سجادپور: آمریکا عصبانیترین قدرت جهانی است
چندرسانهای
169954
محمدکاظم سجادپور در همایش ایران و نظم نوین جهانی گفت: آمریکا عصبانیترین قدرت جهانی است، اما چین با مهارت و به شکلی شگفتانگیز در نظم جدید جهانی حرکت میکند.
رییس پیشین مرکز مطالعات بینالمللی وزارت امور خارجه گفت: حفظ، بقا و ارتقای ایران اصلیترین هدف ماست و تحقق این امر در درجه اول، مستلزم ادراک بسیار فنی و همهجانبه و به دور از هیجانات تحلیلی از شرایط است تا به ادراک صحیح از وضعیت جهان، شرایط کشورمان و انسجام داخلی خود برسیم.
به گزارش ایرنا، سید محمدکاظم سجادپور روز دوشنبه در «همایش بینالمللی ایران و نظم نوین جهانی» در دانشگاه تهران اظهار داشت: نظم پیشین جهانی همچنان به حیات خود ادامه میدهد، اما همزمان رقابت قدرتهای بزرگ برای شکلدهی به ساختار آینده نظام بینالملل شدت گرفته است؛ روندی که شناخت ابعاد آن برای تدوین راهبرد کلان ایران ضرورت دارد.
وی ادامه داد: در شرایط کنونی نمیتوان با قطعیت از شکلگیری نظمی جدید سخن گفت، زیرا ساختارهای نظم پیشین همچنان فعالاند و حقوق بینالملل و سازمان ملل متحد نیز جایگاه خود را در مناسبات جهانی حفظ کردهاند.
سجادپور اذعان داشت: حضور رهبران کشورهای مختلف، از جمله ایران و آمریکا، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نشان میدهد که نهادهای بینالمللی همچنان یکی از پایههای اصلی نظام جهانی هستند؛ با این حال، تداوم این ساختارها به معنای نبود رقابت برای تغییر و بازتعریف نظم بینالمللی نیست.
وی با بیان اینکه یکی از محورهای اصلی تحولات کنونی، تلاش آمریکا برای حفظ هژمونی جهانی خود است، خاطرنشان کرد: واشنگتن از یک سو در پی حفظ جایگاه برتر خود در نظام بینالملل است و از سوی دیگر، برخی سیاستهای آن میتواند چارچوبها و نهادهایی را تضعیف کند که پس از جنگ جهانی دوم با نقشآفرینی این کشور شکل گرفتند.
به توصیه سجادپور، برای درک اهداف قدرتهای بزرگ، باید رقابت بر سر هژمونی و تلاش برای تعیین قواعد نظم آینده را نیز مورد توجه قرار داد.
وی در عین حال یادآور شد: پکن همزمان دو مسیر را دنبال میکند؛ از یک سو، در چارچوب نهادهای بینالمللی موجود فعالیت میکند و میکوشد نقش خود را در ساختارهای تصمیمگیری و مدیریتی آنها افزایش دهد و از سوی دیگر، به ایجاد و توسعه نهادهای جدید اقتصادی و بینالمللی میپردازد.
ایران از ابتدای تاریخش تاکنون کشوری جهانگرا بوده نه جهانگیر
این صاحبنظر حوزه بینالملل با توجه به قدمت تاریخی چندین هزار ساله ایران گفت: ایران از ابتدای تاریخش تاکنون کشوری جهانگرا بوده نه جهانگیر، جهانگرا به این معنا که تحول و کنش و واکنش با جهان، بخشی از وجود و هویت این کشور بوده است و اکنون نیز بدون توجه به بستر تاریخی، نمیتوانیم نسبت ایران را با نظام بینالمللی بسنجیم.
وی به راهاندازی یک گروه جدید در سازمان ملل به نام حکمرانی جهانی با عضویت تعداد قابل توجهی از کشورها اشاره کرد و گفت: علاوه بر آمریکا، چین هم به صورت آرام، فنی و همهجانبه در این کشمکش برای تعیین نظم، تحرک دارد ولی در کنار آنها روسیه هم به دنبال ایجاد یک نظم دو قطبی و حتی سه قطبی است که نشانههای آن را در حل و فصل مساله اوکراین و اجلاس سهجانبه چین- امریکا - روسیه شاهد هستیم.
سجادپور تاکید کرد: منتها این کشمکش تعیین نظم بینالمللی، بدون در نظر گرفتن «جنوب جهانی»، کامل نیست، زیرا جنوب جهانی بسیار جدی شده و کشورهای عمدهای در آن به دنبال نظم خودشان هستند که البته این حوزه با مفهوم سنتی «جهان سوم» یا «عدم تعهد»، متفاوت است. در جنوب جهانی، کشورهایی مثل آفریقای جنوبی، هند و اندونزی در یک خوانش جدید از نظم جهانی هستند اما خودشان را در تضاد با قدرت ایالات متحده یا روسیه تعریف نمیکنند و با رعایت فاصله و در عین حال؛ داشتن رابطه، عمل میکنند.
