میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی؛ بستر توسعه لرستان
دولت
165525
«هفته دولت بیش از آنکه فرصتی برای بازگویی عملکرد باشد، مجالی برای تأمل در یک پرسش اساسی است: چگونه میتوان میان میراث، گردشگری، سرزمین و آینده آن، پیوندی معنادار، پایدار و مولد برقرار کرد؟
سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی: این پرسش، در لرستان برای ما معنایی عمیقتر پیدا کرد، سرزمینی که گویی تاریخ در کوهها، رودخانهها، قلعهها، محوطههای باستانی، شهرها، آیینها، هنرها و حافظه مردم جاری است.
لرستان یک منظر تمدنی است، سرزمینی که در آن لایههای پیوستهای از تاریخ، طبیعت، فرهنگ و زندگی اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. از خرمآباد تا بروجرد، از دورود تا ازنا و الیگودرز، هر نقطه از این جغرافیا واجد مزیتی است که اگر درست شناخته، حفاظت و روایت شود، میتواند به بخشی از موتور توسعه منطقهای ایران تبدیل شود. اما مسئله اصلی این نیست که لرستان چه سرمایهای دارد؛ مسئله این است که چگونه داشتههای لرستان را به ارزش عمومی، فرصت اقتصادی، سرمایه اجتماعی و امید به آینده تبدیل کنیم. این همان نقطهای است که نسبت میان میراث، گردشگری و توسعه اهمیت پیدا میکند.
توسعهای که گذشته را نادیده بگیرد، ممکن است زیرساخت ایجاد کند، اما الزاما به احساس تعلق، هویت و کیفیت زندگی منجر نمیشود. در مقابل، هنگامی که میراثفرهنگی از یک «موضوع حفاظتی» به یک «سرمایه توسعهای» تبدیل شود، گذشته در برابر آینده قرار نمیگیرد، بلکه به یکی از مهمترین منابع ساختن آینده بدل میشود.
لرستان برای توسعه، بیش از آنکه به کشف منابع جدید نیاز داشته باشد، به کشف دوباره منابع موجود نیاز دارد. در سفر به این استان، این واقعیت را بیش از همیشه لمس کردم.
لرستان را باید یک «موزه بدون سقف» دانست، اما موزه بدون سقف زمانی میتواند به موتور توسعه تبدیل شود که از مجموعهای از آثار و جاذبههای پراکنده، به یک زنجیره ارزش فرهنگی، گردشگری و اقتصادی برسد.
در خرمآباد، فلکالافلاک بیش از یک قلعه تاریخی است. این بنا میتواند نقطه ثقل یک تحول بزرگ در رابطه میان میراث، شهر و اقتصاد محلی باشد. فلکالافلاک میتواند بخشی از آینده خرمآباد باشد.
ساماندهی و پیادهروسازی پیرامون مجموعه، الحاق عرصههای جدید، ساماندهی محوطه داخلی و بازآرایی فضای پیرامونی، اگر در چارچوب یک طرح جامع و با رعایت اصول حفاظت و اصالت اثر دنبال شود، میتواند سیمای شهری خرمآباد را متحول و این مجموعه را به قلب فرهنگی، اجتماعی و گردشگری شهر تبدیل کند.
اما در این مسیر باید یک اصل روشن باشد: فلکالافلاک متعلق به هیچ دستگاهی نیست. نه دولت مالک معنوی آن است، نه استانداری و نه وزارت میراثفرهنگی. این اثر متعلق به مردم لرستان و در معنایی بزرگتر، متعلق به حافظه تاریخی ایران است. بنابراین، هر مداخلهای در حریم و پیرامون آن باید در نهایت به افزایش کیفیت زندگی مردم، رونق اقتصاد محلی، ارتقای تجربه گردشگر و صیانت از اصالت تاریخی اثر منجر شود. اگر یک اثر تاریخی احیا میشود، باید در کنار آن اشتغال شکل بگیرد. اگر گردشگر وارد شهر میشود، باید اقامتگاه، حملونقل، رستوران، بازار صنایعدستی، خدمات فرهنگی و مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی پیرامون او شکل گیرد. اگر ارزش یک اثر افزایش مییابد، بخشی از این ارزش باید به جامعه محلی بازگردد. این همان نقطهای است که اقتصاد میراث معنا پیدا میکند.
