خدمت بزرگ به پرسپولیس و فوتبال ایران
بگذارید هاشمیان داد زدن را یاد نگیرد!
طی دو هفته گذشته و بعد از حضور وحید هاشمیان در رأس کادر فنی پرسپولیس این مسأله در مورد او مطرح شده که با توجه به اخلاقمداری و مبادی آداب بودن هاشمیان، او در فوتبال ایران موفق نخواهد شد و برای اینکه به توفیقی دست یابد باید این خلقیات خود را کنار بگذارد.
این توصیهای بود که از زبان چند پیشکسوت و بازیکن سابق پرسپولیس شنیدهایم ضمن اینکه در برخی مطالب روزنامهنگاران و اهالی رسانه هم دیده میشود. در واقع این نگاه تنها برآمده از طرز فکر حاکم بر ساختار سنتی فوتبال نیست و حتی همکاران جوان ما هم چنین دیگاهی دارند و معتقدند با سکوت و رعایت ادب این مربی به جایی نخواهد رسید. در واقع گستردگی طیف افرادی که به این مهم اعتقاد دارند آنقدر هست که با صراحت بگوییم این نگاه غالب جامعه فوتبالی ایران شامل مربی، بازیکن، هوادار، پیشکسوت و فوتبالنویس است و غالب افرادی که در این چند دسته قرار میگیرند معتقدند در فوتبال ایران با متانت به جایی نخواهید رسید و در عوض هوچیگری بشدت جواب میدهد.
متأسفیم که بگوییم طی سالهای اخیر مشاهدات ما از مسابقات بالاترین سطح فوتبال باشگاهی در کشور نشان میدهد سرمربیان تیمهای لیگ برتری یا خودشان دادزن بودهاند یا یک دادزن را به عنوان دستیار استخدام کرده و آنها را لب خط میفرستند تا در جریان مسابقات، داور و تیم حریف را تحت تأثیر قرار دهند. اتفاقی که بعضاً نتیجه عکس داده و غالباً منجر به درگیری و تنش در طول بازیها شده و حواشی پیرامونی مسابقات بر آنچه در متن بازیها میگذرد برتری محسوسی دارد.
وحید هاشمیان از آلمان وارد دنیای پیچیده مربیگری شد و پیش آمد پس هیچ شناختی از اتفاقات عجیب ناشی از ارتباط مربیان با فضای پیرامونی خود در سطوح مختلف فوتبال باشگاهی ایران ندارد. در واقع او نمیداند که باید همواره با مدیرعامل باشگاهش در جنگ باشد تا بازیکن و امکانات مناسب بگیرد، مدام برای رسانهها احترام قائل شود اما تا میتواند ارتباطش را با آنها محدود کند که نشان دهد مربی بزرگی است و بشدت سرگرم کار است، مقابل هواداران تعظیم کند و همواره پیروزیها را به آنها تقدیم کند اما راه خودش را برود و بعضاً به هواداران پشت کند، به پیشکسوتان احترام بگذارد اما هیچ حرف شنوی از آنها نداشته باشد و البته در فضای خصوصی حتی علیه آنها حرف بزند، با داوران در جدال همیشگی باشد و کاری کند تا آنها از او حساب ببرند، در شروع مسابقات و کنفرانسهای مطبوعاتی با مربیان تیمهای حریف در نهایت احترام برخورد کرده اما بموقع به پر و پای آنها بپیچد و حتی اگر لازم شد به چشمهای آن مربی نگاه کرده و فریاد بزند و...
مختصات مربیگری در فوتبال ایران و مربی موفق جزئیات بسیار دیگری هم دارد که کمکم هاشمیان با آنها برخورد خواهد کرد و احتمالاً از بودن در چنین فضایی و پیش رفتن امور با چنین خلقیات و رفتاری بشدت متعجب خواهد شد اما چه میشود اگر اجازه بدهیم او به راه خودش پیش برود و اصلاً وارد هیاهوی پوچ این محیط نشود.
البته که هاشمیان چه بخواهد چه نخواهد با چنین مواردی مواجه خواهد شد کما اینکه همین حالا در بحث نقل و انتقالات همه از او میخواهند متانت را کنار گذاشته و با انجام یکی دو مصاحبه و انتشار استوری، هواداران را علیه مدیریت باشگاهش بشوراند که پس مدافع میانی و مدافع راست چه شد؟ اما باور کنید اگر اجازه دهیم او درگیر چنین مسائلی نشود به وحید هاشمیان و پرسپولیس به عنوان یک نهاد تأثیرگذار در جامعه فوتبالی کشور و به صورت کلی فوتبال ایران لطف کردهایم.
وحید هاشمیان متد مربیگری را در آلمان آموخته و همان جا در دورههای مربیگری شرکت کرده و از روند کار مربیان آن کشور نت برداشته و با همان دست فرمان پیش میرود پس چه عیبی دارد اگر اجازه دهیم جزئیات رشک برانگیز آن فرهنگ فوتبالی که هر بار با حسرت دربارهاش حرف میزنیم و از تلویزیون تماشاگرش هستیم را کمکم به فوتبالمان تزریق کند.
