روایت سالار عقیلی از پهلوان آواز ایران در گفت و گو با «ایران»:
آواز ایرج؛ صدایی که قرن ها تکرار نمیشود
فرهنگ
163732
«صدای ایرج در تاریخ آوازخوانی ما یک مترومعیار است و هر کس بخواهد در بالاترین حد حنجره، صدایی را مثال بزند، میگوید صدا شبیه صدای ایرج است.» این توصیف را زندهیاد استاد محمدرضا شجریان در مراسم تجلیل از استاد ایرج خواجهامیری در سال ۱۳۹۲ بیان کرد؛ خوانندهای که سالهاست نامش با عنوان «پهلوان آواز ایران» گره خورده است.
ندا سیجانی؛ گروه فرهنگی / ایرج خواجهامیری تنها به دلیل تواناییهای کمنظیرش در آواز مورد احترام نبود؛ اخلاق و منش او نیز در میان اهالی موسیقی زبانزد بود. هنرمندی که نسلهای مختلفی از خوانندگان و نوازندگان، از او به نیکی یاد کردهاند و صدایش را بخشی از حافظه موسیقایی ایران میدانند. دیماه ۱۳۹۶ نیز فرصتی فراهم شد تا در روزنامه ایران به مناسبت ۸۵ سالگی استاد ایرج، جشنی خودمانی برای او برگزار کنیم؛ دورهمی صمیمانهای با حضور جمعی از دوستان و اهالی موسیقی، از جمله نصرتالله وحدت، سالار عقیلی، علی جهاندار، محمد معتمدی و احسان خواجهامیری. در آن جمع صمیمی، «پهلوان آواز ایران» از آرزویی گفت که شاید خلاصهای از دغدغه همیشگی او برای موسیقی کشور بود: «آرزویم این است هنر و موسیقی کشورم روزبهروز پیشرفت کند و آوازه آن در دنیا گسترده شود.» حالا سالها از آن روز گذشته است و استاد ایرج دیگر در میان ما نیست؛ اما صدایی که شجریان آن را «مترومعیار» خوانده بود، همچنان در حافظه موسیقی ایران شنیده میشود.
گنجینه آواز ایران
سالار عقیلی خواننده موسیقی سنتی در گفتوگو با «ایران» از خاطرات بیش از یک دهه همکاری با زندهیاد استاد ایرج خواجهامیری گفت؛ همکاریای که از اجرای مشترک قطعه «همه چشمها به ایرانه» آغاز شد و با تولید «آرام جان» ادامه پیدا کرد. عقیلی میگوید: «هدفش از این همکاری تنها تولید یک اثر موسیقایی نبوده، بلکه تلاش داشته تصویری ماندگار از یکی از گنجینههای آواز ایران برای نسلهای آینده به یادگار بگذارد.»
او با اشاره به آشنایی دیرینه خود با آثار استاد ایرج خواجهامیری گفت: «آشنایی نزدیک من با استاد ایرج از حدود ۱۲سال پیش شکل گرفت و در این سالها کارهای زیادی با هم انجام دادیم. البته من از دوران کودکی و جوانی با آثار استاد ایرج آشنا بودم، همیشه آثارشان را گوش میدادم و از آنها لذت میبردم. ایشان برای من یک اسطوره بودند و هرگز فکر نمیکردم روزی بتوانم با او کار کنم. واقعاً همکاری با استاد خواجه امیری برایم افتخار بزرگی بود و توانستیم هم در کنسرتها آثار بسیار خوبی اجرا کنیم و هم دو اثر مشترک داشته باشیم. یکی از آنها قطعه «همه چشمها به ایرانه» بود با آهنگسازی مهیار فیروزبخت، که اولین همکاری من با استاد ایرج محسوب میشد. این اثر را به صورت دوصدایی در استودیو پاپ، زندهیاد ناصر فرهودی، ضبط کردیم. بعد هم قطعه «آرام جان» با آهنگسازی ابوالفضل صادقی نژاد، تولید شد که سال گذشته منتشر شد.»
عقیلی در ادامه اظهار کرد: «آرام جان» کار بسیار بزرگی بود که توانستیم با استاد ایرج انجام دهیم. من همیشه دوست داشتم یک اثر ماندگار در موسیقی با استاد ایرج بر جای بگذارم.
زمانی که با اسپانسر صحبت کردم، گفتم اصلاً هزینه کار برای ما مهم نیست و فقط میخواهم این اثر ماندگار شود. برای تولید این کار به شهرک سینمایی رفتیم و حتی بخشی از هزینه را شخصاً پرداخت کردم تا این کار انجام شود. دوستانی که در تهیه و تولید این اثر حضور داشتند، از جمله امیر فیروزبخت، نوازنده ویولن، و دیگر اعضای ارکستر من میدانند که این کار از نظر مالی برای من یا حتی استاد ایرج منفعت خاصی نداشت.»
او افزود: «خیلی از هنرمندان قدیمی دیگر در میان ما نیستند، اما متأسفانه از آثار تصویری آنها که نسل جدید بتواند با کیفیت بالا ببیند، چندان اثری وجود ندارد. آثار صوتی بسیار زیادی داریم، اما نسل جدید و نسلهای بعد از ما باید بتوانند این آثار را به راحتی پیدا کنند، ببینند و بشنوند و یکی از دغدغههای من این بود که بتوانیم یک اثر ماندگار با استاد ایرج خلق کنیم که برای نسل جوان باقی بماند. استاد ایرج، استاد گلپا و استاد شجریان از گنجینههای موسیقی ایران هستند و نسل جوان و نسل نو باید آنها را بشناسند. احترام به مفاخر موسیقی و پیشکسوتان موسیقی سنتی ایران از وظایف ماست.
من همیشه تلاش کردهام از شخصیت و هنر استاد ایرج و همه استادانی که با آنها کار کردهام، صیانت کنم؛ از جمله استاد فرهاد فخرالدینی که امیدوارم خداوند ایشان را سلامت بدارد.»
عقیلی با ابراز تأسف از درگذشت هنرمندان و استادان موسیقی گفت: «من همیشه شعری از فریدون مشیری میخوانم و خیلی ناراحتم از اینکه یکییکی هنرمندان خوب ما از میان ما میروند. فریدون مشیری میگوید:
شاخهها مضطرب از جنبش باد
درهم آویخته میپرهیزند
برگها سوخته از بوسه مرگ
تکتک از شاخه فرومیریزند
متأسفانه هنرمندان خوب و نامدار کشورمان یکی پس از دیگری ما را ترک میکنند و از کنار ما میروند. البته طبیعت دنیاست، اما امیدواریم نسل نو و جوان بتواند ادامهدهنده راه این استادان بزرگ موسیقی اصیل، جدی و فاخر کشورمان باشد.»
راز ماندگاری در سازگاری است
سالار عقیلی به راز ماندگاری اساتید موسیقی ایران اشاره کرد و گفت: «مهمترین دلیل ماندگاری استاد ایرج، علاوه بر جایگاه هنری، شخصیت خودشان بود. من روی صحنه در کنار استاد بودم. ایشان ۹۳ سال داشتند و با من کنسرت دادند. آخرین کنسرتی که با هم داشتیم، سال گذشته در نیشابور بود. به ایشان گفتم: «استاد، شما ۹۳ سالتان است؛ اگر من بتوانم تا ۷۰سالگی بخوانم، کلاهم را به هوا میاندازم!» ایشان هم میخندیدند. یکی دیگر از رازهای ماندگاری استاد ایرج این بود که هیچوقت کسی را از دست خودشان ناراحت نمیکردند. آنقدر مهربان و بامحبت بودند که هیچوقت دوست نداشتند به کسی نه بگویند یا کسی را از خودشان برنجانند. در زندگی دل هیچ کس را نشکستند و با همه مردم، از پیر و جوان گرفته تا کودک و نوجوان، با عطوفت و مهربانی صحبت میکردند. خدا رحمت کند استاد حسن ناهید را. زمانی که با ایشان کنسرت داشتیم، از ایشان خواستم نصیحتی به من بکنند. گفتند: «آقای عقیلی، راز ماندگاری در سازگاری است.» استاد ایرج با همه سازگار بودند. بعضی شخصیتها اصلاً نمیتوانند نامهربان باشند و استاد ایرج یکی از آنها بود. وقتی شما با همه سازگار باشید و به همه مهربانی کنید، نامتان در تاریخ میماند.»
راه استادان بزرگ برای نسل جوان دستنیافتنی نیست
او افزود: «جایگاه هنری و آواز استاد ایرج هم که موضوع دیگری است. شاید قرنها باید بگذرد تا بزرگانی مانند استاد شجریان، استاد ایرج و استاد گلپا دوباره متولد شوند. امیدوارم جوانها دنبال راه این اساتید باشند و بتوانند به آن جایگاه برسند. البته کار سختی است، اما دستنیافتنی نیست و با ممارست و تمرین میتوان به آن رسید. این بزرگان هم زمانی که خوانندگی را شروع کردند، شاید تصور نمیکردند که روزی به چنین جایگاهی برسند، اما آنقدر ممارست و تمرین کردند و راه درست را رفتند که به این جایگاه رسیدند. راه درست رفتن در موسیقی و هنر بسیار مهم است و انسان در همین مسیر میتواند جایگاه خودش را حفظ کند.»
