شهدای پاکدشت؛ حق درمان، پشت درِ انتظار نمیماند
استانها
169050
بیمارستان فقط یک ساختمان با چند راهرو، تخت و اتاق نیست؛ جایی است که مردم در سختترین و نگرانکنندهترین لحظات زندگی، سلامت و جان خود را به آن میسپارند. در چنین جایی، کیفیت درمان فقط به حضور پزشک و وجود تجهیزات خلاصه نمیشود؛ نظافت، وضعیت سرویسهای بهداشتی، کیفیت غذا، زمان انتظار، دسترسی به خدمات، پاسخگویی، رفتار با بیمار و همراه، ایمنی و کیفیت مراقبت نیز بخشی از حق درمان مردم است.
خبرنگار ایران ریحانه هاشم زاده: بیمارستان شهدای پاکدشت سالهاست یکی از مراکز مهم درمانی این شهرستان به شمار میرود؛ مرکزی که جمعیت قابل توجهی از مردم منطقه برای دریافت خدمات درمانی به آن مراجعه میکنند. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا ظرفیت و کیفیت خدمات این مرکز درمانی، متناسب با نیازهای امروز مردم پاکدشت است؟
مسئله ظرفیت درمانی پاکدشت، مسئلهای تازه نیست. پیشتر نیز درباره ناکافی بودن ظرفیت بیمارستانهای شهرستان و نیاز به افزایش قابل توجه تختهای بیمارستانی هشدار داده شده است. در سالهای اخیر نیز توسعه زیرساختهای درمانی در پاکدشت همچنان بهعنوان یکی از نیازهای مهم شهرستان مطرح بوده است. این واقعیت نشان میدهد که بخشی از فشار موجود بر مراکز درمانی را باید در سطح کلانتر و در نسبت میان جمعیت، تعداد تختها، نیروی انسانی و امکانات درمانی بررسی کرد.
اما برای بیماری که امروز پشت درِ اورژانس نشسته، مسئله فقط آمار تختهای بیمارستانی نیست؛ او میخواهد بداند چه زمانی به وضعیتش رسیدگی خواهد شد، آیا پزشک و نیروی درمانی مورد نیاز در دسترس است و آیا در محیطی که برای درمان به آن پناه آورده، حداقل استانداردهای بهداشتی و رفاهی رعایت میشود.
یکی از مهمترین موضوعاتی که نیازمند توجه جدی است، زمان انتظار بیماران و وضعیت خدمترسانی در بخشهای پرتردد، بهویژه اورژانس است. اورژانس جایی نیست که بیمار بتواند ساعتها با آسودگی منتظر بماند. درد، اضطراب و نگرانی خانواده در این بخش چند برابر است و هر دقیقه برای بیماری که منتظر ارزیابی و رسیدگی است، اهمیت دارد. بنابراین لازم است زمان انتظار بیماران، نحوه تریاژ، تعداد نیروهای حاضر در شیفتها و تناسب نیروی انسانی با حجم مراجعه، بهصورت مستمر بررسی شود.
در این میان، یکی از پرسشهای جدی مردم به وضعیت خدمات تخصصی و فوقتخصصی بیمارستان بازمیگردد. بر تابلوی سردر بیمارستان، عنوان «بیمارستان تخصصی و فوقتخصصی» به چشم میخورد؛ عنوانی که طبیعتاً این انتظار را در مراجعهکننده ایجاد میکند که در صورت بروز بیماریهای تخصصی، بتواند خدمات مورد نیاز خود را در همین مرکز درمانی دریافت کند.
اما آنچه برخی بیماران و همراهان در گفتوگوهای میدانی مطرح میکنند، تصویر متفاوتی است. شماری از مراجعهکنندگان میگویند برای دسترسی به پزشکان متخصص مورد نیاز خود یا ادامه روند درمان، ناچارند به بیمارستانها و مراکز درمانی تهران مراجعه کنند؛ موضوعی که برای بیماران، بهویژه افراد دارای بیماریهای پیچیده یا نیازمند پیگیری مستمر، هزینه، رفتوآمد و فشار مضاعفی ایجاد میکند.
گلایه دیگری که از سوی برخی مراجعهکنندگان مطرح شد، کمبود یا محدودیت دسترسی به پزشکان متخصص در برخی رشتههاست. این مسئله نیازمند بررسی دقیق و ارائه آمار شفاف از سوی مسئولان بیمارستان و دانشگاه علوم پزشکی است؛ از جمله اینکه بیمارستان در حال حاضر در چه رشتههایی پزشک متخصص و فوقتخصص دارد، این پزشکان با چه ظرفیت و برنامهای خدمات ارائه میکنند و در چه مواردی بیمار برای دریافت خدمت تخصصی به مراکز درمانی خارج از شهرستان ارجاع داده میشود.
اگر عنوان «تخصصی و فوقتخصصی» بر سردر یک بیمارستان قرار گرفته است، انتظار مردم نیز روشن است: تخصص نباید فقط روی تابلو باشد؛ باید در اتاق درمان، در دسترس بیمار و در متن خدمات روزمره بیمارستان نیز دیده شود.
