
تصمیم تاریخی اخیر کمیسیون تنظیم مقررات انرژی فدرال آمریکا نشان میدهد که رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی دیگر فقط بر سر تراشههای پیشرفته نیست؛ بلکه به نبردی بر سر برق، شبکههای انتقال، حقوق انرژی، امنیت ملی و ژئواکونومی زیرساختهای دیجیتال تبدیل شده است.

نظم بینالمللی پس از جنگ سرد بر این فرض استوار بود که جهان از منطق سنتی «حوزههای نفوذ» عبور کرده است. گسترش جهانیسازی، توسعه نهادهای چندجانبه، افزایش وابستگی متقابل اقتصادی و تأکید بر حقوق بینالملل، این تصور را ایجاد کرده بود که قدرتهای بزرگ دیگر نمیتوانند مانند قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم مناطق پیرامونی را بهعنوان حیاط خلوت خود تعریف کنند.

ترامپیسم را نمیتوان صرفاً یک انحراف انتخاباتی یا هیجان زودگذر پوپولیستی دانست. آنچه در آمریکا رخداده، نشانه نوعی دگرگونی ساختاری در نسبت میان سرمایه، دموکراسی و قدرت سیاسی است؛ جایی که بخشی از ثروتمندترین لایههای جامعه نه در برابر پوپولیسم اقتدارگرا، بلکه در کنار آن ایستادند. درست همان وضعیتی که سیسرو دربارهاش هشدار داده بود: لحظهای که فساد نخبگان، از سطح فردی عبور میکند و به ساختار حکومت سرایت مییابد.

گزارشهای منتشرشده درباره چهارچوب همکاری انرژی ۵۰۰ میلیارد دلاری میان آمریکا و ترکیه، فراتر از یک توافق اقتصادی ساده است؛ ابتکاری که میتواند ترکیه را به محور جدید امنیت انرژی اروپا تبدیل کرده و موازنه ژئواکونومیک مدیترانه و غرب آسیا را تغییر دهد.