
مارتین اس. برگمن (۲۰۱۴-۱۹۱۳) در اواخر عمرش، کتابی منتشر کرد که میتوان آن را وصیتنامه بالینی یک عمر مواجهه با پویاییهای ذهن انسان دانست: «ناخودآگاه در نمایشنامههای شکسپیر». برگمن که در محافل روانکاوی بیشتر با تدریس درباره تاریخ جنبش روانکاوی شناخته میشود، در این کتاب مسیری متفاوت را میپیماید. او از جایگاه یک درمانگر باتجربه، پشت میز تحریر خود مینشیند و نمایشنامههای شکسپیر را بهمثابه «گزارشهای موردی» میخواند اما نه از آن دست گزارشهایی که بیماران بر تخت تحلیل میگویند، بلکه از آن گونهای که یک شاعر نابغه در لابهلای دیالوگهای «هملت»، «مکبث» و «اتللو» بر جای گذاشته است.

تری ایگلتون در کتاب شکسپیر و جامعه به روابط فرد و جامعه در نمایشنامههای شکسپیر میپردازد.

در گستره تاریخ ادبیات بشر، نویسندگانی حضور دارند که نهتنها قریحه هنریشان ما را مسحور میکند، بلکه دروازههایی به سوی راز «بودن» میگشایند. ویلیام شکسپیر (۲۳ آوریل ۱۵۶۴ – ۲۳ آوریل ۱۶۱۶) از آن چهرههاست که آثارش صرفاً در قلمرو واژهها باقی نماندند، بلکه همچون چراغی در دل تاریکی وجود میدرخشند.

«آرش دادگر» کارگردان، بازیگر و نمایشپرداز تئاتر، این روزها در حال نوشتار کتابی در باب کالبدشکافی متون شکسپیر است.

فیودور داستایفسکی، کار نوشتن آخرین رمان خود یعنی «برادران کارامازوف» را سال ۱۸۷۸ آغاز کرد. این اثر به صورت پاورقی از ژانویه ۱۸۷۹ تا نوامبر ۱۸۸۰ در مجله روسی «وستنیک» منتشر میشد.

کتاب «گذرهای جستاری موجود پیادهرونده» در سه بخش و هفده جستار، از چهرهنگاریهای شکسپیر و چخوف تا گونهشناسی طنزآلود «هوموتهرانیکوس»، و طرح بحثهای جدی درباره اقتباس و ژانر تا بازخوانی گزارش فوتبالی سعید نفیسی و حتی مقایسهای مختصر از زندگی سیاسی و ادبی ارنست تولر با واتسلاو هاول، دو رئیسجمهوری نمایشنامهنویس، یک مسیر پیادهروی فکری را پیش روی مخاطبان میگذارد.

یک مجموعه فولیوی بسیار نادر «شکسپیر» ممکن است در یک حراجی به قیمت ۶ میلیون دلار فروخته شود.