
اظهارات تازه «زونگ پیوو» سفیر چین در تهران که روز گذشته در یک نشست خبری مطرح شد، از ارادهای تازه در پکن حکایت داشت که میخواهد روابط با ایران را از سطح مواضع دیپلماتیک و بیانیههای حسننیت به مرحله نهادینهسازی یک راهبرد بلندمدت برساند.

بندهای کلیدی این توافق، نه تنها در تعارض با اصول بنیادین سیاست خارجی ایران نیست، بلکه در مواردی بازتاب دهنده همان خطوط قرمزی است که تهران در ماهها و سالهای گذشته بر آن پافشاری کرده است.

سیاستهای ایرانستیزانه بریتانیا در خلیج فارس، سابقهای بیش از دو قرن دارد و بویژه از اوایل قرن نوزدهم تا سال ۱۹۷۱ بهشکل فعالانه و مداوم پیگیری شد. در آن دوران، لندن تلاش کرد از طریق اتحاد با برخی شیخنشینها، حضور نظامی مستقیم و تحمیل قراردادهای نابرابر، ساختار منطقهای مطلوب خود را بر پایه تضعیف موقعیت ایران طراحی کند. اگرچه با پایان دوران استعمار مستقیم و عقبنشینی رسمی بریتانیا از خلیج فارس، این سیاست به ظاهر متوقف شد، اما بازتابها و اهداف آن همچنان در لایههای پنهان سیاست خارجی بریتانیا قابلردیابی است.

با جان گرفتن گفتگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا، مردم می پرسند چه چیزدوباره دو طرف را با وجود سالهای بی اعتمادی به میز مذاکره کشاند؟ برای یافتن پاسخ، در روزنامه «ایران» میزبان نشستی چالشی با حضور سه چهره برجسته دانشگاهی در سیاست خارجی بودیم؛ میزگردی داغ با حضور ابراهیم متقی، سیدجلال دهقانی فیروزآبادی و فواد ایزدی.

عباس عراقچی در روزهای پایانی سال پرتلاطم ۱۴۰۳ و در نخستین گفتوگوی خود با رسانههای داخلی، در مصاحبهای تفصیلی با «ایران» از موضع خود در قبال مذاکرات با آمریکا سخن گفته بود.

هشت گزیده بخوانید از مصاحبه مفصل مریم سالاری، خبرنگار روزنامه ایران با سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه که حجم بالایی از آن در خصوص راهبرد ایران در برخورد با رویکردهای دولت جدید آمریکا است.