از سوی دیگر، وضعیت نظافت و سرویسهای بهداشتی از موضوعاتی است که نمیتوان آن را مسئلهای فرعی دانست. بیمارستان بیش از هر مکان دیگری باید در زمینه بهداشت محیط حساس باشد. سرویس بهداشتی آلوده، نظافت نامناسب برخی فضاها، کمبود یا تأخیر در تأمین مواد مصرفی و هرگونه ضعف در نظافت محیط، علاوه بر ایجاد نارضایتی، میتواند با فلسفه اصلی یک مرکز درمانی یعنی حفظ سلامت در تضاد باشد.
در کنار نظافت، وضعیت تهویه و سرمایش برخی فضاها نیز از جمله موضوعاتی است که باید بهصورت جدی مورد ارزیابی قرار گیرد. بیمار، بهویژه بیماری که تب، ضعف، درد یا مشکلات تنفسی دارد، نباید در محیطی نامناسب از نظر دما و تهویه قرار بگیرد. این مسئله تنها به آسایش محدود نمیشود؛ کیفیت محیط درمانی بخشی از تجربه و مراقبت از بیمار است و باید تحت نظارت مستمر قرار داشته باشد.
موضوع دیگر، کیفیت و تناسب غذای بیمارستانی است. غذای بیمار صرفاً یک وعده غذایی معمولی نیست. رژیم غذایی بخشی از روند درمان است و باید با وضعیت پزشکی بیمار، محدودیتهای غذایی و دستور پزشک هماهنگ باشد. بنابراین کیفیت مواد اولیه، نحوه طبخ، بهداشت، زمان توزیع و تناسب غذا با رژیم درمانی بیماران باید بهصورت جدی کنترل شود. گلایههای بیماران و همراهان درباره غذا، حتی اگر در برخی موارد مربوط به سلیقه شخصی باشد، زمانی که تکرار میشود، شایسته بررسی و پاسخگویی است.
در بخش تجهیزات نیز مسئله فقط «داشتن دستگاه» نیست؛ دستگاه باید در زمان نیاز بیمار، قابل استفاده باشد. در سالهای گذشته نیز مواردی از توقف یا اختلال در فعالیت برخی تجهیزات تشخیصی مطرح شده که پس از تأمین قطعات و انجام تعمیرات، خدمترسانی از سر گرفته شده است. چنین اتفاقاتی نشان میدهد که علاوه بر توسعه تجهیزات، نگهداری پیشگیرانه، تأمین قطعات و کاهش زمان خواب دستگاهها نیز باید در اولویت باشد.
دسترسی به خدمات تشخیصی، دارو و داروخانه نیز بخش دیگری از زنجیره درمان است. اگر بیمار پس از مراجعه مجبور شود برای یک خدمت ضروری، دریافت دارو یا انجام آزمایش و تصویربرداری، مسیر دیگری را طی کند، فشار مضاعفی بر او و خانوادهاش وارد میشود. این موضوع بهویژه برای خانوادههایی که توان مالی یا امکان رفتوآمد مکرر ندارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اما بیمارستان فقط با دستگاه و ساختمان تعریف نمیشود؛ نحوه برخورد با بیمار و همراه نیز بخشی از کیفیت درمان است. بیماری که درد دارد، نگران است و شاید از نظر روحی در شرایط دشواری قرار گرفته، بیش از هر چیز به آرامش، توضیح روشن و برخورد محترمانه نیاز دارد. طبیعی است که محیط بیمارستان، بهویژه در ساعات شلوغ، برای کارکنان نیز شرایط دشواری ایجاد کند؛ اما فشار کاری نباید به حذف حق بیمار برای دریافت توضیح، احترام و پاسخ مناسب منجر شود.
البته در این میان نباید زحمات پزشکان، پرستاران و کارکنانی را که در شرایط سخت و با فشار کاری بالا به مردم خدمت میکنند نادیده گرفت. بسیاری از کارکنان درمان، هر روز با حجم بالای مراجعه و مسئولیت سنگین مواجهاند و تلاش آنان قابل احترام است. مطالبهگری علیه یک ضعف یا مطالبه اصلاح یک فرایند، به معنای زیر سؤال بردن همه کارکنان نیست. اتفاقاً دفاع از حقوق بیمار و حمایت از کادر درمان، در یک نقطه مشترک به هم میرسند: فراهم شدن شرایطی که هم بیمار خدمات مناسب دریافت کند و هم کارکنان بتوانند در محیطی استاندارد و با امکانات کافی کار کنند.
