
ما معمولاً جهان را نه چنانکه هست، بلکه چنانکه میبینیم، تجربه میکنیم. بخش مهمی از رنج ما نیز ناشی از همین جنس مواجهه با جهان است؛ از عادتی که چشم را به جستوجوی عیب، نقص و نادرستی در دیگری میکشاند. شمس تبریزی اما در برابر این عادت، نوع دیگری از دیدن را پیش میگذارد؛ دیدنی که در آن، حتی در میانه زشتی، امکان دیدن زیبایی از میان نمیرود. راهکار او دعوتی است به بازاندیشی در سازوکار داوری ما درباره آدمها و جهان.