فوکویاما: ایده «ناوگان طلایی» ترامپ مضحک است
جهان
168259
از میان بسیاری از کارهای مسخره، غیرسازنده و کاملاً مضری که دونالد ترامپ انجام داده است، تلاش او برای ایجاد یک «ناوگان طلایی» از ناوهای جنگی «کلاس ترامپ» هرچند بدترین گزینه نیست؛ اما کاملاً نمونهای از سیطره شخصیسازی سیاست و خروج از فرآیندی است که تصمیمگیری در مورد امنیت ملی آمریکا در دوره دوم ریاست جمهوری او را تحت الشعاع قرار داده است.
ایالات متحده از زمان به آباندازی ناو «یواساس میسوری» در سال ۱۹۴۴ نبردناو جدیدی وارد خدمت نکرده است. تحول فناوری نظامی، بهویژه گسترش هواپیماهای جنگی و موشکها، نقش نبردناوهای بزرگ را محدود کرده است. چنین شناورهایی به دلیل ابعاد و سطح مقطع زیاد، در برابر موشکهای بالستیک و کروز آسیبپذیرند و پیش از آنکه بتوانند از تمام تسلیحات خود استفاده کنند، ممکن است هدف قرار گیرند.
نبردناوها در جنگ جهانی دوم نیز بهتدریج جایگاه خود را به ناوهای هواپیمابر واگذار کردند و پس از آن عمدتاً در مأموریتهای بمباران ساحلی، بهخصوص علیه طرفهایی با توان محدود مقابله دریایی، مورد استفاده قرار گرفتند. در برابر کشورهایی مانند چین یا ایران که تعداد زیادی موشک بالستیک و کروز در اختیار دارند، یک ناو بزرگ و سنگین با خطرات متفاوتی روبهرو خواهد بود. از این منظر، مسئله اصلی فقط هزینه ساخت کشتی نیست، بلکه تناسب آن با محیط جنگ دریایی امروزی است.
ایده ناوگان جدید به تصمیم شخصی ترامپ برای هدایت نیروی دریایی به سمت ساخت نبردناوهای بزرگ نسبت داده شده است. خاطره برنامه تلویزیونی قدیمی «Victory at Sea» و تصویر دوران گذشته قدرت صنعتی آمریکا در این نگاه اهمیت دارد. قرار است نخستین کشتی احتمالی این کلاس «یواساس دیفاینت» باشد، اما برخلاف سنت نامگذاری کلاسهای ناوگان بر اساس کشتی نخست، استفاده از نام ترامپ و عنوان «طلایی» برای ناوگان مطرح شده است؛ الگویی که یادآور نامگذاری «ناوگان بزرگ سفید» در دوران تئودور روزولت است.
یکی از نگرانیهای مطرحشده درباره این طرح، تأثیر آن بر منابع موجود نیروی دریایی است. طراحی و برنامهریزی چنین کشتیهایی میتواند منابع مالی و تخصصی را از پروژههایی که پیشتر در برنامه ساخت نیروی دریایی قرار داشتهاند، منحرف کند. ساخت یک ناوگان جدید نیز به میلیاردها دلار بودجه نیاز دارد و اختیار تخصیص چنین هزینهای بهتنهایی در اختیار رئیسجمهور نیست. علاوه بر این، حمایت گستردهای از این پروژه در کنگره یا ساختار نیروی دریایی مشاهده نشده و درباره امکان تکمیل آن در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ نیز تردیدهایی مطرح شده است.
این طرح همچنین بحث گستردهتری درباره فرایند تصمیمگیری امنیت ملی آمریکا ایجاد کرده است. در ساختارهای دفاعی پیچیده، ارزیابی تهدید، هزینه، فناوری، زمان ساخت و هماهنگی میان کنگره، نیروی دریایی و نهادهای امنیتی برای تصمیمهای بزرگ اهمیت دارد. تمرکز تصمیمگیری در سطح ریاستجمهوری و کاهش نقش فرایندهای کارشناسی میتواند احتمال اجرای پروژههایی را افزایش دهد که پیش از تخصیص منابع، ارزیابیهای کافی درباره کاربرد عملیاتی آنها انجام نشده است. در مورد «ناوگان طلایی» نیز مسئله اصلی همچنان مشخص است: آیا نبردناوهای بزرگ با فناوری و تهدیدهای دریایی قرن بیستویکم تناسب دارند و آیا منابع موردنیاز آنها با اولویتهای دیگر نیروی دریایی سازگار است؟/ پرسویژن (Persuasion)
انتهای پیام/