همهچیز یک شب عوض شد/ از چراغهای عروسی تا حیاط غرق خون
جامعه
167833
گزارشی با عنوان «عروسی ناتمام، سوگ ماندگار» در شماره امروز روزنامه ایران منتشر شد.
بخشی از این گزارش را در ادامه بخوانید:
زن یکی از شهروندان اهل کوهستک است که در مراسم عروسی حضور داشته. او ازغم این روزهای شهربندری کوچک میگوید اینکه دیگر هیچکس حوصله شب نشینیهای شبانه را ندارد. در شهرهای جنوبی تازه مردم بعد از خنک شدن هوا به خیابان میآیند. بچهها تازه شبها وقت بازی و شیطنت پیدا میکنند. اما این روزها شهر در بهت و سکوت فرو رفته و شبها هم رونقی ندارد. گویی پردهای از غم شهر را در برگرفته وخاطرات یک عروسی ناتمام رهایش نمیکند.
انگار از لحظهای که بچهها توی حیاط بازی میکردند ثانیهای هم نگذشته. گویی زمان متوقف شده. بعد همه چیز غرق خون بود و چراغهای رنگی کف حیاط افتاده بود.
او نمیتواند خاطره بیمارستان میناب را هم از حافظهاش پاک کند.«شبی که رسیدیم بیمارستان خیلی صحنه عجیب و دلخراشی داشت. مامان وباباها حتی بچههای خودشان را به سختی میشناختند همه سرو صورتشان خاکی و خونی بود، خیلی تصویر بدی بود من خیلیها را نمیشناختم؛ حتی از اقوام نزدیک.»
انتهای پیام/
