
مربیان، چه در رده ملی و چه در باشگاهها، آنقدر درگیر نتیجه هستند که کمتر حاضر میشوند به بازیکنان جوان اعتماد کنند و فرصت بازی در سطح بالا را در اختیارشان قرار دهند. حاصل چنین رویکردی، نسلی از بازیکنان مستعدی است که بسیاری از آنها پیش از آنکه فرصت شکوفایی پیدا کنند، از چرخه فوتبال حرفهای کنار میروند.

چند ماه پس از ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی و حذف از مرحله گروهی، نمایش این تیم برابر ازبکستان و روسیه بار دیگر نگرانیهایی درباره کیفیت فنی و آینده فوتبال ملی ایجاد کرده است. نتایج اخیر، در کنار کیفیت نهچندان مطلوب بازی، این پرسش را مطرح کرده که آیا تیم ملی در فاصله باقیمانده تا جام ملتها توانایی ایجاد تغییر در شیوه بازی و برطرف کردن نقاط ضعف خود را دارد یا خیر؟

نبود شفافیت در قراردادهای بازیکنان و مربیان فوتبال با باشگاهها باعث شده است تا محکومیتهای بینالمللی نصیب فوتبال کشورمان شود؛ مسألهای که حمید درخشان، آن را یک معضل بزرگ برای فوتبال باشگاهی میداند و در این باره میگوید: «وقتی در ثبت قرارداد از تخصص افراد آشنا به کار استفاده نمیشود، مجبور به بستن قراردادهایی میشویم که تعهداتی را برای باشگاه ایجاد میکند و در صورت لغو آنها، محرومیتهایی را به همراه دارد.

اصفهان با برخورداری از دو صنعت بزرگ کشور، فولاد مبارکه و ذوبآهن، سالهاست بخش قابل توجهی از ورزشکاران را تحت پوشش دارد.

اگرچه قرارداد امیر قلعهنویی پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶ به پایان رسیده، اما شواهد و اظهارات اخیر از ادامه همکاری او با تیم ملی حکایت دارد؛ همکاریای که این بار نه صرفاً با هدف حفظ ثبات، بلکه با ضرورت ایجاد تغییر در رویکرد و ساختار تیم همراه شده است.

بزرگترین چالش کنونی تیم ملی فوتبال کشورمان، فقدان انسجام دفاعی است. به نظر میرسد ابزارهای تاکتیکی و مدیریتی در اختیار کادر فنی محدود شده و تصمیمگیریها بیشتر به دست بازیکنان افتاده است

فوتبال ما پس از رفتن کیروش، که تغییر نسل را آغاز کرده بود، از نظر پرورش استعدادها دچار اختلال شد و هنوز نسل جدیدی به جامعه فوتبال معرفی نشده است.