وی بیان داشت: علاوه بر کشمکشهای عملی در این نظم واحد بینالمللی، در عرصههای نظری هم صحبتهای جدیدی وجود دارد، به عنوان مثال، آقای آچاریا (نظریهپرداز هندی) در جدیدترین مقاله خود، مفهوم «مالتیپل مالتیپلکس» را خلق کرده و میگوید، دنیا هم مالتیپل هست، یعنی وجوه مختلفی دارد و هم کمپلکس و پیچیده است و این دو را با هم ترکیب کرده است و می گوید که دنیا از مفهوم «قطب» عبور کرده و امکان ندارد که کشوری بتواند هژمون باشد، مرحله هژمونی در دنیا گذشته است و قدرت و مناسبات قدرت هم چند وجهی و پیچیده شده است.
این تحلیگر حوزه بینالملل اینگونه نتیجهگیری کرد که در شرایط فعلی، ارکان تحلیلی ما در ایران باید جامع باشد و خیلی با احتیاط صحبت کنیم و نمیتوانیم با قطعیت درباره آمریکا، چین یا دیگران، اعلام نظر کنیم زیرا شرایط به قدری دچار دگرگونی است که فقط میتوانیم بگوییم که ما شاهد یک کشمکش جدی برای شکل دادن به نظم جدید و همینطور حفظ نظم کهن هستیم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به رابطه تاریخی جهان با ایران اشاره کرد و گفت: به نظر من جهان هم همیشه ایرانگرا بوده است. یعنی جهان بدون داشتن یک برداشت، یک نوع رابطه و کنش و واکنش، جهان قدرت وجود نداشته از یونان باستان و روم باستان تا دورههای در ۵۰۰ سال گذشته، یک نسبت طولانی و پایدار بین ایران و جهان برقرار بوده، ولی دردناک است که بگوییم در کشمکشهای تغییر نظام بینالمللی، ایران آسیب دیده است و نمونهاش هم در جنگهای جهانی اول و دوم است.
سجادپور افزود: در این پیچهای تاریخی، ایران جهانی و جهان ایرانگرا، رابطه خیلی پیچیدهای داشتهاند، آیا الان هم همینطور است؟ بله، ولی با وجود اینکه در جنگی که علیه ما رخ داد، آسیب دیدیم ولی مقاومت ایران بینظیر است و در این پیچ تاریخی، این آسیب را به ایران رساندند و البته به لطف الهی به آن چیزی که میخواستند نرسیدند.
وی یادآور شد: این اولین بار نیست که ما با یک پیچ تاریخی در نظام بینالمللی روبهرو میشویم و باید با نگاه به تجربه قرنهای گذشته، این بستر تاریخی را در کنار ارکان تحلیلی قرار بدهیم، بنابراین ما از این بحثهای فکری و علمی باید به یک جهت استراتژیک برسیم که مهمترین اصل آن، حفظ و بقای ایران است، چون در این پیچهای تاریخی گذشته، برخی از کشورها نه فقط آسیب دیدند بلکه از بین رفتند.
رییس پیشین مرکز مطالعات بینالمللی وزارت امور خارجه، الطاف الهی و تکیه بر توان و ظرفیت داخلی را عامل نگهدارنده ایران در جریان دو جنگ تحمیلی اخیر برشمرد و گفت: ایران تنها کشور این منطقه است که امنیتش را خودش تامین میکند و با سختی و فشاری که در این مسیر به او وارد میشود، عمدهترین جهت استراتژیاش، انسجام همه جانبه شامل قدرت نظامی، قدرت اجتماعی، قدرت علمی و پرهیز از کمبینی است، زیرا برخی افراد، ایران را کم میبینند و از سوی دیگر، برخی با توهم بزرگاندیشی، ایران را بیش از اندازهاش نگاه میکنند و خود این کار سخت و سنگین، مستلزم نگاه علمیتر و دقیقتر به شرایطی است که در روابط بینالمللی میگذرد.
وی تصریح کرد: ما هیچ وقت نمیتوانیم در این شرایط، آرزوها را جایگزین تحلیلهای علمی بکنیم، مثلاً عدهای آرزو دارند بین چین و امریکا جنگ بشود و فکر میکنند این جنگ به نفع دیگر کشورهاست، ولی این آرزوست در واقع میبینیم که چین و امریکا در عین تنش، یک روابط خیلی پیچیده و بسیار دقیقی با همدیگر دارند و اتفاقاً هر دو طرف از اصل جلوگیری از تنش پیروی میکنند.
سجادپور در جمعبندی سخنان خود گفت: ما در یک شرایط پیچیده جهانی به سر میبریم که نه میتوانیم از یک نظم واحد و مشخص سخن بگوییم و نه اینکه ادعا کنیم نظم گذشته به کلی از بین رفته و نه میتوانیم کشمکشهایی که برای شکل دادن به نظم جدید جهانی از سوی آمریکا، چین، روسیه، جنوب جهانی و بقیه کشورها درگرفته است را نادیده بگیریم.
وی اظهار داشت: ما یک بستر تاریخی بستر تاریخی بسیار طولانی چند هزار ساله داریم که در طول آن، سیستم بینالمللی دگرگون شده و در این پیچهای تاریخی بعضاً درسها و عبرتهایی است و در نهایت، اکنون به ادراک فنیتر و علمیتر همراه با تعادل و توازن بین اهداف و ابزار و نهایتاً انسجام همهجانبه قدرت ایرانی نیازمند هستیم.
انتهای پیام/