
بدن، بنیان هستی و بازتابدهنده موقعیت انسان در جهان محسوب میشود. بدن کارگر، کارفرما، گرسنه و سیر؛ هر یک داستانی ناگفته دارند و روایتگر سالها زیستن در طبقهای خاص هستند. در ادبیات اجتماعی، زمانی که حرف از فقر و نابرابری به میان میآید، اغلب از «شکم» بهمثابه نماد اصلی این محرومیت یاد میشود. اما شکم، تنها یک عضو صرفاً بیولوژیکی نیست؛ بلکه میدان نبردی است که تاریخ تحقیر، حسرت، خشونت و بقا در آن انباشته میشود.