
مهمترین تغییری که باید در جامعه ما رخ دهد، تغییر نوع نگاه به نهاد دولت، تغییر نوع نگاه به ظرفیتهای دولت و در نهایت تغییر نوع نگاه نسبت به ارتباط دولت به عنوان سازمانی اجرایی و جامعه و بالعکس است.

سرگذشت نهاد گزینش در ایران، سرگذشت نظام دیوانسالاری یا نظام اجرایی ماست، نهادی که به نیت پالایش نهادهای اداری و اجرایی از نیروهای غیرملتزم به اسلام تشکیل شد، اما در تاریخ خود جرح و تعدیلهایی در سازوکارهای خود روا داشت.

فضاسازیهای اخیر درباره اصلاح قیمت بنزین و ماجرای بازرسی از کیف وزیر راه در فرودگاه اردبیل، بار دیگر مرز میان رقابت سیاسی و تخریب را در فضای رسانهای کشور مخدوش کرده و این پرسش را پیشرو گذاشته است که تا کجا میتوان این اقدامات را در چارچوب نقد و اطلاعرسانی پذیرفت و از کجا به زیان منافع ملی تعبیر میشود.

سخنان رئیسجمهوری درباره سرنوشت ارزهای حاصل از صادرات محصولات غیرنفتی باعث بروز بحثهایی شد. برخی تلاش کردند جهت این بحثها را به عملکرد دولت و کارآیی پایین دولت در اجرا و مدیریت سیاستهای ارزی مرتبط کنند.

دیروز در جلسه شورای عالی اداری که به ریاست معاون اول رئیس جمهور تشکیل شد، اعلام شد سازمان امور عشایر منحل نمیشود، بلکه ارتقا مییابد.

دیروز جلسهای با حضور رئیسجمهوری برگزار شد که در آن عملکرد کارگروه اجرای دو پروژه ملی «نشانگذاری مکانمحور (ژئوکد)» و «اتصال کد پستی به کد ملی (جینف)» بررسی شد. منظور از «نشانگذاری مکانمحور» یا «ژئوکد» مشخص کردن مکان هر واحد مسکونی یا تجاری براساس یک شناسه واحد ملی است که دادههای آن را به صورت سهبعدی ارائه میدهد. مثلاً علاوه بر آدرس یک خانه، مکان سهبعدی آن در ساختمان را هم مشخص میکند. در پروژه «اتصال کد پستی به کد ملی» یا «جینف» اطلاعات هویتی هر فرد، با اطلاعات محل سکونت و زندگی پیوند میخورد.

ما ریاست جمهوری مسعود پزشکیان را مرهون بخت و اقبال هستیم. قاعده کنشها، رفتارها و انتخابهای انسانها مثل علم فیزیک نیست که «اگر» دما به ۱۰۰ درجه برسد، «آنگاه» آب به نقطه جوش میرسد.

«شورای دفاع چرا تشکیل شده و قرار است چه کاری انجام دهد؟» اینها پرسشهایی است که این روزها در فضای سیاسی و رسانهای کشور بسیار تکرار میشود. از اولین روز انتشار غیررسمی تشکیل این شورا، تا اعلام تشکیل این شورا از سوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، آن هم خبری دو خطی و تا امروز که رهبر انقلاب دو نماینده خود در این شورا را منصوب کردهاند، هنوز اطلاع یا گزارشی رسمی از چند و چون این شورا منتشر نشده است.

غبار جنگ که فرو نشست، سپهر تازهای در افق سیاست ایران پدیدار شد و همزمان، سیاستمدارانی متناسب با این سپهر ظهور کردند. سپهر تازه پساجنگ در سیاست ایران، بر انسجام و اتحاد ملی مبتنی بود. البته سیاستمداران متناسب با این سپهر تازه، شخصیتی نوظهور نبودند، چهرههای شناخته شدهای بودند، با این تفاوت که از خلال فراز و فرودهای مرتبط با جنگ، نمود تازهای داشتند.

جنگ اخیر نامنتظر بود، اما این نامنتظر بودن فقط در جنبه نظامی آن نبود؛ در بعد سیاسی و اجتماعی آن هم کاملاً نامنتظر بود. کمتر کسی تصور میکرد که پس از سالها شکاف و نقار و تکذیب و طرد، همه کسانی که بازیگران یا تأثیرپذیرفتگان از این فرآیند ۳۰ ساله شکاف و نقار و تکذیب و طرد بودند، ناگهان و بهسرعت دور هم جمع شوند.

با گذشت دو هفته از جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، یک پدیده یا تحول در صحنه سیاست داخلی ایران قابل شناسایی و ردیابی است؛ شکلگیری اجماعی از ایران خواهان حول منافع ملی که مصلحت کشور را بالاتر از هرچیزی قرار میدهند.