عقیلی درباره ویژگیهای تکنیکی و صوتی آواز استاد ایرج نیز گفت: «جنس صدای ایشان بسیار خاص بود. شاید هر هزارسال یکبار بتوان چنین جنسی از صدا را پیدا کرد. تحریرهایشان کامل و درست بود و از حنجره بیرون میآمد و کاملاً مختص خودشان بود. صدایی بسیار راحت، روان و سلیس داشتند. این حنجره، یک حنجره خاص بود؛ بهخصوص در تحریرهای چکشی که در آواز داریم، ایشان ید طولایی داشتند. هرچه بگویم کم گفتهام و واقعاً خودم را در جایگاهی نمیبینم که بخواهم از استاد تعریف کنم. هرچه از استاد ایرج بگویم، باز هم کم گفتهام. فقط جوانها را دعوت میکنم که حتماً کارهای استاد ایرج را گوش کنند، پیگیری و دنبال کنند و ببینند این مرد بزرگ، این پهلوان آواز ایران، با آواز ایران چه کرده است. من ساعتهای خوبی را با استاد سپری کردم. گذشته از درس آواز و خوانندگی، ایشان درس زندگی به من آموختند و صد حیف و افسوس که استاد را از دست دادیم و دیگر در میان ما نیستند.»
برش
خاطرهای از اولین مواجهه با آواز استاد ایرج
عقیلی در پایان صحبتهایش به خاطرهای از اولین مواجهه خود با آواز استاد ایرج اشاره کرد و گفت: «این خاطره به حدود ۲۹ سال پیش برمیگردد؛ شبی که در منزل استاد فرهنگ شریف میهمان بودم. آن زمان حدود ۳۰ سال داشتم و استاد محمد موسوی که در آن سالها با ایشان همکاری میکردم، من را به منزل استاد فرهنگ شریف بردند. استاد ایرج و استاد همایون خرم هم آنجا بودند.
آن شب استاد ایرج شروع به خواندن کردند و استاد فرهنگ شریف نیز تار مینواختند. ساز را در دستگاه سهگاه کوک کردند و استاد ایرج آواز بسیار زیبایی خواندند. آن شب اولینبار بود که صدای استاد ایرج را از نزدیک میشنیدم.
ایشان آواز را در سهگاه سیکرن آغاز کردند. خواندن سهگاه سیکرن بسیار دشوار است، بهخصوص که درآمد را در محدوده بسیار بالایی اجرا کردند. من همان لحظه با خودم گفتم ببینم مخالف سهگاه را چطور میخوانند؛ چون مخالف هم در محدوده نتهای فا، سل و لا قرار میگیرد. واقعاً شگفتزده و از خود بیخود شده بودم. با خودم میگفتم مگر میشود کسی در آن سنوسال، سهگاه سیکرن را با چنین ارتفاعی بخواند و حتی مخالف را هم در آن محدوده بالا اجرا کند؟! آن اجرا برای من یکی از خاطرات ماندگار از استاد ایرج بود و هنوز هم وقتی به آن شب فکر میکنم، عظمت و توانایی حنجره ایشان برایم شگفتانگیز است.»
وداع با ایرج خواجهامیری
پهلوان آواز ایران بدرقه شد
آیین وداع و تشییع پیکر حسین (ایرج) خواجهامیری، خواننده پیشکسوت و صاحبنام موسیقی ایران، روز جمعه ۲۳ مرداد با حضور جمعی از مسئولان، هنرمندان، استادان موسیقی و خانواده این هنرمند فقید در پهنه فرهنگی هنری رودکی و مقابل تالار وحدت برگزار شد؛ مراسمی که بیش از آنکه تنها بدرقه یک خواننده باشد، ادای احترام به یکی از صداهای ماندگار تاریخ موسیقی ایران بود.
در این مراسم که با اجرای سیدعباس سجادی برگزار شد، چهرههایی از جامعه موسیقی و هنر از جمله مهدی شفیعی، بابک رضایی، اسحاق شکری، حمیدرضا نوربخش، علیرضا افتخاری، علی جهاندار، علیاصغر شاهزیدی، هوشنگ کامکار، اردشیر کامکار، محمد موسوی، حسامالدین سراج، قاسم افشار، علیرضا افتخاری، بیژن بیژنی، حسین علیشاپور، ارسلان کامکار و جمعی دیگر از هنرمندان حضور داشتند.
