطع بحران مورد توجه قرار داد؛ بلکه باید همواره در برنامههای کلان کشور جایگاه مشخصی داشته باشد.
یکی دیگر از نکات مهم در احکام اخیر رهبر انقلاب، تأکید بر اتخاذ روحیه تهاجمی است. این تعبیر البته نباید به معنای آغازگر بودن در جنگ یا حرکت به سمت جنگافروزی تفسیر شود. جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده است که آغازگر جنگ نخواهد بود، اما این به معنای آن نیست که در صورت تحمیل جنگ، صرفاً در موضع دفاعی باقی بماند.
تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دفاع مؤثر، لزوماً دفاع منفعلانه نیست. نیروهای مسلح میتوانند در عین آنکه آغازگر جنگ نیستند، در هنگام دفاع، از یک رویکرد فعال و تهاجمی برخوردار باشند. به بیان دیگر، اگر دشمن جنگی را به کشور تحمیل کند، پاسخ ایران نباید صرفاً محدود به دفع حمله باشد؛ بلکه باید به گونهای باشد که دشمن از ادامه اقدام خود مأیوس شود و هزینه هرگونه تجاوز احتمالی را بهخوبی محاسبه کند.
روحیه تهاجمی در این معنا، بخشی از همان راهبرد بازدارندگی است. دشمن باید بداند که ایران درصورت تحمیل جنگ، از ظرفیت لازم برای پاسخ قاطع و فعال نیز برخوردار است. این نگاه باید در برنامهریزیهای آینده نیروهای مسلح لحاظ شود.
بنابراین، احکام اخیر را میتوان سرآغاز مرحلهای جدید از برنامهریزی راهبردی در نیروهای مسلح دانست؛ مرحلهای که در آن ثبات فرماندهی، استفاده از تجربه فرماندهان آزموده، تقویت توان بازدارندگی، برنامهریزی بلندمدت و برخورداری از روحیه فعال و تهاجمی در دفاع باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. اکنون نیروهای مسلح باید از تجربه جنگهای اخیر برای ساختن آینده استفاده کنند؛ آیندهای که در آن دشمن نهتنها از توان دفاعی ایران، بلکه از اراده و ظرفیت پاسخگویی آن نیز مطمئن باشد. این همان نقطهای است که میتواند امنیت پایدار و بازدارندگی واقعی را برای کشور به همراه داشته باشد.
انتهای پیام/