اصلاً چه ایرادی دارد که وحید هاشمیان شبیه مربیان فوتبال ایران نشود و آنچه در ایدهآل مربیگری خود در ذهن دارد را در تیم پرسپولیس پیاده کند؟ چه تضمینی هست که هاشمیان در صورت ایرانیزه شدن موفق خواهد بود و چنانچه با چهارچوب اخلاقی و متد مد نظر خودش پیش برود ناکام میشود؟
سؤال اساسی اینجاست که چرا وقتی چنین انتخابی با ریسک پذیری کافی از سوی باشگاه پرسپولیس صورت گرفته اجازه نمیدهیم آن وجوه و ابعاد مثبت این ریسک به فوتبال ایران کمک کند و اثرگذار باشد؟ مگر اندوخته هاشمیان از فوتبال آلمان چیز کم و ناکارآمدی است یا مدام میتوانیم چنینی تجاربی را توسط یک نیروی داخلی و دلسوز به بدنه فوتبال کشور تزریق کنیم؟ مگر نه اینکه هر روز همه با کنایه و تمسخر اتفاقات زشت استادیومهای فوتبال را در طول یک فصل 9 ماهه محکوم میکنیم و فریاد وامصیبتا سر میدهیم که چرا فوتبالمان باید اینطوری باشد؟ پس چرا همان گروهی که مدام در تقبیح این رفتار حرف میزنند و مینویسند وحید هاشمیان را تشویق میکنند که یا خودش فریاد بزند یا دادزن استخدام کند؟
باور کنید اگر اجازه دهیم وحید هاشمیان شبیه خودش بماند و شبیه خودش رفتار کند هم به دیسیپلین تیم و باشگاه پرسپولیس کمک بیشتری خواهد شد هم او خودش در نقش یک سرمربی و نفر اول تیمش در حوزه فنی حرفهای متفاوت و بیشتری خواهد داشت. اینطوری حداقل اطمینان داریم قدمی در راه پاکسازی محیط فوتبالمان از این دعواهای زرگری و بعضاً مشمئزکننده برخواهیم داشت چرا که پرسپولیس با میلیونها هوادار و نگاه حداکثری که به خود جلب خواهد کرد میتواند در کلیت فوتبال کشور تأثیرگذار باشد و مدل مربیگری هاشمیان تبدیل به الگویی مناسب برای مربیان دیگر تیمهای لیگ برتری و حتی سطوح دیگر بخصوص مربیانی که در ردههای پایه فعالیت میکند و باید اثرگذار باشند، میشود.
انتهای پیام/
این توصیهای بود که از زبان چند پیشکسوت و بازیکن سابق پرسپولیس شنیدهایم ضمن اینکه در برخی مطالب روزنامهنگاران و اهالی رسانه هم دیده میشود. در واقع این نگاه تنها برآمده از طرز فکر حاکم بر ساختار سنتی فوتبال نیست و حتی همکاران جوان ما هم چنین دیگاهی دارند و معتقدند با سکوت و رعایت ادب این مربی به جایی نخواهد رسید. در واقع گستردگی طیف افرادی که به این مهم اعتقاد دارند آنقدر هست که با صراحت بگوییم این نگاه غالب جامعه فوتبالی ایران شامل مربی، بازیکن، هوادار، پیشکسوت و فوتبالنویس است و غالب افرادی که در این چند دسته قرار میگیرند معتقدند در فوتبال ایران با متانت به جایی نخواهید رسید و در عوض هوچیگری بشدت جواب میدهد.
متأسفیم که بگوییم طی سالهای اخیر مشاهدات ما از مسابقات بالاترین سطح فوتبال باشگاهی در کشور نشان میدهد سرمربیان تیمهای لیگ برتری یا خودشان دادزن بودهاند یا یک دادزن را به عنوان دستیار استخدام کرده و آنها را لب خط میفرستند تا در جریان مسابقات، داور و تیم حریف را تحت تأثیر قرار دهند. اتفاقی که بعضاً نتیجه عکس داده و غالباً منجر به درگیری و تنش در طول بازیها شده و حواشی پیرامونی مسابقات بر آنچه در متن بازیها میگذرد برتری محسوسی دارد.
