رمزگشایی از «سرشت شادمانی»؛

زندگی در ویترین اینستاگرام

نحوه زیست اسلایسی در شبکه‌های اجتماعی، شادی‌های ساختگی را به نمایش می‌گذارند

جامعه

92314
string(783) "[{"name":"a","aspect":"16:9","width_small":"480","width_medium":"720","width_large":"960","_sy":"1","_sx":"1","_r":"0","_h":"675","_w":"1200","_y":"18.955665298655063","_x":"0","source":"\/news\/photo\/1404\/01\/16\/dd68ce2bd1b2abc70f7925173e800809.jpg","_pr_css":"display: block; width: 160px; height: 106.667px; min-width: 0px !important; min-height: 0px !important; max-width: none !important; max-height: none !important; transform: translateY(-2.52742px);"},{"name":"b","aspect":"1:1","width_small":"480","width_medium":"720","width_large":"960","_sy":"","_sx":"","_r":"","_h":"","_w":"","_y":"","_x":"","source":""},{"name":"c","aspect":"16:6","width_small":"720","width_medium":"960","width_large":"1250","_sy":"","_sx":"","_r":"","_h":"","_w":"","_y":"","_x":"","source":""}]" زندگی در ویترین اینستاگرام

با گسترش شبکه‌های مجازی که «زندگی‌های اسلایسی» را به نمایش می‌گذارد «شادی‌های ویترینی» رواج پیدا کرده و شادمانی به کلیشه‌ای بدل شده که در آن «دوپینگ شادمانی» عرضه و مصرف می‌شود، در حالی که سرشت اصلی شادمانی در پس این پرده‌ها پنهان مانده است.

به گزارش گروه اجتماعی ایران آنلاین، با گسترش شبکه‌های مجازی به‌ویژه اینستاگرام که «زندگی‌های اسلایسی» را به نمایش می‌گذارد، «شادی‌های ویترینی» رواج پیدا کرده و شادمانی به کلیشه‌ای بدل شده که در آن «دوپینگ شادمانی» عرضه و مصرف می‌شود. در حالی که سرشت اصلی شادمانی در پس این پرده‌ها پنهان مانده است.

در گفتار پیش‌ رو، دکتر مقصود فراستخواه سرشت شادمانی را به گونه دیگری روایت می‌کند. او معتقد است شادمانی واقعی آمیخته با غم‌های اصیل انسانی است و ذاتاً کیفیتی جمعی و عمومی دارد. یعنی شادمانی پایدار زمانی محقق می‌شود که به صورت اجتماعی ساخته شود.

شادی‌های پایدار با رنج‌های معنادار

دنیای امروز معنای واقعی شادمانی را تحریف کرده است. شادمانی واقعی آمیخته با غم‌های اصیل انسانی، غم زندگی و غم انسانیت است و شادمانی پایدار زمانی محقق می‌شود که به صورت اجتماعی ساخته شود. شادمانی یک امر صرفاً فردی نیست، بلکه باید به صورت جمعی سروده، نواخته، خوانده، زیسته و تجربه شود؛ شادمانی ذاتاً کیفیتی جمعی و عمومی دارد.

مارک منسن کتاب جذاب و غافلگیرکننده‌ای با عنوان «هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها» دارد که نشان می‌دهد انسان با «باختن» و «رها کردن» است که می‌تواند زندگی شادی داشته باشد. او بر خلاف ذهنیت رایج «به دست آوردن» را عامل شادی نمی‌داند. از نظر او شایع‌ترین خطا‌ی ذهن مدرن، فرار از دشواری‌هایی است که «شادی واقعی» را برای انسان دست‌یافتنی می‌کنند. مارک منسن معتقد است، درد و رنج، مانند تار و پودی هستند که اگر از بافت زندگی خارج شوند، کل آن از هم می‌پاشد.
 
نظریه «فروپاشی مثبت»

در خرد ایرانی و ادبیات فارسی، ما «فرج بعد از شدت» را داریم، یعنی باور داریم که مواجهه با سختی‌ها و ایستادگی در برابر آن‌ها، شادی عمومی و پایدار برای ما به ارمغان می‌آورد.

در این رابطه، نظریه «فروپاشی مثبت» ویکتور فرانکل، روانشناس لهستانی، بسیار راهگشاست. او معتقد است انسان می‌تواند از فروپاشی‌های زندگی به سطوح جدیدی از انسجام برسد. اضطراب و تنش بخشی جدایی‌ناپذیر از حیات انسانی است و شادمانی از طریق کیفیت مواجهه ما با این چالش‌ها حاصل می‌شود. 

 زندگی بال و پری دارد به وسعت مرگ

ارنست بکر، انسان‌شناس آمریکایی، در کتاب «انکار مرگ» می‌گوید مغز انسان دارای قابلیت‌های شگرفی است که می‌تواند از مرگ عبور کند و کیفیت‌های والایی از زندگی را تجربه کند. از نگاه بکر، «اضطراب مرگ» منشأ خلاقانه‌ترین طرح‌های زندگی انسان شده است. مرگ‌آگاهی باعث شده انسان به دنبال طرح‌های جاودانگی برود و تلاش کند تا زندگی را واقعاً زندگی کنیم. این مرگ‌آگاهی در اشعار خیام بسیار عمیق تبیین شده است؛ خود او به تجربه ژرف انسانی از مرگ‌آگاهی رسیده بود. در این رابطه سهراب سپهری هم می‌گوید: «زندگی بال و پَری دارد به وسعت مرگ».

نوروز در فلات ایران یک تجربه جمعی از «فروپاشی مثبت» است. نیاکان ما با فروپاشی‌های زیادی مواجه شده‌اند و نحوه مواجهه‌شان را در نوروز ابراز کرده‌اند. در واقع نوروز آیین مبادله تجربه‌های فروپاشی مثبت از زمستان و سردی، رخوت و خواب، بازماندگی از رشد و شکوفایی است و همه اینها به پایان می‌رسد و می‌آموزیم که می‌توانیم از آنها عبور کنیم. این تجربه به اهتزاز خاک، اهتزاز دل و اهتزاز اجتماعات انسانی می‌انجامد. 

شادمانی‌های ویترینی

میگل دو اونامونو، نویسنده و فیلسوف اسپانیایی، در کتاب «درد جاودانگی» از سرشت سوزناک زندگی و درد و رنج انسان مدرن می‌گوید که چطور بین «حکم عقل» و «خواسته دل» گرفتار شده و در تلاش است این مبارزه را به نفع جاودانگی سامان دهد. او در این کتاب می‌نویسد ما بیش از آنکه برای «بدایت» به خداوند نیاز داشته باشیم، او را برای غایت‌مان نیاز داریم.

قرآن هم می‌فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کبَدٍ؛ به راستی انسان را در رنج آفریدیم». نکته مهم این است که اگر به زندگی اصالت می‌دهیم، باید بدانیم رنج هم اصالت دارد و بدون رویکرد ساخت اجتماعی نمی‌توانیم بر رنج‌هایمان فائق آییم.

امروزه کتاب‌های زردی که درباره «روش‌های شادمان زیستن» نوشته می‌شوند، فراموش می‌کنند که شادمانی یک تکنیک نیست، بلکه یک ساخت و منش اجتماعی است و شادمانی حاصل نمی‌شود مگر اینکه رنج‌هایمان را بشناسیم، توان خود را دقیق ارزیابی کنیم تا بدانیم کدام بخش از رنج‌‌هایمان قابل تغییر است تا حال خود را بهبود بخشیم.

دکتر مقصود فراستخواه

جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه