
اکبر زنجانپور در نشست تخصصی «عصر کارگردان» با موضوع «بررسی دلایل کمکاری و کنارهگیری کارگردانان حرفهای تئاتر در دهه اخیر» که به همت کانون کارگردانان خانه تئاتر برگزار شد، از وضعیتی سخن گفت که نمیتوان آن را صرفاً به کمکاری هنرمندان یا تغییر ذائقه مخاطبان نسبت داد.

مرگ را معمولاً لحظهای ناگهانی میدانیم؛ پایانی که همهچیز را از ما میگیرد و امکان بازگشت را از میان میبرد. اما اگر مرگ نه یک لحظه، بلکه فرآیندی برای جدا شدن از خویشتن باشد چه؟ اگر آنچه پایان میپنداریم، سفری تدریجی برای عبور از تعریفی باشد که سالها از خود ساختهایم؟

در بیش از پنج دهه زندگی در جهان هنرهای نمایشی، از تئاتر و تلویزیون تا رادیو و ادبیات، همواره ترجیح دادهام به جای نوشتن درباره آثار، در کنار آنها زندگی کنم؛ در کنار هنرمندان بیاموزم، تجربه کنم و از نزدیک شاهد رنج و شور آفرینش باشم.

«شعلههای سرکش تاریکی» پس از سالها دوباره روی صحنه آمده است؛ نمایشی که برای ناهید مسلمی و کاظم هژیرآزاد تنها یک تجربه تازه نیست، بلکه یادآور اجرایی است که نزدیک به چهار دهه پیش، در آستانه اجرا متوقف شد.

از «آرش» و «سیاوش» تا «پسران فریدون» و حالا «کوروش»؛ انگار تئاتر ایران بار دیگر به سراغ قهرمانان و روایتهای ایران باستان رفته است. اما این بازگشت، اتفاق تازهای نیست.

آیین رسانهای نمایش «قائممقام فراهانی» صبح یکشنبه (۵ مهر) با حضور محمود شالویی رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، اردشیر صالحپور نویسنده و کارگردان نمایش «قائممقام فراهانی»، ایرج راد، کاظم هژیرآزاد، اصغر همت و آتش تقیپور بازیگران تئاتر و سینما و جمعی از چهرههای فرهنگی در سالن اجتماعات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.

در دنیای داستانی احمد آرام، دلهره یک انتخاب نیست؛ ردپایی غیرقابل انکار از حضور یک میراث است. او سالهاست بوم فرهنگی جنوب را در آثارش کاویده؛ چه در فضای سوررئال رمان «شبی که انتو با درد خویش آشنا شد» و چه در اتمسفر وهمآلود رمانهای «باغ استخوانهای نمور»، «حلزونهای پسر» و مجموعه داستانهایی چون «آنها چه کسانی بودند». آرام که از میان بوشهری مملو از ضربالمثل و روایتهای شفاهی برخاسته، حالا در مجموعه داستان تازه «خوکچه بادنما» که انتشارات نیماژ آن را منتشر کرده، مرز میان واقعیت و خیال را به شکلی دلهرهآور میخراشد.

علی اصغری، نویسنده و کارگردان تئاتر، بهزودی نمایش تازه خود را روی صحنه میبرد.

«کوروش»، با وجود جایگاه ویژهاش در تاریخ و حافظه جمعی ایرانیان، هیچوقت به آن پروژه بزرگ سینمایی که سالها وعدهاش داده میشد، تبدیل نشد؛ اما حالا قرار است روی صحنه تئاتر بیاید. نادر برهانیمرند، یکی از کارگردانان باسابقه تئاتر ایران نیز قرار است نویسندگی و کارگردانی این اثر را برعهده داشته باشد.

