
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: بلافاصله پس از جنگ جهانی اول، تلاشهای بریتانیا برای حفظ کنترل بر مصر و ایجاد قیمومتی در عراق با مقاومت گسترده مردمی روبهرو شد. هرچند بریتانیا توانست شورشها در این دو کشور را سرکوب کند، هزینههای ناشی از این سرکوب بسیار فراتر از حد انتظار بود و ادامه آن بهسختی ممکن میشد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: اگرچه رضاشاه هرگز اهداف اصلاحی خود را با صراحت و روشنی مصطفی کمال آتاتورک بیان نکرد، اما اقدامات او در عمل با هدفی مشابه دنبال میشد: ساختن دولتی نیرومند و جامعهای بر پایه تمرکز قدرت. بسیاری از برنامههای اصلاحی او مستقیماً از تجربه کمالیستی ترکیه اقتباس شده بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: تحولات ناشی از جنگ جهانی اول بیش از پیش اقتدار حکومت مرکزی ایران را تضعیف کرد، حاکمیت ملی را به چالش کشید و اقتصاد کشور را ویران نمود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: در چارچوب برنامه ۵ ساله آتاتورک، کارخانههای بزرگ نساجی و فولاد احداث گردید و صنایع سبک، همچون کاغذ، شیشه و سیمان، پا گرفت. هرچند این سیاست برای ترکیه زیرساخت صنعتی محدودی فراهم آورد که در شرایط دیگر شاید هرگز به وجود نمیآمد، اما مشکلاتی نیز در پی داشت: برخی کارخانهها در مکانهایی نامناسب بنا شدند و بهرهوری در شماری از واحدها پایین بود. با این همه، مشکل اساسیتر در سالهای حکومت آتاتورک غفلت از توسعه کشاورزی بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: پوپولیسم در دوران آتاتورک در قالب تأسیس «خانههای مردم» در سراسر کشور تجلی یافت. این مراکز ترکیبی از آموزشگاههای بزرگسالان، باشگاههای ورزشی و واحدهای تبلیغ سیاسی بودند و نمادی از تلاش دولت برای رساندن انقلاب به تودههای مردم محسوب میشدند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن خود مینویسد: سکولاریسم نه تنها نهادهای رسمی را دگرگون ساخت، بلکه شیوههای مذهبی ترکیه را نیز زیر تأثیر خود قرار داد. فرقههای صوفیه منحل شدند و عبادت در مقابر و اماکن مقدس طبق قانون ممنوع اعلام گردید.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: پس از استقرار سازوکارهای اساسی دولت، آتاتورک ترکیه را در مسیر دورهای فشرده از اصلاحات هدایت کرد، اصلاحاتی که هدفشان زدودن آثار گذشته عثمانی و جایگزینی آن با گرایشهایی غربی در تمامی عرصههای زندگی ملی بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه خود می نویسد: با تثبیت استقلال ترکیه و پشت سر گذاشتن سالهای پرآشوب جنگ و مذاکره، نوبت آن رسید که چارچوب نهادی دولت نوین ترکیه بنیان نهاده شود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: حتی پیش از آنکه پیمان سور رسماً به امضا رسد، رویدادهایی در دل آناتولی آغاز شده بود که بهزودی آن پیمان را بیاعتبار ساخت. در واکنش به اشغال و تقسیم سرزمین، گروههایی از مردم محلی ترک، تحت نام «انجمنهای دفاع از حقوق»، سر به مقاومت برداشتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در سالهای پس از جنگ جهانی اول، هم ایران و هم ترکیه دستخوش دگرگونیهای بنیادین شدند. در هر دو سرزمین، نظامهای سلطنتی پیشین کنار نهاده شد و دولتهای تازهتأسیس، برنامههایی گسترده از اصلاحات را با اتکا بر قدرت مرکزی به اجرا گذاشتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: تصمیمات کنفرانس سنرمو، استانهای عربی را ازعثمانی جدا ساخت و میان بریتانیا و فرانسه تقسیم کرد. این استانها به واحدهایی موسوم به «قیمومت» تقسیم شدند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: فصلهای آینده به بررسی تأثیر تسویهحسابهای صلح بر کشورهای مختلف خاورمیانه اختصاص خواهد یافت. در اینجا، روندهایی مرور میشوند که به تقسیم و اشغال گستردهتر سرزمینهای سابق عثمانی منجر شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در جریان تبادل یادداشتها، شریف حسین این استثنا را رد کرد و مکموهان بر آن اصرار ورزید. سرانجام، بررسی این موضوع تا پس از جنگ به تأخیر افتاد. با این حال، شریف حسین به صراحت اعلام کرد که از ادعای عربها نسبت به سواحل سوریه کوتاه نخواهد آمد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش در سارایوو در روز ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴، جرقهای بود که آتش حمله اتریش به صربستان را روشن ساخت. این حمله، نظام پیچیده ائتلافهای اروپایی را به حرکت درآورد و تا اوایل آگوست، سراسر قاره اروپا را درگیر جنگی فراگیر کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیسانه مدرن نوشت: رویدادهای ۱۹۱۳–۱۹۰۸ بار دیگر سیاست عثمانیگرایی را به چالش کشیدند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: به اعتقاد کواکبی، احیای اسلام با تأسیس خلافتی عربی در مکه آغاز میشود که وظایف آن محدود به امور دینی باشد. اگرچه او ملیگرای عرب نبود، اما با تأکید بر اینکه نسخه عربی اسلام تنها نسخه خالص آن است، زمینهای ایدئولوژیک فراهم آورد که عربها بهعنوان مسلمانان، امکان مقاومت علیه سلطنت عثمانی را مییافتند.

ویلیام کلیولند در کتاب خود نوشت: اندکی بعد، در سال ۱۸۹۷، عبدالحمید در سرکوب قیامی ضد عثمانی در جزیره کرت به خشونتی عریان دست زد؛ خشونتی که یونان را واداشت علیه امپراطوری اعلان جنگ کند.

ویلیام کلیوند در کتاب خود می نویسد:یکی از نتایج مهم رونق حملونقل در دوران عبدالحمید، تحکیم روابط میان آلمان و امپراطوری عثمانی بود. در سال ۱۸۸۲، ژنرال آلمانی کلمار فون در گولتس به ریاست هیأتی برای سازماندهی مجدد نیروهای مسلح عثمانی منصوب شد، اقدامی که ادامه سنت دیرینه مشارکت پروسیها در نوسازی نظامی امپراطوری را نشان میداد.