آرزوهای مادر باردار در اسید سوخت

بازخوانی یک پرونده اسیدپاشی

آرزوهای مادر باردار در اسید سوخت

زنگ آپارتمان که به صدا درآمد، زن باردار تصور نمی‌کرد میهمانی که پشت در ایستاده، قرار است زندگی‌اش را برای همیشه سیاه کند. زن جوان با شنیدن صدای دختربچه‌ای کوچک فکر کرد یک کودک پشت در است اما به محض باز شدن در آپارتمان او زنی را مقابل خود دید که عینک آفتابی به چشم و ماسک بهداشتی به صورت داشت. زن چند ثانیه به مژگان نگاه کرد انگار داشت او را ورانداز می‌کرد بعد پرسید: مژگان خانم شما هستین؟

جامعه

صبحی که برای دو خواهر شـب تار شد

بازخوانی پرونده اسیدپاشی

صبحی که برای دو خواهر شـب تار شد

یکی از روزهای سرد بهمن سال ۷۵ خبر ماجرای هولناک اسیدپاشی روی ۲خواهر بی‌گناه مثل بمب در شهر پیچید. حادثه تلخی که هنوز هم داغش برای این خانواده تازه است چرا که با گذشت ۳۰ سال از آن روز شوم همچنان با تبعات جبران‌ناپذیر آن دست و پنجه نرم می‌کنند. دو خواهر ۱۷ و ۹ ساله که قربانی انتقام کور پسری کینه‌توز شدند و نه تنها زندگی این دو خواهر در آتش انتقام سوخت بلکه پسر اسیدپاش نیز فرجامی جز مرگ در انتظارش نبود و چند سال بعد با حکم دادگاه به چوبه دار آویخته شد.

جامعه