اجرای «پلیلیستِ ابی»، «ایران، پناه من» ویژه بانوان، استقبال ۶ هزار نفری از «هریپاتر»، «ایرانیخوانی سنگلج» با سه نمایشنامه، معرفی هیات انتخاب مسابقه تئاتر صحنهای جشنواره تئاتر مقاومت، بررسی «جایگاه دراماتورژی در ساختار تئاتر» در «جمعههای تئاترشهر» از خبرهای امروز حوزه هنرهای نمایشی هستند.

اندیشکده خانه تئاتر با پیشنهاد مدیرعامل و به تصویب هیات مدیره این نهاد در راستای تقویت زیرساختهای نظری و عملیاتی در حوزه هنر تئاتر، تأسیس شد.

در این بسته خبری بر مهمترین خبرهای رسیده سینما و تئاتر مروری داریم.

روزگاری را به خاطر میآوریم که خیلی دور نیست؛ میتوانستیم با چند بازیگر، نمایشنامه، سالنی کوچک و مقداری سماجت تئاتر کار کنیم. نه اینکه تولید تئاتر ارزان باشد و همهچیز برای گروههای مستقل فراهم؛ اما دستکم فاصله میان «ایده داشتن» و «امکان اجرا کردن» آنقدر زیاد نبود که امروز به نظر میرسد.

کتاب «فضای خالی: کتابی درباره تئاتر/ The Empty Space: A Book About the Theatre» ماندگارترین نوشته پیتر بروک، کارگردان شهیر تئاتر تجربی است که از سال ۱۹۶۸ تاکنون، نقشه راه هنرمندان در سراسر جهان بوده است؛ اثری که با جمله نمادین «میتوانم هر فضای تهیای را برگزینم و آن را صحنهای عریان بنامم»، تعاریف سنتی تئاتر را درهم شکست و الهامبخش تحولاتی در هنر نمایش شد. این اثر ماندگار بروک بهتازگی با ترجمه فریبا جمور و مقدمهای از مسعود کرامتی از سوی انتشارات «فکر نو» منتشر شده است.

وزیر آموزش و پرورش گفت: هنر مهمترین ابزار تربیتی آموزش و پرورش هست، برایمان مهم است که بتوانیم فضای مدرسه را به یک فضای هنری تبدیل کنیم و اینگونه دیگر در مدرسه چیزی به نام غم را نمیتوان دید.

بهرام رادان که در کنار بازیگری در سینما، گاهی هم در تئاتر به ایفای نقش پرداخته، با کنسرت نمایش «سیاوش» به صحنه میرود.

نمایش «طوروپِ طرب» به کارگردانی حمیدرضا خلیلی از ۲۳ مرداد دور دوم اجراهای خود را در عمارت نوفللوشاتو آغاز میکند.

بیش از هر هنر دیگری، با حضوری دوطرفه میان هنرمند و مخاطب معنا پیدا میکند. در یکسال اخیر شرایط خاص کشور سبب شد تا کار و فعالیت بسیاری از هنرمندان به ویژه تئاتر با تغییراتی همراه شود.

هرازگاهی خبری منتشر میشود که بلیت یک نمایش تئاتر نایاب شده، بازار سیاه برایش شکل گرفته و دلالان پشت در سالنها ایستادهاند. این خبرها قرار است چه چیزی را به مخاطب القا کنند؟ اینکه تئاتر ایران به مرحلهای رسیده که تقاضایش از عرضه پیشی گرفته و حالا مانند برخی کنسرتها، بلیتهایش دست به دست میشود؟ اما کمی باید مکث کرد.

وقتی نام «هریپاتر» روی یک پوستر تئاتر مینشیند، پیش از هر چیز یک پرسش شکل میگیرد؛ آیا میتوان جهانی را که میلیونها مخاطب آن را با رمانهای پرفروش و تصاویر باشکوه سینماییاش به خاطر میآورند، روی صحنه تئاتر بازآفرینی کرد؟ پرسشی که از اولین روزهای شکلگیری نمایش «هریپاتر» همراه شایان بهمنی و گروهش بوده است.