وقتی دیده نمیشویم، چگونه انتظار رشد داریم؟
در سایه سکوت دوربینها
چند سالی است که فوتبال بانوان ایران، با وجود همه تلاشها و پیشرفتها، همچنان زیر سایه بیتوجهی و نبود پوشش رسانهای مانده است. مسابقاتی که باید ویترین پیشرفت ورزش زنان باشد، حالا در سکوت برگزار میشود؛ بدون دوربین، بدون گزارش زنده و بدون حتی یک تصویر باکیفیت از تلاش دخترانی که برای پیراهن تیمشان میجنگند.
در سالهای گذشته، پلتفرمهای اینترنتی و سایتهای پخش زنده با باشگاهها قرارداد میبستند تا بازیها را به صورت زنده پوشش کنند. همین اقدام ساده، باعث شده بود لیگ زنان مخاطب خود را پیدا کند، رسانهها راحتتر تحلیل بنویسند و بازیکنان هم در معرض دید قرار بگیرند. اما امسال، در فصل جدید لیگ برتر فوتبال زنان، همهچیز عقبگرد کرده است.
نمونه روشنش بازی بزرگ خاتون بم و پرسپولیس است؛ مسابقهای که از نظر حساسیت و اهمیت کمتر از دیدارهای پرسپولیس مردان در لیگ برتر نیست اما در کمال تعجب، حتی یک پخش زنده اینترنتی هم برایش وجود نداشت!
سالهاست در لیگ بانوان نه از تلویزیون خبری است و نه از صفحههای رسمی باشگاهها. در نهایت تنها چند ویدیو کوتاه و پراکنده از لحظههای بازی دست به دست شد؛ آن هم با کیفیت پایین و بدون نظم.
واقعاً جای سؤال دارد؛ چطور در دورانی که حتی بازیهای دوستانه محلی در شبکههای اجتماعی پخش زنده میشود، لیگ برتر فوتبال بانوان ایران حتی یک جریان منظم برای پوشش مسابقات ندارد؟ مگر نه اینکه همین فیلم بازیها بعداً برای آنالیز فنی توسط تیمها ضبط میشود؟ پس چرا نباید به شکل عمومی پخش شود تا هواداران، رسانهها و استعدادیابها هم بتوانند عملکرد بازیکنان را ببینند؟
نکته مهم اینجاست که برخی باشگاهها نشان دادهاند میتوان با کمترین امکانات، کار حرفهای انجام داد. تیمهایی مثل ایستا البرز و گلگهر سیرجان به صورت مستقل و از صفحات رسمی خود، بازیهایشان را پخش زنده میکنند. حتی خود پرسپولیس هم در چند هفته نخست لیگ اقدام به پخش بازیها کرد اما خیلی زود آن را کنار گذاشت.
شاید این اقدام ظاهراً بازخورد مالی یا تبلیغاتی خاصی نداشت اما مگر هدف از پخش زنده فقط درآمد است؟
پخش زنده یعنی دیده شدن؛ یعنی بازیکنانی که ماهها تمرین کردهاند بتوانند در چشم مردم جایگاهی پیدا کنند. یعنی باشگاهها بتوانند اسپانسر جذب کنند، چون دیده میشوند. یعنی رسانهها مثل ما در ایران ورزشی، مجبور نباشند برای تماشای بازیها، ساعتها دنبال لایوهای اینستاگرامی پراکنده بگردند تا بفهمند چه کسی گل زده و چه تیمی برنده شده است.
واقعیت این است که اگر فوتبال بانوان میخواهد رشد کند، باید از درون خودش شروع کند. باید دلش برای خودش بسوزد. اگر خودتان برای دیده شدن تلاشی نکنید، انتظار حمایت از بیرون بیهوده است. ایجاد یک پخش زنده اینترنتی ساده، کار پرهزینهای نیست. همین الان هم برخی تیمها با استفاده از گوشیهای هوشمند و تجهیزات ابتدایی، بازیهایشان را با کیفیت قابلقبول روی پلتفرمهایی مثل آپارات، روبیکا یا اینستاگرام پخش میکنند.
کافی است فدراسیون یا سازمان لیگ، برنامهریزی و سازماندهی درستی داشته باشد تا این حرکت پراکنده به یک جریان منسجم تبدیل شود. میتوان برای هر هفته، چند دیدار شاخص را به صورت رسمی پوشش داد، گزارشگر تعیین کرد و کیفیت را بالا برد. حتی رسانههای رسمی و خبرگزاریها هم در این مسیر کمک خواهند کرد، اگر احساس کنند این حرکت جدی است.
اما تا زمانی که بازیهای بزرگ لیگ بدون تصویر برگزار میشود، تا وقتی که بازیکنان ملیپوش ما تنها در قاب عکسهای بعد از بازی دیده میشوند، نباید انتظار داشت اسپانسری وارد شود یا تماشاگران بیشتری جذب شوند. فوتبال بانوان ایران، نه از کمبود استعداد رنج میبرد، نه از بیکیفیتی؛ مشکل فقط در دیده نشدن است.
