ذوق و ذائقه محمود / در رثای دوست از دست‌رفته محمودرضا بهمن‌پور

ذوق و ذائقه محمود / در رثای دوست از دست‌رفته محمودرضا بهمن‌پور

زندگی آدمیزاد در آمد و شد با دوستانش دو وَجه دارد: یکی بُعدِ عاطفی و انسانی روابط ماست که در سوک دوست، اغلب آن حالات و گُل‌های رنگارنگی که در ساعاتِ خوشِ دیدارها میان‌مان بررُسته و روئیده؛ فراخاطرمان می‌آید. بویژه در اولین لحظاتی که خبر درگذشت و فقدان فردی از بستگان و دوستان را می‌شنویم؛ همه‌مان چنین تجربه‌ای را از سرگذرانده‌ایم. اول انگار سنگِ حیرت است که مدام از آسمان بر سَرمان فرومی‌بارد و خراب می‌شود... کمی که از تاریکی بُهت و خاکستری دَرد فاصله می‌گیریم و ذهنِ خاک‌آلود و خون‌آلودمان را، از زیرِ آوارِ اولیه بیرون‌می‌کشیم؛ همان گُل‌های رنگارنگ به یادمان‌می‌آید... و حسرت، روح را، سوزن‌سوزن می‌کند... انگار که پای یخ زده ذهن را یکباره در آب جوش فرو کرده باشی!

فرهنگ