«شناخت امنیت دریایی»؛ دریا، قدرت، ژئوپلیتیک

فرهنگ

169077
«شناخت امنیت دریایی»؛ دریا، قدرت، ژئوپلیتیک

نقشه جهان را اگر فقط از خشکی نگاه کنیم، بخش بزرگی از سیاست را نمی‌بینیم. دریاها نه حاشیه قاره‌ها، که شریان‌های اصلی اقتصاد جهانی، میدان رقابت قدرت‌ها، گذرگاه انرژی و کالا و، هم‌زمان، عرصه منازعه، قاچاق، تروریسم، خرابکاری و بحران‌های زیست‌محیطی‌اند. کتاب «شناخت امنیت دریایی» از همین واقعیت آغاز می‌کند: از این‌که امنیت دریا دیگر موضوعی صرفاً نظامی یا تخصصی برای نیروی دریایی نیست، بلکه به یکی از گره‌گاه‌های اصلی سیاست بین‌الملل معاصر بدل شده است.

ایران آنلاین:

این کتاب، نوشته کریستین بوگر و تیموتی ادموندز، دو پژوهشگر شناخته‌شده حوزه امنیت و حکمرانی دریایی، نخستین‌بار در سال ۲۰۲۴ از سوی انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شد و اکنون با ترجمه احسان دستغیب و حسن فتاحی در اختیار خواننده فارسی‌زبان قرار گرفته است. اثر با رویکردی میان‌رشته‌ای، امنیت دریایی را در پیوند با روابط بین‌الملل، حقوق دریاها، حکمرانی، اقتصاد، محیط زیست و فناوری بررسی می‌کند و از فروکاستن آن به ناو، موشک و جنگ دریایی پرهیز دارد. 
از نکات مهمی که کتاب بر آن تأکید می‌گذارد، چندلایه و مناقشه‌پذیر بودن مفهوم امنیت دریایی است: امنیت دریایی نه مفهومی یک‌دست، بلکه میدان تلاقی برداشت‌ها، منافع و صورت‌بندی‌های متفاوت از امنیت است. دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی، نیروهای نظامی و انتظامی، شرکت‌های کشتیرانی، فعالان محیط زیست و جوامع ساحلی، هر یک بر پایه منافع و نگرانی‌های خود، معنای متفاوتی از امنیت در دریا می‌سازند. از همین رو، نویسندگان به‌جای تحمیل تعریفی صلب، اجزای این منظومه را کنار هم می‌گذارند: منازعات میان‌دولتی و مناطق خاکستری، تروریسم و خشونت افراطی، دزدی دریایی، قاچاق، ماهیگیری غیرقانونی و دیگر اشکال «جرائم آبی». راه‌حل‌ها نیز صرفاً نظامی نیستند؛ آگاهی حوزه دریایی، تبادل اطلاعات، ظرفیت‌سازی، هماهنگی نهادی و همکاری بین‌المللی بخشی از همان معماری امنیت‌اند. 
امتیاز مهم «شناخت امنیت دریایی» در توانایی آن برای وصل‌کردن نقاطی است که معمولاً جدا از یکدیگر دیده می‌شوند. حقوق دریاها، قدرت دریایی، راهبرد، گارد ساحلی، جرائم فراملی، اقتصاد آبی، حفاظت زیست‌محیطی و ظرفیت‌سازی در این کتاب در قالب تصویری منسجم کنار هم قرار می‌گیرند. به تعبیر نویسندگان، هدف «گرد آوردن این قطعه‌ها کنار هم و وصل کردن نقاط به یکدیگر» است؛ رویکردی که نشان می‌دهد چرا امنیت یک بندر، کابل زیردریایی، خط لوله، تنگه بین‌المللی یا مسیر کشتیرانی می‌تواند مستقیماً با امنیت ملی و ثبات نظم جهانی پیوند بخورد.
برای خواننده ایرانی و فارسی‌زبان، انتشار این کتاب در این مقطع زمانی معنایی مضاعف دارد. جغرافیایی که از خلیج فارس و تنگه هرمز آغاز می‌شود، از دریای مَکران و اقیانوس هند می‌گذرد و در سوی دیگر به دریای سرخ و باب‌المندب پیوند می‌خورد، امروز پهنه‌ای فشرده از ژئوپلیتیک گلوگاه‌ها، اقتصاد سیاسی انرژی، امنیت زنجیره‌های تأمین، رژیم‌های حقوقی عبور و رقابت راهبردی است. مترجمان نیز در پیشگفتار افزوده‌شده به نسخه فارسی، با نگاهی به اقتصاد سیاسی امنیت دریایی، حقوق و حاکمیت در گلوگاه‌های راهبردی و منطق بازدارندگی ژئوپلیتیکی، مباحث نظری کتاب را به واقعیت زنده منطقه پیوند می‌زنند. در این خوانش، هرمز صرفاً یک آبراه نیست، بلکه «آزمایشگاه زنده امنیت دریایی معاصر» و نقطه تراکم نفت، گاز، بیمه، ناوگان، تحریم، حقوق بین‌الملل، اقتدار دولت ساحلی و نظم جهانی است. 
این اهمیت زمانی در فصل پایانی کتاب نیز بازتاب می‌یابد؛ جایی که اتوماسیون و امنیت سایبری، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، تغییر اقلیم و کاهش تنوع زیستی در کنار بازگشت رقابت ژئوپلیتیک قرار می‌گیرند. نویسندگان از شکل‌گیری نوعی «موج پنجم» سخن می‌گویند: مرحله‌ای که در آن رقابت میان دولت‌ها از یک سو و اوج‌گیری تفکر سیاره‌محور برای مقابله با فشارهای زیست‌محیطی از سوی دیگر، هم‌زمان دستورکار امنیت دریایی را بازتعریف می‌کنند. 
«شناخت امنیت دریایی» در نهایت کتابی درباره دریاست، اما موضوع واقعی آن بسیار گسترده‌تر است: قدرت، نظم، آسیب‌پذیری و آینده جهانی که بخش بزرگی از ثروت، تجارت و امنیت آن همچنان بر روی آب جریان دارد. برای ایران، با موقعیت ممتاز و پرتنش خود در پیرامون خلیج فارس، هرمز و مکران، فهم این جهان نه کنجکاوی دانشگاهی، بلکه ضرورتی راهبردی است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها