
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: حتی پیش از آنکه پیمان سور رسماً به امضا رسد، رویدادهایی در دل آناتولی آغاز شده بود که بهزودی آن پیمان را بیاعتبار ساخت. در واکنش به اشغال و تقسیم سرزمین، گروههایی از مردم محلی ترک، تحت نام «انجمنهای دفاع از حقوق»، سر به مقاومت برداشتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در سالهای پس از جنگ جهانی اول، هم ایران و هم ترکیه دستخوش دگرگونیهای بنیادین شدند. در هر دو سرزمین، نظامهای سلطنتی پیشین کنار نهاده شد و دولتهای تازهتأسیس، برنامههایی گسترده از اصلاحات را با اتکا بر قدرت مرکزی به اجرا گذاشتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: تصمیمات کنفرانس سنرمو، استانهای عربی را ازعثمانی جدا ساخت و میان بریتانیا و فرانسه تقسیم کرد. این استانها به واحدهایی موسوم به «قیمومت» تقسیم شدند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: فصلهای آینده به بررسی تأثیر تسویهحسابهای صلح بر کشورهای مختلف خاورمیانه اختصاص خواهد یافت. در اینجا، روندهایی مرور میشوند که به تقسیم و اشغال گستردهتر سرزمینهای سابق عثمانی منجر شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در جریان تبادل یادداشتها، شریف حسین این استثنا را رد کرد و مکموهان بر آن اصرار ورزید. سرانجام، بررسی این موضوع تا پس از جنگ به تأخیر افتاد. با این حال، شریف حسین به صراحت اعلام کرد که از ادعای عربها نسبت به سواحل سوریه کوتاه نخواهد آمد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش در سارایوو در روز ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴، جرقهای بود که آتش حمله اتریش به صربستان را روشن ساخت. این حمله، نظام پیچیده ائتلافهای اروپایی را به حرکت درآورد و تا اوایل آگوست، سراسر قاره اروپا را درگیر جنگی فراگیر کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیسانه مدرن نوشت: رویدادهای ۱۹۱۳–۱۹۰۸ بار دیگر سیاست عثمانیگرایی را به چالش کشیدند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: به اعتقاد کواکبی، احیای اسلام با تأسیس خلافتی عربی در مکه آغاز میشود که وظایف آن محدود به امور دینی باشد. اگرچه او ملیگرای عرب نبود، اما با تأکید بر اینکه نسخه عربی اسلام تنها نسخه خالص آن است، زمینهای ایدئولوژیک فراهم آورد که عربها بهعنوان مسلمانان، امکان مقاومت علیه سلطنت عثمانی را مییافتند.

ویلیام کلیولند در کتاب خود نوشت: اندکی بعد، در سال ۱۸۹۷، عبدالحمید در سرکوب قیامی ضد عثمانی در جزیره کرت به خشونتی عریان دست زد؛ خشونتی که یونان را واداشت علیه امپراطوری اعلان جنگ کند.

ویلیام کلیوند در کتاب خود می نویسد:یکی از نتایج مهم رونق حملونقل در دوران عبدالحمید، تحکیم روابط میان آلمان و امپراطوری عثمانی بود. در سال ۱۸۸۲، ژنرال آلمانی کلمار فون در گولتس به ریاست هیأتی برای سازماندهی مجدد نیروهای مسلح عثمانی منصوب شد، اقدامی که ادامه سنت دیرینه مشارکت پروسیها در نوسازی نظامی امپراطوری را نشان میداد.