انتخابات آمریکا؛ تغییر موازنه، نه تغییر راهبرد در قبال ایران
انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا که قرار است روز سوم نوامبر، برابر با ۱۲ آبانماه، برگزار شود، یکی از مقاطع مهم در سنجش موازنه قدرت سیاسی در واشنگتن و ارزیابی میزان حمایت داخلی از دولت دونالد ترامپ به شمار میرود.
محمد هوشی سادات، استاد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران: انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا که قرار است روز سوم نوامبر، برابر با ۱۲ آبانماه، برگزار شود، یکی از مقاطع مهم در سنجش موازنه قدرت سیاسی در واشنگتن و ارزیابی میزان حمایت داخلی از دولت دونالد ترامپ به شمار میرود؛ انتخاباتی که اگرچه مستقیماً به انتخاب رئیسجمهوری مربوط نیست، میتواند از طریق تغییر ترکیب مجلس نمایندگان و سنا بر دامنه اختیارات سیاسی دولت، امکان پیشبرد برنامههای آن و چگونگی تعامل کاخ سفید با کنگره تأثیر بگذارد. از همین منظر، نتیجه این انتخابات برای سیاست خارجی آمریکا نیز واجد اهمیت است، اما پرسش اصلی این است که آیا تغییر احتمالی در آرایش سیاسی کنگره میتواند به تغییر رویکرد واشنگتن در قبال ایران منجر شود یا تأثیر آن، بیش از هر چیز، به محدود کردن یا گسترش قدرت مانور دولت ترامپ در چارچوب سیاستهای موجود منحصر خواهد ماند؟
پاسخ به این پرسش مستلزم پرهیز از بزرگنمایی تأثیر انتخابات میاندورهای بر جهتگیریهای کلان سیاست خارجی آمریکاست. هرچند نتایج انتخابات میتواند بر موازنه قدرت در ساختار سیاسی این کشور اثر بگذارد و محاسبات دولت را در حوزههای مختلف، از جمله پرونده ایران تحت تأثیر قرار دهد، نمیتوان از پیش میان پیروزی یک حزب در انتخابات کنگره و تغییر بنیادین سیاستهای دولت در عرصه خارجی رابطهای مستقیم و قطعی برقرار کرد. به عبارت دیگر، تقویت موقعیت دموکراتها در کنگره، حتی اگر برای ترامپ نتیجهای نامطلوب تلقی شود، الزاماً به معنای تغییر اساسی در رویکرد دولت او نسبت به ایران نخواهد بود؛ همانگونه که تثبیت یا تقویت موقعیت جمهوریخواهان نیز لزوماً به تشدید سیاستهای تقابلی واشنگتن در برابر تهران منجر نمیشود.
اهمیت انتخابات میاندورهای را باید بیش از هر چیز در تأثیری جستوجو کرد که تغییر ترکیب کنگره بر مناسبات میان قوه مجریه و نهاد قانونگذاری آمریکا میگذارد. تغییر موازنه حزبی میتواند فضای سیاسی پیش روی دولت را دگرگون کند، هزینههای داخلی تصمیمگیری را افزایش دهد یا از ظرفیت دولت برای پیشبرد برخی برنامهها بکاهد؛ با این حال، دامنه و جهت این تأثیر به چگونگی تعامل کاخ سفید و کنگره و شرایطی بستگی دارد که سیاست خارجی آمریکا در بستر آن شکل میگیرد. بنابراین، حتی در صورت تقویت موقعیت دموکراتها، نمیتوان بدون در نظر گرفتن سازوکارهای تصمیمگیری در واشنگتن و تحولات منطقهای و بینالمللی، از تغییر قطعی در سیاست آمریکا نسبت به ایران سخن گفت.
در این میان، تمایز میان تغییر در موازنه سیاسی داخلی آمریکا و تحول در راهبرد کلان این کشور اهمیتی اساسی دارد. ممکن است نتیجه انتخابات، دولت ترامپ را در برخی حوزهها با محدودیتهای سیاسی بیشتری مواجه کند یا زمینه تعدیل بخشهایی از سیاستهای جاری را فراهم آورد، اما چنین تحولاتی لزوماً به معنای بازنگری در بنیانهای رویکرد واشنگتن نسبت به تهران نیست. از همین رو، حتی اگر نتایج انتخابات به تغییراتی در محاسبات دولت آمریکا بینجامد، نمیتوان با قطعیت انتظار داشت که این تغییرات در کوتاهمدت یا حتی در دو سال باقیمانده از دوره ریاستجمهوری ترامپ، به تحول اساسی در سیاست این کشور در قبال ایران منجر شود.
با وجود این، محدود دانستن نقش انتخابات میاندورهای به تحولات داخلی آمریکا نیز تصویر کاملی از معادله ارائه نمیدهد؛ زیرا سیاست واشنگتن در قبال ایران تنها تحت تأثیر رقابتهای حزبی و مناسبات میان کاخ سفید و کنگره شکل نمیگیرد و شرایط منطقهای و محاسبات بازیگران مؤثر در خاورمیانه نیز در تعیین مسیر آن نقش دارند. در چنین چارچوبی، حرکت به سمت تنشزدایی همچنان یکی از مسیرهای ممکن پیش روی مناسبات ایران و آمریکا خواهد بود؛ مسیری که تحقق آن الزاماً به نتیجه انتخابات میاندورهای وابسته نیست و میتواند از تغییر در ارزیابیهای راهبردی بازیگران منطقهای نیز تأثیر بپذیرد.
بهویژه اگر اسرائیل و شماری از کشورهای عربی به این جمعبندی برسند که کاهش تنش میان تهران و واشنگتن با منافع آنها سازگاری بیشتری دارد، زمینه برای حرکت به سمت چنین مسیری میتواند تقویت شود. بر این اساس، انتخابات سوم نوامبر را باید عاملی مؤثر بر موازنه سیاسی داخلی آمریکا و قدرت مانور دولت ترامپ دانست، نه متغیری که بهتنهایی مسیر سیاست خارجی این کشور در قبال ایران را تعیین کند؛ چراکه سرنوشت این سیاست، علاوه بر تحولات کنگره، به تعامل نهادهای قدرت در واشنگتن و محاسبات منطقهای و بینالمللی نیز وابسته خواهد بود.
انتهای پیام/