ارزش این قلعه، علاوه بر تاریخی بودن آن، در ظرفیتش برای تولید معنا، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه، افزایش ماندگاری گردشگر، رونق کسبوکارهای محلی و تقویت احساس تعلق اجتماعی است.
از این منظر، حفاظت از فلکالافلاک، حفاظت از یک فرصت توسعهای برای خرمآباد و لرستان است.
یکی از مسائل مهم گردشگری لرستان، تبدیل جاذبه به مقصد و تبدیل مقصد به اقتصاد است. وجود کوهستان، رودخانه، آبشار، محوطههای باستانی، قلعهها، روستاهای تاریخی، آیینها، موسیقی، پوشاک، غذا، صنایعدستی و فرهنگ بومی، مجموعهای کمنظیر از ظرفیتهای گردشگری را در اختیار استان قرار داده است. اما جاذبه بهتنهایی گردشگری نمیسازد. گردشگری زمانی شکل میگیرد که جاذبه، زیرساخت، دسترسی، اقامت، خدمات، روایت، سرمایهگذاری و بازار در کنار یکدیگر قرار گیرند. ازنا، دورود، الیگودرز، بروجرد و خرمآباد هر یک باید در این منظومه، نقش مشخص خود را پیدا کنند.
در دورود، توسعه زیرساختهای گردشگری میتواند ظرفیتهای طبیعی و چشماندازهای منطقه را به فرصت اقتصادی تبدیل کند. در ازنا، تکمیل پروژههای اقامتی و ایجاد زیرساختهای متناسب با ظرفیت مقصد، میتواند به شکلگیری یک قطب جدید گردشگری کمک کند. در الیگودرز، سرمایهگذاری و تأمین مالی باید از سطح پروژههای منفرد عبور کند و به بخشی از راهبرد مقصدسازی تبدیل شود و در بروجرد، پیوند میان تاریخ، مشاهیر، ادبیات، هنر، صنایعدستی و معماری میتواند این شهر را به یکی از قطبهای مهم گردشگری فرهنگی کشور تبدیل کند.
توسعه متوازن به معنای کشف مزیت منحصربهفرد هر سرزمین و تبدیل آن به مزیت رقابتی است. این نگاه باید مبنای برنامهریزی گردشگری لرستان قرار گیرد.
بروجرد ظرفیت آن را دارد که روایت خود را در مقیاس ملی بازتعریف کند. این شهر با مشاهیر، ادبیات، شعر، زبان فارسی، هنر، معماری و صنایعدستی، بخشی از حافظه فرهنگی ایران است.
ایجاد و توسعه زیرساختهای موزهای در بروجرد، از این منظر، ایجاد نهادی برای روایت سهم این شهر در شکلگیری فرهنگ ایرانی است. موزه زمانی موفق است که از یک مخزن اشیا فراتر رود و به نهادی برای آموزش، گفتوگو، هویتسازی، پژوهش و تجربه فرهنگی تبدیل شود.
همانگونه که بناهای تاریخی میتوانند به نهادهای فرهنگی تبدیل شوند، شهرهای تاریخی نیز میتوانند روایت فرهنگی خود را به اقتصاد گردشگری پیوند دهند. این همان مسیری است که بروجرد باید طی کند. گردشگری در ذات خود یک سیاست فرهنگی است که پیامدهای اقتصادی دارد.
وقتی گردشگر به لرستان میآید، باید با تاریخ، طبیعت، هنر، موسیقی، صنایعدستی، غذا، معماری و سبک زندگی این سرزمین مواجه شود. باید بتواند بخشی از این تجربه را با خود ببرد و بخشی از آن را در حافظه خود ثبت کند.
از این منظر، گردشگری میتواند روایت یک ملت از خودش را به جهان منتقل کند؛ میتواند گفتوگوی میان فرهنگها را شکل دهد؛ میتواند جوانان را به سرزمین خود امیدوار کند و در مناطقی که با مسئله اشتغال و مهاجرت مواجهاند، زمینه ماندگاری جمعیت را فراهم آورد. بنابراین، سرمایهگذاری در گردشگری، ساختن امکان ماندن، دیدن، شناختن و زیستن است.
افتتاح همزمان ۱۰۷ پروژه سرمایهگذاری گردشگری با بیش از ۳۳ همت سرمایهگذاری و ایجاد ۲۷۳۹ فرصت شغلی مستقیم در سراسر کشور نیز از همین منظر اهمیت دارد. این اعداد زمانی معنا پیدا میکنند که بدانیم پشت هر پروژه، یک سرمایهگذار، یک کارآفرین، چندین خانواده و یک فرصت تازه برای توسعه منطقهای قرار دارد. لرستان نیز باید سهم شایسته خود را از این جریان سرمایهگذاری به دست آورد.
در صنایعدستی نیز باید از یک خطای تاریخی عبور کنیم: اینکه افزایش تولید را معادل توسعه بدانیم. تولید بدون بازار، توسعه نیست. هنرمند باید بتواند محصول خود را بفروشد، برند بسازد، به بازار ملی و جهانی دسترسی پیدا کند و از فناوری برای توسعه بازار استفاده کند. لرستان از نظر تنوع و اصالت صنایعدستی، ظرفیت ارزشمندی دارد؛ اما آینده صنایعدستی در گرو آن است که تولیدکننده را به گردشگر، بازار، پلتفرمهای فروش، شبکه توزیع و بازارهای صادراتی متصل کنیم. بازارچههای صنایعدستی، فروش آنلاین، توسعه برندهای محلی، پیوند صنایعدستی با مراکز اقامتی و گردشگری و حضور در بازارهای بینالمللی باید در قالب یک زنجیره واحد دیده شوند. ما با کمبود هنرمند مواجه نیستیم؛ با کمبود اتصال میان هنرمند و بازار مواجهیم و این اتصال، یکی از مهمترین وظایف سیاستگذار است.
در لرستان، میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی میتوانند به یکی از پایههای اقتصاد آینده استان تبدیل شوند؛ اما این امر مستلزم عبور از نگاه پروژهای و حرکت به سمت نگاه زنجیرهای است. نباید فقط یک هتل بسازیم، باید مقصد بسازیم. نباید فقط یک قلعه را مرمت کنیم، باید اقتصاد پیرامون آن را فعال کنیم. نباید فقط یک صنایعدستی را حفظ کنیم، باید بازار آن را توسعه دهیم. نباید فقط یک موزه ایجاد کنیم، باید آن را به بخشی از زیست فرهنگی شهر تبدیل کنیم و نباید فقط آمار ورود گردشگر را افزایش دهیم، باید ماندگاری، هزینهکرد، رضایت، تجربه و بازگشت گردشگر را نیز به شاخصهای سیاستگذاری تبدیل کنیم.
این تغییر نگاه، همان چیزی است که میتواند لرستان را از «استان برخوردار از ظرفیت گردشگری» به «استان برخوردار از اقتصاد گردشگری» تبدیل کند.
دولت نمیتواند و نباید جای جامعه، بخشخصوصی، نخبگان و مردم را بگیرد. اما دولت میتواند مسیر را هموار کند، موانع را بردارد، سرمایه را هدایت کند، استاندارد ایجاد کند، زیرساخت فراهم آورد و از مدیریتهای موفق حمایت کند. توسعه لرستان نیز بدون همکاری میان مدیریت ملی و استانی، شهرداریها، دستگاههای اجرایی، بخشخصوصی، دانشگاهها، جامعه محلی و نخبگان ممکن نیست. در این میان، باید از فرمانداران، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، شهرداران و مدیران و مسئولان استانی و شهری لرستان که با دلبستگی به ایران، تعلق خاطر به سرزمین و درک عمیق از ارزش میراثفرهنگی، در مسیر حفاظت از سرمایههای تاریخی و طبیعی و تبدیل آنها به فرصتهای توسعهای استان تلاش میکنند، صمیمانه تقدیر کرد. آنچه در این همراهی اهمیت دارد، شکلگیری یک فهم مشترک از مسئولیت در قبال ایران و میراثی است که از نسلهای گذشته به ما رسیده و باید به نسلهای آینده سپرده شود. هر جا مدیران محلی، نمایندگان مردم و مدیریت شهری و اجرایی، میراث را بخشی از بنیان توسعه بدانند، امکان شکلگیری یک حکمرانی همافزا و مؤثر فراهم میشود. مهمتر از همه، مردم باید خود را در آینده این میراث سهیم بدانند. میراث زمانی زنده میماند که جامعه آن را متعلق به خود بداند.
اگر مردم در کنار یک بنای تاریخی فرصت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ببینند، حفاظت از میراث به یک مطالبه عمومی تبدیل میشود، اما اگر میراث را یک محدودیت ببینند، فاصله میان جامعه و میراث افزایش خواهد یافت. بنابراین، آینده میراث لرستان در گرو مشارکت مردم در حفاظت و بهرهبرداری مسئولانه از آن است.
در سفر به لرستان، در کنار بازدید از پروژهها و گفتوگو با مدیران، نخبگان و فعالان اقتصادی، فرصتی برای شنیدن سخنان کارکنان میراثفرهنگی استان نیز داشتم. برای من، «شنیدن» بخشی از حکمرانی است. اگر از کارکنان میراثفرهنگی انتظار داریم در خط مقدم حفاظت از سرمایههای تاریخی کشور، توسعه گردشگری و صیانت از هویت فرهنگی بایستند، باید شأن حرفهای، معیشت، رفاه و امنیت شغلی آنان نیز در سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد. هیچ سازمانی فراتر از سرمایه انسانی خود توانمند نیست و هیچ سیاست فرهنگی بدون انسانهایی که آن را اجرا میکنند، به نتیجه نمیرسد.
آنچه در این سفر دیدم، یک پیام روشن برای من داشت: لرستان، ایران کوچک است؛ سرزمینی که در آن طبیعت، تاریخ، فرهنگ و زندگی اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. اما این ظرفیت زمانی به توسعه تبدیل میشود که میان آنها پیوند برقرار کنیم.
قلعه بدون شهر، گردشگر بدون اقامت، صنایعدستی بدون بازار، موزه بدون روایت، طبیعت بدون زیرساخت و میراث بدون جامعه محلی، هر کدام بخشی از ظرفیت را در خود نگه میدارند، اما زنجیره توسعه را کامل نمیکنند. کار اصلی سیاستگذاری همینجاست: ایجاد پیوند میان حلقههای پراکنده یک زنجیره ارزش. لرستان کمبود جاذبه ندارد، کمبود تاریخ ندارد، کمبود فرهنگ ندارد، کمبود هنرمند و میراث طبیعی ندارد. آنچه نیاز دارد، تبدیل این سرمایههای پراکنده به یک منظومه منسجم توسعه است و این همان جغرافیای تازه توسعه است؛ جغرافیایی که در آن، میراثفرهنگی یکی از مهمترین منابع توسعه است.
من به آینده لرستان خوشبینم، نه به دلیل ظرفیتهای فراوان این سرزمین، بلکه به دلیل ارادهای که برای تغییر در میان مدیران، مردم، نخبگان و فعالان اقتصادی استان مشاهده کردم. میتوان روزی را تصور کرد که فلکالافلاک قلب فرهنگی و اقتصادی خرمآباد باشد، روزی که بروجرد با تکیه بر ادبیات، مشاهیر، هنر و معماری خود به یک مقصد برجسته گردشگری فرهنگی تبدیل شود، روزی که دورود و الیگودرز و ازنا، هر یک بر پایه مزیتهای طبیعی و اقتصادی خود، جایگاه مشخصی در نقشه گردشگری کشور پیدا کنند و روزی که صنایعدستی لرستان در بازارهای ملی و جهانی برای خود جایگاهی شایسته پیدا کند. این آینده دستیافتنی است، اگر نگاه ما به این حوزهها تغییر کند.
ما میراث را به امانت گرفتهایم برای آنکه آن را چنان زنده، پویا و مولد به نسل بعد تحویل دهیم که آن نسل، هم گذشته خود را بهتر بشناسد و هم به آینده خود امیدوارتر باشد. تاریخ درباره بناهایی که مرمت کردیم قضاوت خواهد کرد، اما مهمتر از آن، درباره نسلی قضاوت خواهد کرد که در عصر خود فرصت یافت میراثش را به آینده تبدیل کند و من باور دارم لرستان میتواند یکی از روشنترین نمونههای این تحول باشد: سرزمینی که از دل تاریخ خود، آیندهای تازه میسازد، از میراث، مزیت میآفریند، از فرهنگ، سرمایه تولید میکند و از گردشگری، امکان ماندن و ساختن فردا را. این شاید یکی از مهمترین معناهای توسعه در ایران امروز باشد: ساختن آینده، بدون فراموشکردن ریشهها و حفظ ریشهها، بدون محرومکردن نسل آینده از امکان ساختن فردا.»
انتهای پیام/