در حوزه ایمنی بیمار و مسئولیت حرفهای نیز باید با دقت و بدون تعمیم سخن گفت. در سالهای گذشته پروندههایی درباره قصور یا خطای پزشکی در مراکز درمانی مطرح و در مواردی نیز از مسیر پزشکی قانونی و قضایی پیگیری شده است. وجود چنین پروندههایی به هیچ عنوان به معنای متهم کردن مجموعه درمانی یا همه پزشکان و پرستاران نیست؛ اما همین موارد نشان میدهد که نظارت حرفهای، ثبت دقیق خطاها، رسیدگی به شکایتها و شفافیت در فرایندهای درمانی باید همواره جدی گرفته شود.
پرسش اینجاست که مردم برای بیان اعتراض یا شکایت خود دقیقاً باید به کجا مراجعه کنند؟ چند درصد شکایتها ثبت و پیگیری میشود؟ متوسط زمان پاسخگویی چقدر است؟ چند مورد از مشکلات مطرحشده به اصلاح واقعی منجر شده است؟ و آیا نتیجه رسیدگی به شکایتها به اطلاع بیمار و خانواده او میرسد؟
اینها پرسشهایی است که پاسخ روشن به آنها میتواند فاصله میان مردم و مسئولان درمانی را کمتر کند.
از مسئولان بیمارستان و متولیان حوزه سلامت انتظار میرود درباره وضعیت فعلی بیمارستان، از جمله تعداد تختهای فعال، میزان مراجعه روزانه، متوسط زمان انتظار در اورژانس، تعداد پزشکان و نیروهای درمانی فعال در شیفتها، وضعیت تجهیزات و مدت زمان ازکارافتادگی آنها، وضعیت نظافت و سرویسهای بهداشتی، کیفیت غذای بیماران، شرایط تهویه و سرمایش، دسترسی به دارو و خدمات تشخیصی و همچنین تعداد شکایت های ثبت شده و میزان رسیدگی به آنها،پاسخهای شفاف و قابل سنجش ارائه کنند.
چرا که مردم حق دارند بدانند وقتی وارد یک بیمارستان میشوند، چه سطحی از خدمات در انتظار آنهاست و اگر مشکلی وجود دارد، چه برنامهای برای رفع آن در نظر گرفته شده است.
و اما این گزارش، صرفاً حاصل کنار هم گذاشتن چند عدد و چند خبر نیست.
من بهعنوان خبرنگار، برای نوشتن درباره این مسئله فقط به شنیدهها اکتفا نکردم؛ به بیمارستان رفتم، فضای آن را از نزدیک دیدم، با بیماران و همراهانشان صحبت کردم و پای حرف کسانی نشستم که در همان روزها و همان راهروها، با درد و نگرانی درگیر بودند.
آنچه در این بازدید میدانی دیده شد و آنچه از مردم شنیده شد، نشان داد مسئله برای بسیاری از مراجعهکنندگان، یک گلایه ساده و گذرا نیست؛ مجموعهای از دغدغههاست که از وضعیت نظافت و سرویسهای بهداشتی و کیفیت غذا تا زمان انتظار، نحوه رسیدگی، دسترسی به خدمات، تجهیزات و کیفیت پاسخگویی را دربرمیگیرد.
در گفتوگو با مردم، یک خواسته بیش از همه خود را نشان میداد: «کسی صدای ما را بشنود.»
بیماری که در انتظار رسیدگی است، همراهی که ساعتها کنار بیمار خود مانده، خانوادهای که نگران هزینه و ادامه درمان است و بیماری که انتظار دارد حداقل امکانات بهداشتی و رفاهی را در محیط درمانی دریافت کند، همه بخشی از واقعیت یک مرکز درمانی هستند. این صداها را نمیتوان صرفاً با چند آمار اداری پاسخ داد؛ همانطور که نمیتوان همه مشکلات را به یک فرد یا یک بخش نسبت داد.
آنچه از نزدیک دیده و شنیده شد، بیش از هر چیز یک مطالبه روشن را پیش روی مسئولان قرار میدهد: بررسی دقیق، پاسخ شفاف و اصلاح واقعی.
اگر بخشی از این انتقادها ناشی از سوءتفاهم یا اطلاعات نادرست است، مردم حق دارند توضیح روشن بشنوند؛ و اگر بخشی از آن واقعیت دارد، انتظار طبیعی این است که برای رفع آن اقدام شود.
این گزارش نه برای تخریب بیمارستان شهدای پاکدشت نوشته شده و نه برای نادیده گرفتن زحمات پزشکان، پرستاران و کارکنانی که هر روز در شرایط دشوار به مردم خدمت میکنند؛ بلکه تلاشی است برای رساندن صدای بیمارانی که شاید در میان شلوغی راهروها و فشار روزمره درمان، صدایشان کمتر شنیده میشود.
من آنجا بودم، دیدم، شنیدم و با مردم صحبت کردم؛ حالا نوبت مسئولان است که ببینند، بشنوند و پاسخ دهند.
مردم پاکدشت بیش از وعده، به بیمارستانی نیاز دارند که کیفیت خدماتش را بتوانند در زندگی و درمان خود لمس کنند. سلامت مردم جای سکوت و تعارف نیست؛ جای پاسخگویی، نظارت و اقدام است.
انتهای پیام/