فارن افرز:

خطرات ترامپِ بی‌عرضه: او تا کجا برای صلح و جنگ پیش خواهد رفت

جهان

170614
خطرات ترامپِ بی‌عرضه: او تا کجا برای صلح و جنگ پیش خواهد رفت

با پایان انتخابات میان‌دوره‌ای و از دست رفتن کنترل کنگره، دونالد ترامپ وارد مرحله‌ای شده است که در آن محدودیت‌های سیاسی داخلی کاهش می‌یابد، اما انگیزه‌های شخصی و نگرانی درباره میراث سیاسی‌اش می‌تواند بر تصمیم‌های خارجی او اثر بگذارد. رؤسای‌جمهور دوره دوم معمولاً در چنین شرایطی به سیاست خارجی روی می‌آورند تا اهدافی را دنبال کنند که در داخل امکان تحقق ندارند. با این حال، وضعیت ترامپ به دلیل تجربه دوره پایانی نخستین ریاست‌جمهوری و بیش از دو سال باقی‌مانده از دوره کنونی، متفاوت است. احتمال تحقیقات کنگره درباره خانواده و فعالیت‌های اقتصادی او نیز ممکن است احساس محاصره سیاسی و تمایل به اقدامات پرخطر را افزایش دهد.

ایران آنلاین:

کاهش نفوذ داخلی الزاماً به معنای حرکت به سوی دیپلماسی نیست. رؤسای‌جمهور پیشین، از جمله بیل کلینتون و باراک اوباما، در ماه‌های پایانی دوره خود برای حل منازعات یا توافق‌های بین‌المللی تلاش کردند؛ اما نتایج این ابتکارها یکسان نبود. وجه مشترک آن تلاش‌ها، برخورداری از برنامه‌ریزی نهادی، مشورت با کارشناسان و تعیین اهداف مشخص بود. رویکرد ترامپ بیشتر بر نمایش قدرت، اعلام پیروزی و توافق‌های سریع استوار بوده و ظرفیت محدودی برای پیگیری مذاکرات پیچیده و بلندمدت نشان داده است. بسیاری از ابتکارهای شاخص او نیز به سقف دستاوردهای عملی خود رسیده‌اند.

در این شرایط، ایران یکی از مهم‌ترین عرصه‌های خطر است. احتمال ازسرگیری حملات نظامی با هدف وادار کردن تهران به عقب‌نشینی یا پذیرش توافق، می‌تواند به تشدید درگیری و بی‌ثباتی اقتصادی جهانی منجر شود. افزایش فشار نظامی لزوماً اراده ایران را تضعیف نمی‌کند؛ واکنش احتمالی تهران می‌تواند شامل تهدید کشتیرانی تجاری، حمله به متحدان آمریکا در خلیج فارس و بی‌اعتنایی به پیشنهادهای دیپلماتیک باشد. گسترش جنگ همچنین امنیت منطقه و جریان انرژی را تهدید می‌کند و هزینه‌های اقتصادی آن، از جمله افزایش قیمت‌ها، ممکن است حتی پایگاه سیاسی ترامپ را ناراضی‌تر کند. اعزام نیروی زمینی آمریکا به جزیره خارک نیز گزینه‌ای بسیار پرهزینه و نامحبوبی است که احتمالاً با مخالفت حامیان رئیس‌جمهور روبه‌رو خواهد شد.

کوبا عرصه دیگری برای اقدام پرخطر است. فشار اقتصادی و محدودیت‌های اعمال‌شده علیه این کشور، همراه با قطع حمایت ونزوئلا، شرایط انسانی و اقتصادی آن را وخیم‌تر کرده است. تغییر حکومت کوبا از اولویت‌های مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی ترامپ، محسوب می‌شود و با رویکرد سلطه‌جویانه واشنگتن در نیمکره غربی هم‌خوانی دارد. اقدام نظامی علیه هاوانا ممکن است از نظر ترامپ راهی نسبتاً کم‌هزینه برای تحقق هدفی دیرینه باشد؛ اما تجربه مداخلات خارجی نشان می‌دهد تغییر رژیم به‌ندرت نتایج قابل‌کنترل دارد و می‌تواند پیامدهایی مانند موج تازه مهاجرت به آمریکا ایجاد کند. چنین اقدامی همچنین ممکن است راهی برای منحرف کردن توجه‌ها از ناکامی احتمالی در ایران باشد.

رقابت قدرت‌های بزرگ نیز ظرفیت محدودی برای دستاورد دیپلماتیک دارد. نشست احتمالی ترامپ با ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ ممکن است از نظر تبلیغاتی اهمیت پیدا کند، اما اختلاف منافع روسیه و چین با آمریکا، دستیابی به توافقی پایدار درباره اوکراین، تایوان یا ایران را دشوار می‌کند. در کنار این خطرها، احتمال استفاده از سیاست خارجی برای گسترش منافع اقتصادی خانواده ترامپ نیز مطرح است؛ به‌ویژه در شرایطی که ارتباطات مالی خارجی و دسترسی سرمایه‌گذاران خارجی به حلقه قدرت، نگرانی‌هایی درباره نفوذ و تعارض منافع ایجاد کرده است.

در نهایت، خطرناک‌ترین ویژگی این دوره می‌تواند ترکیب قدرت اجرایی گسترده، محدودیت نظارت سیاسی و تصمیم‌گیری مبتنی بر ملاحظات شخصی باشد. حتی ممکن است ترامپ به جای ابتکار دیپلماتیک یا نظامی، بیشتر وقت خود را صرف پیگرد مخالفان، عفوها و ساخت نمادهای شخصی کند. در مقایسه با احتمال تشدید جنگ در ایران یا مداخله نظامی در کوبا، کم‌تحرکی در سیاست خارجی می‌تواند پیامدهای کم‌هزینه‌تری داشته باشد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها