بازتعریف جایگاه ایران؛ کلید کاهش بحران
سیاست
170350
حمید ملکزاده، استاد علوم سیاسی دانشگاه کاشان: یکی از مسائل اساسی در فهم رابطه ایران با نظم بینالملل بهطور کلی و رابطه ایران و آمریکا بهطور خاص، نحوه صورتبندی جایگاه و نقش ایران در نظم حاکم است. در برداشتهای رایج، معمولاً ایران بهعنوان یک قدرت تجدیدنظرطلب در نظر گرفته میشود؛ بازیگری که پیوسته در حال انجام اقداماتی علیه وضع موجود است و میکوشد با به چالش کشیدن ترتیبات حاکم، کلیت بازی بینالمللی را برهم بزند. در چنین برداشتی، رفتار ایران عمدتاً از دریچه تقابل با نظم موجود تحلیل میشود و اقدامات آن بهمثابه تلاشی برای تغییر یا برهم زدن قواعد حاکم بر نظام بینالملل مورد ارزیابی قرار میگیرد.
با این حال، نکته مهم آن است که میتوان این رابطه را از منظری متفاوت نیز درک و تحلیل کرد. از نظر من، ایران بهجای آنکه بهعنوان بازیگری فهمیده شود که علیه نظم موجود عمل میکند، باید بهعنوان بازیگری درک شود که با جایگاه در نظر گرفتهشده برای خود در نظم حاکم مسأله دارد. به بیان دیگر، مسأله اصلی ایران لزوماً برهم زدن نظم بینالمللی نیست، بلکه دستیابی به جایگاهی است که از نظر خود، شایسته آن است. بر این اساس، باید میان مخالفت با کلیت نظم بینالمللی و نارضایتی از جایگاه تعریفشده برای یک بازیگر در چارچوب آن تمایز قائل شد. این تمایز میتواند به درک دقیقتر رفتار ایران و انگیزههای مؤثر بر تصمیمگیریهای آن کمک کند.
از همین منظر است که میتوان به مشارکت ایران در فرآیندهای مختلف بینالمللی توجه کرد. ایران در ماجرای برجام و همچنین رویدادهایی مانند جنگ عراق و جنگ افغانستان، مشارکت معناداری داشته و در چارچوب نظم موجود با آن همکاری و هماهنگی کرده است. این موارد نشان میدهد که رفتار ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب مخالفت با نظم حاکم یا تلاش برای برهم زدن آن توضیح داد. با این حال، این مشارکتها به دستاورد قابلتوجهی برای ایران منتهی نشدهاند و مسأله دستیابی به جایگاهی که از نظر کشورمان متناسب با موقعیت و نقش آن باشد، همچنان باقی مانده است. از این رو، مسأله ایران را باید در تداوم تلاش برای بازگشت به جایگاه مورد نظر خود در نظم بینالمللی نیز جستوجو کرد؛ جایگاهی که به باور ایران، در ترتیبات موجود بهدرستی تعریف نشده یا امکان دستیابی به آن فراهم نبوده است.
اهمیت این برداشت متفاوت از آن جهت است که میتواند زمینه فهم متقابل و بازتعریف رابطه ایران و آمریکا را فراهم کند. اگر ایران و آمریکا مسأله را از چنین منظری درک کنند و بهجای تمرکز صرف بر تقابل ایران با نظم موجود، به موضوع جایگاه ایران در این نظم توجه داشته باشند، امکان ورود به نوعی بدهبستان و فرآیند متقابل کنش و واکنش فراهم خواهد شد. در چنین شرایطی، میتوان بهجای تداوم چرخه تقابل و بیاعتمادی، به دنبال راههایی برای تنظیم روابط و دستیابی به تفاهمی پایدار بود. در نهایت، فهم این نکته که مسأله اصلی ایران لزوماً مخالفت با کلیت نظم بینالمللی نیست، بلکه چگونگی تعریف و تثبیت جایگاه آن در این نظم است، میتواند به شکلگیری رویکردی واقعبینانهتر در روابط تهران و واشنگتن و هموار شدن مسیر حرکت به سوی وضعیتی باثباتتر کمک کند.
انتهای پیام/