آرزوهای مادر باردار در اسید سوخت

بازخوانی یک پرونده اسیدپاشی

آرزوهای مادر باردار در اسید سوخت

زنگ آپارتمان که به صدا درآمد، زن باردار تصور نمی‌کرد میهمانی که پشت در ایستاده، قرار است زندگی‌اش را برای همیشه سیاه کند. زن جوان با شنیدن صدای دختربچه‌ای کوچک فکر کرد یک کودک پشت در است اما به محض باز شدن در آپارتمان او زنی را مقابل خود دید که عینک آفتابی به چشم و ماسک بهداشتی به صورت داشت. زن چند ثانیه به مژگان نگاه کرد انگار داشت او را ورانداز می‌کرد بعد پرسید: مژگان خانم شما هستین؟

جامعه