همبستگی ملی در سایه پذیرش تفاوتها
ایران خانه مشترک همه ایرانیان و برخوردار از تاریخ، فرهنگ و سرنوشتی بههمپیوسته است؛ دولتها ساختار اداره امور عمومی و مسئول اداره کشور در دورههای معیناند.
محمدجواد حقشناس، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی: سخنان اخیر رئیسجمهوری پزشکیان درباره مردمی که با وجود گلایهها، اختلافنظرها و تجربه برخی بیعدالتیها، پاسداری از ایران و منافع ملی را بر اختلافات ترجیح دادهاند، پرسشی بنیادین را پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان این همبستگی ارزشمند را از واکنشی در روزهای دشوار به سرمایهای پایدار برای آینده کشور تبدیل کرد؟
ایران خانه مشترک همه ایرانیان و برخوردار از تاریخ، فرهنگ و سرنوشتی بههمپیوسته است؛ دولتها ساختار اداره امور عمومی و مسئول اداره کشور در دورههای معیناند. این مفاهیم به یکدیگر پیوند دارند، اما یکسان نیستند. میتوان دلبسته ایران بود، از استقلال و تمامیت سرزمینی آن دفاع کرد و همزمان منتقد سیاستها و عملکرد نهادهای دولت یا دیگر بازیگران حوزه رسمی بود. چنین انتقادی نه لزوماً نشانه فاصلهگرفتن از منافع ملی، بلکه میتواند برخاسته از احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور باشد.
همبستگی ملی به معنای یکساناندیشی نیست. جامعه ایران از گرایشهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نسلی گوناگون تشکیل شده و شهروندان میتوانند درباره سیاست خارجی، اقتصاد و شیوه اداره کشور اختلافنظر داشته باشند، اما در دفاع از ایران و آینده آن احساس مسئولیت مشترک کنند. آنچه جامعه متکثر را به یکدیگر پیوند میدهد، نه حذف تفاوتها، بلکه احترام به حقوق شهروندان، پذیرش قواعد مشترک زندگی جمعی و توافق بر سر منافع بنیادین کشور است. از همینرو، وحدت ملی را نباید با موافقت با همه تصمیمهای رسمی برابر دانست. بهرسمیتشناختن حق انتقاد و اعتراض مسالمتآمیز، نه تهدیدی برای همبستگی، بلکه از پایههای پایداری آن است.
دراین میان، مسئولیت نهادهای تاثیرگذار بر زندگی عمومی تعیینکننده است. سرمایه اجتماعی را نمیتوان تنها با دعوت مردم به بردباری و همراهی حفظ کرد؛ اعتماد عمومی از تجربه روزمره شهروندان شکل میگیرد.
در کنار این ضرورتهای سیاسی و اجتماعی، فرهنگ و حافظه تاریخی مشترک نیز در تقویت همبستگی ملی نقش دارند. هویت ایرانی در بستر همزیستی اقوام، فرهنگها و سنتهای گوناگون شکل گرفته است. نوروز، مهرگان و شب یلدا، همچون بزرگداشت مفاخر ادبی و تاریخی ایران، از فردوسی و حافظ تا ستارخان و رئیسعلی دلواری، فرصتهایی برای تقویت احساس تعلق به سرنوشتی مشترکاند. این میراث به گروه یا گرایش سیاسی خاصی تعلق ندارد، بلکه سرمایه فرهنگی همه ایرانیان است. از اینرو، پاسداشت فراگیر آیینها و مفاخر ملی را نباید اقدامی تشریفاتی دانست؛ این کار بخشی از تلاش برای حفظ پیوندهای اجتماعی و تقویت همبستگی ملی است.
عدالت اجتماعی و اقتصادی نیز مکمل این پیوندهاست. کاهش شکافهای منطقهای و اجتماعی، فراهمکردن فرصتهای برابر و گسترش مشارکت جوانان، زنان و گروههای مختلف جامعه، احساس تعلق به آینده مشترک را تقویت میکند. شهروندان باید در عمل احساس کنند که در ساختن آینده ایران، صاحب حق، صدا و سهم هستند.
همبستگی در روزهای بحران، هرچند ارزشمند است، بهتنهایی برای ساختن آیندهای باثبات کفایت نمیکند. آزمون اصلی آن است که این احساس تعلق در روزهای عادی نیز در مناسبات مردم و نهادهای مختلف بازتاب یابد. ایران برای عبور از دشواریهای پیشرو به توافقی فراگیر بر سر منافع ملی و قواعد مشترک زندگی سیاسی نیاز دارد؛ توافقی که در آن هیچ ایرانی به سبب تفاوت دیدگاه یا گرایش سیاسی، خود را بیرون از دایره تعلق ملی احساس نکند. همبستگی پایدار بر دو پایه استوار است: میراث مشترکی که ما را به یکدیگر پیوند میدهد و حقوق و فرصتهای برابری که آینده مشترکمان را میسازد.
انتهای پیام/