
امروز، فرصت انتخاب رشته پذیرفتهشدگان آغاز شده و تا ۱۶ مهرماه ادامه دارد.انتخابی که میتواند مسیر چند سال آینده زندگی یک داوطلب را تعیین کند.

برای سفر به دهه هفتاد، ماشین زمان نمیخواهیم؛همین چند عکس کافی است تا دوباره صدای آن روزها را بشنویم...بوی زمستان، زنگ مدرسه، کیفهایی که گوشهای رها میشدند و بچههایی که بعد از مدرسه، مستقیم راه کلوپ را در پیش میگرفتند.

تهرانِ دهه هفتاد، همینقدر ساده و شلوغ بود؛ میدان امام حسین پر از اتوبوس و تاکسی، بوی خرید و صدای بوقهایی که انگار هیچوقت تمام نمیشدآن روزها کسی عجله نداشت از تهران عکس بگیرد؛ چون فکر میکرد این شهر همیشه همینطور میماند. اما سالها گذشت و میدان عوض شد؛ فقط عکسها ماندند تا یادمان بیاورند تهران، زمانی جور دیگری نفس میکشید.

باور این موضوع برای نسل اسنپسوار سخت است؛ اینکه روزگاری در همین تهران، تاکسی وسیلهای کمیاب و دوستداشتنی بود! باید خوششانس میبودی تا یک تاکسی نسبتاً تمیز گیرت بیاید؛ تاکسیای که فنرهای بیرونزده صندلی، گوشه لباست را پاره نکند! سر صبح و دم غروب اما حکایت دیگری داشت؛ تاکسیها و خطیها پادشاه خیابان بودند و تهرانیها برای سوار شدن، گاهی تا وسط خیابان میآمدند.این عکسها تهرانِ روزهایی را روایت میکنند که هنوز خبری از مترو و اسنپ نبود و اتوبوسها هم بیشتر از جابهجایی مسافر، دود تحویل شهروندان میدادند.

این روزها مرور فهرست پربینندهترین برنامههای تلویزیون در پاییز، یک واقعیت قدیمی اما آزاردهنده را دوباره یادآوری میکند: باز هم سریالهایی مثل «یوسف پیامبر»، «زیر آسمان شهر»، «مختارنامه»، «اولین شب آرامش» یا حتی «شبهای برره» در بازپخشها بیشتر دیده شدهاند تا سریالهایی که تازه و با هزینههای چندصد میلیاردی روی آنتن رفتهاند.

در روزگاری که موسیقی تنها چند کلیک با شنونده فاصله دارد و جریان بیپایان صداها در پلتفرمهای دیجیتال بیوقفه جاری است، تصور اینکه نوار کاست دوباره به قفسه فروشگاههای موسیقی بازگردد، شبیه به رویا به نظر میرسید.