چرا حافظ یک روز در تقویم میخواهد؟
فرهنگ
169042
در تقویم فرهنگی ایران، شعر و ادبیات روزهای بسیاری را به خود اختصاص داده است؛ روز فردوسی، سعدی، خیام، مولانا، عطار، نظامی، شهریار و در کنار همه اینها «روز شعر و ادب فارسی».
عبدالرحیم سعیدیراد؛ مشاور سازمان برنامه و بودجه کشور / در چنین تقویم پرمناسبتی، این پرسش منطقی است که چرا باید برای هر شاعر بزرگ یک روز جداگانه داشته باشیم؟ آیا تعدد مناسبتها به پراکندگی برنامههای فرهنگی و تکرار مراسم نمیانجامد؟ و در میان این مناسبتها، «روز حافظ» چه ضرورتی دارد؟
پاسخ را باید در تفاوت میان «بزرگداشت یک شاعر» و «بازخوانی یک سرمایه فرهنگی» جستوجو کرد. اگر روز حافظ صرفاً به برگزاری چند مراسم، خواندن چند غزل و تکرار اطلاعات شناختهشده درباره زندگی او محدود شود، طبعاً یک مناسبت تقویمی بیشتر نخواهد بود. اما حافظ تنها یکی از شاعران بزرگ تاریخ ادبیات فارسی نیست. او یکی از مهمترین عناصر حافظه فرهنگی ایرانیان و یکی از چهرههای اثرگذار ادبیات جهان است.
حافظ از معدود شاعرانی است که شعرش از محدوده ادبیات تخصصی فراتر رفته و وارد زندگی روزمره مردم شده است. دیوان او در خانههای ایرانیان حضور دارد، فال حافظ همچنان بخشی از رفتار فرهنگی جامعه است و بسیاری از ابیات و تعبیرهای او در زبان عمومی، موسیقی و هنر بازتاب یافته است. این میزان نفوذ نشان میدهد حافظ صرفاً یک موضوع ادبی نیست، یک پدیده فرهنگی است.
اهمیت حافظ تنها در محبوبیت عمومی او خلاصه نمیشود. شعر حافظ ساختاری چندلایه دارد و مفاهیمی چون عشق، آزادی، ریا، قدرت، اخلاق، معنویت و نسبت انسان با امر قدسی را در خود جای داده است. همین چندلایگی سبب شده است تا شعر او در دورههای مختلف، امکان خوانشهای تازه پیدا کند. ماندگاری حافظ تا حد زیادی از همین قابلیت بازخوانی ناشی میشود؛ هر نسل میتواند حافظ را از زاویهای تازه بخواند و بخشی از مسائل خود را در آینه شعر او ببیند.
از این منظر، روز حافظ باید بیش از آنکه «روز بزرگداشت حافظ» باشد، فرصتی برای خواندن دوباره حافظ باشد. این نکته در سیاستگذاری فرهنگی اهمیت دارد. مناسبتهای ادبی زمانی کارکرد واقعی پیدا میکنند که میان میراث ادبی و جامعه امروز ارتباط برقرار کنند. اگر در روز حافظ تنها به چند سخنرانی، پیام تبریک و قرائت تعدادی غزل اکتفا کنیم، بخش مهمی از ظرفیت این مناسبت را از دست دادهایم. روز حافظ باید زمینهای برای طرح پرسشهای تازه باشد: حافظ برای انسان امروز چه دارد؟ چرا شعر او پس از قرنها همچنان خوانده میشود؟ نسبت او با سبک زندگی، شرایط روز، قدرت و اخلاق چیست؟ و چگونه میتوان حافظ را به شاعری برای نسل جوان تبدیل کرد؟
بنابراین، مسأله اصلی تعداد روزهای ادبی در تقویم نیست، مسأله، کیفیت استفاده از آنهاست. اگر هر مناسبت به فرصتی برای پژوهش، آموزش، گفتوگو و تولید فرهنگی تبدیل شود، تعدد آنها یک امتیاز است؛ اما اگر همه مناسبتها به مراسمی تکراری برای سخنرانی و پیام تبریک محدود شوند، حتی یک روز ادبی هم میتواند زیاد باشد.
حافظ در تقویم نمانده است، حافظ در زبان و حافظه مردم مانده است. تقویمها روز حافظ را تعیین میکنند، اما این مردم هستند که قرنهاست حافظ را زنده نگه داشتهاند.
انتهای پیام/