سناریوی سرقت ۱۰۰ میلیاردی مرد همسایه از صرافی

سناریوی سرقت ۱۰۰ میلیاردی مرد همسایه از صرافی

صبح یک روز تعطیل مرد صراف برای انجام برخی کارهای عقب‌افتاده با دو پسرش راهی صرافی‌اش شد. می‌خواست تا ظهر نشده کارها را انجام دهد و به خانه برگردد. به مقابل صرافی که رسید ریموت کرکره را زد و وارد شد، پشت سر او دو پسر کوچکش هم داخل رفتند چون می‌دانست روز تعطیل مشتری نمی‌آید در را از پشت قفل نکرد. چند لحظه بعد همان‌طور که سرش پایین و مشغول نوشتن در دفتر و حساب و کتابش بود ناگهان در باز شد. با شنیدن صدای در سرش را بالا آورد و می‌خواست بگوید تعطیل هستیم که مردی نقابدار را با اسلحه کلتی مقابل خود دید.

جامعه