
زن میانسال با عصایی در دست و قدمهایی لرزان وارد حیاط اداره پلیس آگاهی تهران شد. بعد از چند سؤال و جواب از سربازان حاضر در محل به قسمت انتهایی حیاط هدایت شد و با دیدن تابلوی اداره چهارم پلیس آگاهی در را باز کرد و وارد شد.

رهگذران با قدمهای سریع پیادهرو را طی میکردند که هر چه سریعتر به خانههایشان برسند و از گرمای هوا نجات پیدا کنند. آنها در افکار خود غوطهور بودند که ناگهان متوجه صدای درگیری دو مرد در خیابان شدند.

اختلافات خانوادگی راز مرگ مرد میانسال را فاش کرد؛ یکی از پسران به خوراندن سیانور به پدر اعتراف کرد.

تنها خواهر مقتول وقتی برادرزادهاش را در چند قدمی چوبه دار دید، راهی ایران شد تا به شرط دریافت دیه برای انجام کارهای خداپسندانه او را ببخشد.

پسر جوان که متهم است مرد رهگذری را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده، در دادگاه مدعی شد به خاطر شرب خمر به یاد نمیآورد که قتلی مرتکب شده باشد.