خاطرهای از عشق یک خواننده به استاد ایرج
یکی از بخشهای تأثیرگذار این مراسم، سخنان علیرضا افتخاری بود؛ خوانندهای که از علاقه خود به ایرج از دوران کودکی گفت. او با یادآوری خاطرهای از سالهای نوجوانیاش توضیح داد که در حدود ۱۰ یا ۱۲ سالگی، پس از دیدن پردهای در یکی از کوچههای اصفهان که خبر از اجرای ایرج میداد، مدتها منتظر دیدن او بوده است. افتخاری گفت آن انتظار، اگرچه در نهایت به دیدار ایرج منجر نشد، اما علاقه عمیقی در وجودش ایجاد کرد؛ علاقهای که بعدها با ورود خودش به عرصه آواز ادامه یافت. او تأکید کرد که هیچگاه قصد تقلید از ایرج را نداشته و ویژگیهای صوتی این استاد به اندازهای منحصر به فرد بوده که صدای او مسیر خودش را پیدا کرده است.
احسان خواجهامیری: آخرین درس پدر، عشق بود
پس از سخنان افتخاری، احسان خواجهامیری، فرزند ایرج، به جایگاه دعوت شد. او که از دوران بیماری پدرش کمتر توانسته بود آواز بخواند، گفت از زمستان گذشته نتوانسته بخواند و امروز احساس میکند وظیفه دارد برای پدرش آواز بخواند. احسان خواجهامیری با اشاره به رابطه عمیق پدرش با مردم ایران گفت، اگر ایرج امروز در میان آنها بود، حتماً برای مردم میخواند. او آخرین درس پدرش را «عشق» عنوان کرد؛ عشقی که به گفته او، متوجه ایران و مردم ایران بود. او نقل کرد که پدرش همواره میگفت دوست دارد جایی باشد که مردم حضور دارند و میخواهد در میان مردم ایران باشد. احسان سپس با خواندن بخشی از آثار پدرش، با او وداع کرد؛ اجرایی که یکی از عاطفیترین لحظات مراسم بود.
نوربخش: ایرج را نمیتوان از تاریخ آواز ایران جدا کرد
حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی ایران، در سخنان خود ایرج را بخشی از خاطره چندین نسل ایرانی دانست و گفت نمیتوان این هنرمند را از تاریخ موسیقی و آواز کشور جدا کرد. او صدای ایرج را حنجرهای بینظیر و استثنایی توصیف کرد و گفت، این صدا در طول دههها به یکی از معیارهای آواز ایرانی تبدیل شده است. به گفته نوربخش، ایرج در طول نزدیک به نیم قرن و بیشتر، مجموعهای ارزشمند از آواز، ترانه و تصنیف را به حافظه فرهنگی و هنری ایران سپرد.
«ایرج»؛ یک مکتب در آواز ایران
علی جهاندار، خواننده و مدرس آواز، نیز در این مراسم از جایگاه ویژه ایرج سخن گفت. او تأکید کرد که هر یک از بزرگان آواز ایران جایگاه منحصربهفرد خود را دارند و نباید آنها را در برابر یکدیگر قرار داد.
جهاندار با اشاره به قدرت صوتی ایرج گفت، حتی در سالهای پایانی عمر او نیز نمیتوان بهسادگی اجرای ضعیفی از این خواننده پیدا کرد. او ایرج را نه فقط یک خواننده، بلکه «یک پدیده و یک مکتب» دانست؛ هنرمندی که به بخشی جداییناپذیر از حافظه موسیقایی مردم ایران تبدیل شده است.
صدایی که در حافظه ایران ماند
در پایان مراسم، بیداد خواجهامیری، نوه ایرج، دلنوشته خانواده را قرائت کرد. خانواده در این متن، ایرج را پیش از آنکه استاد آواز و صدایی ماندگار بدانند، پدری مهربان، پدربزرگی عاشق و تکیهگاهی امن برای خود توصیف کردند.
ایرج خواجهامیری ۲۱ مرداد، پس از طی دورهای بیماری و در سن ۹۴ سالگی درگذشت. او متولد ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز بود و از کودکی با موسیقی و آواز آشنا شد. آشنایی با ابوالحسن صبا و ورود به رادیو، مسیر حرفهای او را شکل داد و حضور در برنامه «گلها» جایگاهش را در موسیقی ایران تثبیت کرد.
او در طول فعالیت هنری خود با بزرگان بسیاری از موسیقی ایران همکاری کرد و بیش از دو هزار آواز، تصنیف و ترانه اجرا کرد. صدای ایرج در رادیو، سینما و برنامه «گلها» با خاطرات چند نسل از ایرانیان گره خورد. مرگ برای صدایی که دههها در حافظه یک ملت زندگی کرده، پایان راه نیست. ایرج رفته است، اما آوازش همچنان در گوش زمان خواهد ماند.
انتهای پیام/