نقش امید در عبور از وضعیت بلاتکلیفی
جامعه ایران مدتی است که دورهای از گذار و شرایطی میانه تنش و آرامش را تجربه میکند؛ فضایی که در آن نااطمینانیها و دغدغههای روزمره، برنامهریزی برای آینده را با چالش مواجه کرده است.
علیرضا شریفییزدی، روانشناس اجتماعی: جامعه ایران مدتی است که دورهای از گذار و شرایطی میانه تنش و آرامش را تجربه میکند؛ فضایی که در آن نااطمینانیها و دغدغههای روزمره، برنامهریزی برای آینده را با چالش مواجه کرده است. با وجود این، آنچه بیش از هر چیز در چنین روزگاری اهمیت دارد، تکیه بر ظرفیتهای درونی و پیوندهای اجتماعی است. دقیقاً در همین نقطه است که مفهوم «امید جمعی» به عنوان نیرویی سازنده و انگیزهبخش به کمک جامعه میآید تا با تقویت همدلی، همبستگی و نگاه رو به جلو، مسیر حرکت، بازسازی و خلق فردایی بهتر هموارتر شود.
جوامع انسانی همواره در شرایط جنگ یا صلح پایدار زندگی نمیکنند. گاهی وضعیتی بینابینی بر زندگی جمعی سایه میاندازد که در آن نه نشانههای روشنی از پایان تنشها وجود دارد و نه چشمانداز قابل اطمینانی از بازگشت ثبات. وضعیتی که نااطمینانی نسبت به آینده، نگرانیهای اقتصادی، فشارهای روانی، کاهش قدرت برنامهریزی و احساس تعلیق را به تجربه مشترک بخش بزرگی از جامعه تبدیل میکند.ویژگی مهم چنین وضعیتی، استمرار بلاتکلیفی و دشواری پیشبینی آینده است. جامعه نه میتواند بهطور کامل خود را با وضعیت بحران سازگار کند و نه فرصت بازگشت به شرایط عادی را دارد. در نتیجه، فرسایشی تدریجی در سطح روانی، اجتماعی و اقتصادی شکل میگیرد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که چه عاملی میتواند از فروپاشی انگیزه اجتماعی جلوگیری کند؟ پاسخ را باید در مفهوم «امید جمعی» جستوجو کرد.
امید؛ فراتر از خوشبینی و انتظار
در روانشناسی علمی (بهویژه نظریه چارلز ریچارد اسنایدر)، امید بر دو مؤلفه استوار است: «عاملیت» (باور و انگیزه فرد برای حرکت به سوی اهداف) و «مسیریابی» (توانایی شناسایی راههای مختلف برای رسیدن به آن اهداف). انسان امیدوار فقط کسی نیست که آینده خوبی را تصور میکند، بلکه فردی است که برای رسیدن به آن، هدف دارد و در صورت بسته شدن یک مسیر، راه دیگری میجوید. بنابراین امید اجتماعی را نمیتوان با انتشار پیامهای مثبت تقویت کرد؛ امید زمانی واقعی است که مردم احساس کنند امکان اثرگذاری بر زندگی خود را دارند.
اگر نظریه اسنایدر را به سطح اجتماعی تعمیم دهیم، امید جمعی زمانی شکل میگیرد که افراد جامعه به این باور مشترک برسند که آینده امکان تغییر دارد و همکاری آنها در آن مؤثر است. برای مثال، کمک به خانوادههای آسیبپذیر، ابتکار جوانان برای مسائل اجتماعی یا فعالیت گروههای داوطلبانه، نوعی «امید عملی» تولید میکند. این رفتارها پیام مهمی دارند: جامعه هنوز زنده است و ظرفیت همکاری و بازسازی در آن وجود دارد.استمرار بلاتکلیفی به اضطراب، خستگی روانی، کاهش اعتماد و احساس درماندگی میانجامد. برای جلوگیری از تبدیل فشارهای فردی به فرسایش جمعی، به سرمایه اجتماعی (مجموعهای از روابط، اعتمادها و هنجارهای همکاری) نیازمندیم. امیل دورکیم بر اهمیت پیوندهای اجتماعی تأکید داشت و هشدار میداد که اگر اعتماد عمومی آسیب ببیند، جامعه با آنومی (بیهنجاری) مواجه میشود، چراکه امید جمعی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمیماند.
تابآوری اجتماعی و کنش آگاهانه
تابآوری اجتماعی: به معنای تحمل نامحدود رنج نیست، بلکه توانایی جامعه برای مواجهه با فشارها، سازگاری و حفظ توان تغییر و بازسازی است. رابطه این مفاهیم چنین است: امید جمعی انگیزه میدهد، سرمایه اجتماعی امکان حرکت مشترک را فراهم میکند و تابآوری اجتماعی توان ادامه مسیر را افزایش میدهد.آموزش و آگاهی: پائولو فریره بر اهمیت آگاهی انتقادی و مشارکت در تغییر شرایط تأکید میکند. امیدی که به انتظار محدود شود تحولآفرین نیست؛ جامعه باید در تولید امید و یافتن راهحلها مشارکت کند.
نقش رسانهها و نسل جوان
رسانهها: رسانهها باید از بزرگنمایی تهدیدها پرهیز کنند و با صداقت، با بازتاب واقعیتهای دشوار، ظرفیتهای اجتماعی و راهحلهای موجود را نشان دهند.جوانان: اگر نسل جوان احساس کند تلاش و خلاقیت او تأثیری بر آینده ندارد، از مشارکت فاصله میگیرد. تقویت امید جوانان نیازمند فرصتهای واقعی شغلی، نوآوری و احترام به دیدگاههای آنان است.به این ترتیب، در وضعیت فعلی ایران، تقویت امید جمعی به اقداماتی مشخص نیاز دارد: تقویت اعتماد عمومی از طریق شفافیت، افزایش گفتوگوی اجتماعی، تقویت شبکههای همیاری مدنی، توجه به سلامت روان جامعه، ارتقای آموزش و ایجاد افقهای واقعی برای جوانان.
در روزگار نه جنگ، نه صلح، آنچه جامعه را زنده نگه میدارد فقط امید به پایان بحران نیست؛ امید به توانایی انسانها برای ساختن زندگی، حفظ کرامت انسانی و بازآفرینی آیندهای مشترک است.
انتهای پیام/