وحید هاشمیان از آلمان وارد دنیای پیچیده مربیگری شد و پیش آمد پس هیچ شناختی از اتفاقات عجیب ناشی از ارتباط مربیان با فضای پیرامونی خود در سطوح مختلف فوتبال باشگاهی ایران ندارد. در واقع او نمیداند که باید همواره با مدیرعامل باشگاهش در جنگ باشد تا بازیکن و امکانات مناسب بگیرد، مدام برای رسانهها احترام قائل شود اما تا میتواند ارتباطش را با آنها محدود کند که نشان دهد مربی بزرگی است و بشدت سرگرم کار است، مقابل هواداران تعظیم کند و همواره پیروزیها را به آنها تقدیم کند اما راه خودش را برود و بعضاً به هواداران پشت کند، به پیشکسوتان احترام بگذارد اما هیچ حرف شنوی از آنها نداشته باشد و البته در فضای خصوصی حتی علیه آنها حرف بزند، با داوران در جدال همیشگی باشد و کاری کند تا آنها از او حساب ببرند، در شروع مسابقات و کنفرانسهای مطبوعاتی با مربیان تیمهای حریف در نهایت احترام برخورد کرده اما بموقع به پر و پای آنها بپیچد و حتی اگر لازم شد به چشمهای آن مربی نگاه کرده و فریاد بزند و...
مختصات مربیگری در فوتبال ایران و مربی موفق جزئیات بسیار دیگری هم دارد که کمکم هاشمیان با آنها برخورد خواهد کرد و احتمالاً از بودن در چنین فضایی و پیش رفتن امور با چنین خلقیات و رفتاری بشدت متعجب خواهد شد اما چه میشود اگر اجازه بدهیم او به راه خودش پیش برود و اصلاً وارد هیاهوی پوچ این محیط نشود.
البته که هاشمیان چه بخواهد چه نخواهد با چنین مواردی مواجه خواهد شد کما اینکه همین حالا در بحث نقل و انتقالات همه از او میخواهند متانت را کنار گذاشته و با انجام یکی دو مصاحبه و انتشار استوری، هواداران را علیه مدیریت باشگاهش بشوراند که پس مدافع میانی و مدافع راست چه شد؟ اما باور کنید اگر اجازه دهیم او درگیر چنین مسائلی نشود به وحید هاشمیان و پرسپولیس به عنوان یک نهاد تأثیرگذار در جامعه فوتبالی کشور و به صورت کلی فوتبال ایران لطف کردهایم.
وحید هاشمیان متد مربیگری را در آلمان آموخته و همان جا در دورههای مربیگری شرکت کرده و از روند کار مربیان آن کشور نت برداشته و با همان دست فرمان پیش میرود پس چه عیبی دارد اگر اجازه دهیم جزئیات رشک برانگیز آن فرهنگ فوتبالی که هر بار با حسرت دربارهاش حرف میزنیم و از تلویزیون تماشاگرش هستیم را کمکم به فوتبالمان تزریق کند.
اصلاً چه ایرادی دارد که وحید هاشمیان شبیه مربیان فوتبال ایران نشود و آنچه در ایدهآل مربیگری خود در ذهن دارد را در تیم پرسپولیس پیاده کند؟ چه تضمینی هست که هاشمیان در صورت ایرانیزه شدن موفق خواهد بود و چنانچه با چهارچوب اخلاقی و متد مد نظر خودش پیش برود ناکام میشود؟
سؤال اساسی اینجاست که چرا وقتی چنین انتخابی با ریسک پذیری کافی از سوی باشگاه پرسپولیس صورت گرفته اجازه نمیدهیم آن وجوه و ابعاد مثبت این ریسک به فوتبال ایران کمک کند و اثرگذار باشد؟ مگر اندوخته هاشمیان از فوتبال آلمان چیز کم و ناکارآمدی است یا مدام میتوانیم چنینی تجاربی را توسط یک نیروی داخلی و دلسوز به بدنه فوتبال کشور تزریق کنیم؟ مگر نه اینکه هر روز همه با کنایه و تمسخر اتفاقات زشت استادیومهای فوتبال را در طول یک فصل 9 ماهه محکوم میکنیم و فریاد وامصیبتا سر میدهیم که چرا فوتبالمان باید اینطوری باشد؟ پس چرا همان گروهی که مدام در تقبیح این رفتار حرف میزنند و مینویسند وحید هاشمیان را تشویق میکنند که یا خودش فریاد بزند یا دادزن استخدام کند؟
باور کنید اگر اجازه دهیم وحید هاشمیان شبیه خودش بماند و شبیه خودش رفتار کند هم به دیسیپلین تیم و باشگاه پرسپولیس کمک بیشتری خواهد شد هم او خودش در نقش یک سرمربی و نفر اول تیمش در حوزه فنی حرفهای متفاوت و بیشتری خواهد داشت. اینطوری حداقل اطمینان داریم قدمی در راه پاکسازی محیط فوتبالمان از این دعواهای زرگری و بعضاً مشمئزکننده برخواهیم داشت چرا که پرسپولیس با میلیونها هوادار و نگاه حداکثری که به خود جلب خواهد کرد میتواند در کلیت فوتبال کشور تأثیرگذار باشد و مدل مربیگری هاشمیان تبدیل به الگویی مناسب برای مربیان دیگر تیمهای لیگ برتری و حتی سطوح دیگر بخصوص مربیانی که در ردههای پایه فعالیت میکند و باید اثرگذار باشند، میشود.
انتهای پیام/