
از برجام و سیاستهای یارانهای گرفته تا بنزین، کالابرگ و سیاستهای اجتماعی، تصمیمات کلان در ایران همواره با دیدگاهها و ارزیابیهای متفاوتی روبهرو بودهاند؛ اختلافهایی که گاه حتی پس از ورود تصمیمات به مرحله اجرا نیز ادامه پیدا میکنند. مسأله نه اصل نقد و مخالفت با تصمیمات است و نه ضرورت بازنگری در سیاستهایی که با ایراد یا پیامدهای پیشبینینشده مواجه میشوند؛ پرسش اصلی این است که چرا در بسیاری از این مناقشات مرز میان نقد یک تصمیم و هجمه به سازوکارهای قانونی و مسئولان اجرایی کمرنگ میشود؟