فوتبال بانوان، امروز بیش از هر زمان دیگری به دوربین نیاز دارد، نه برای تبلیغ، بلکه برای بقا.
انتهای پیام/
در سالهای گذشته، پلتفرمهای اینترنتی و سایتهای پخش زنده با باشگاهها قرارداد میبستند تا بازیها را به صورت زنده پوشش کنند. همین اقدام ساده، باعث شده بود لیگ زنان مخاطب خود را پیدا کند، رسانهها راحتتر تحلیل بنویسند و بازیکنان هم در معرض دید قرار بگیرند. اما امسال، در فصل جدید لیگ برتر فوتبال زنان، همهچیز عقبگرد کرده است.
نمونه روشنش بازی بزرگ خاتون بم و پرسپولیس است؛ مسابقهای که از نظر حساسیت و اهمیت کمتر از دیدارهای پرسپولیس مردان در لیگ برتر نیست اما در کمال تعجب، حتی یک پخش زنده اینترنتی هم برایش وجود نداشت!
سالهاست در لیگ بانوان نه از تلویزیون خبری است و نه از صفحههای رسمی باشگاهها. در نهایت تنها چند ویدیو کوتاه و پراکنده از لحظههای بازی دست به دست شد؛ آن هم با کیفیت پایین و بدون نظم.
واقعاً جای سؤال دارد؛ چطور در دورانی که حتی بازیهای دوستانه محلی در شبکههای اجتماعی پخش زنده میشود، لیگ برتر فوتبال بانوان ایران حتی یک جریان منظم برای پوشش مسابقات ندارد؟ مگر نه اینکه همین فیلم بازیها بعداً برای آنالیز فنی توسط تیمها ضبط میشود؟ پس چرا نباید به شکل عمومی پخش شود تا هواداران، رسانهها و استعدادیابها هم بتوانند عملکرد بازیکنان را ببینند؟
نکته مهم اینجاست که برخی باشگاهها نشان دادهاند میتوان با کمترین امکانات، کار حرفهای انجام داد. تیمهایی مثل ایستا البرز و گلگهر سیرجان به صورت مستقل و از صفحات رسمی خود، بازیهایشان را پخش زنده میکنند. حتی خود پرسپولیس هم در چند هفته نخست لیگ اقدام به پخش بازیها کرد اما خیلی زود آن را کنار گذاشت.
شاید این اقدام ظاهراً بازخورد مالی یا تبلیغاتی خاصی نداشت اما مگر هدف از پخش زنده فقط درآمد است؟
پخش زنده یعنی دیده شدن؛ یعنی بازیکنانی که ماهها تمرین کردهاند بتوانند در چشم مردم جایگاهی پیدا کنند. یعنی باشگاهها بتوانند اسپانسر جذب کنند، چون دیده میشوند. یعنی رسانهها مثل ما در ایران ورزشی، مجبور نباشند برای تماشای بازیها، ساعتها دنبال لایوهای اینستاگرامی پراکنده بگردند تا بفهمند چه کسی گل زده و چه تیمی برنده شده است.
واقعیت این است که اگر فوتبال بانوان میخواهد رشد کند، باید از درون خودش شروع کند. باید دلش برای خودش بسوزد. اگر خودتان برای دیده شدن تلاشی نکنید، انتظار حمایت از بیرون بیهوده است. ایجاد یک پخش زنده اینترنتی ساده، کار پرهزینهای نیست. همین الان هم برخی تیمها با استفاده از گوشیهای هوشمند و تجهیزات ابتدایی، بازیهایشان را با کیفیت قابلقبول روی پلتفرمهایی مثل آپارات، روبیکا یا اینستاگرام پخش میکنند.
کافی است فدراسیون یا سازمان لیگ، برنامهریزی و سازماندهی درستی داشته باشد تا این حرکت پراکنده به یک جریان منسجم تبدیل شود. میتوان برای هر هفته، چند دیدار شاخص را به صورت رسمی پوشش داد، گزارشگر تعیین کرد و کیفیت را بالا برد. حتی رسانههای رسمی و خبرگزاریها هم در این مسیر کمک خواهند کرد، اگر احساس کنند این حرکت جدی است.
اما تا زمانی که بازیهای بزرگ لیگ بدون تصویر برگزار میشود، تا وقتی که بازیکنان ملیپوش ما تنها در قاب عکسهای بعد از بازی دیده میشوند، نباید انتظار داشت اسپانسری وارد شود یا تماشاگران بیشتری جذب شوند. فوتبال بانوان ایران، نه از کمبود استعداد رنج میبرد، نه از بیکیفیتی؛ مشکل فقط در دیده نشدن است.
فوتبال بانوان، امروز بیش از هر زمان دیگری به دوربین نیاز دارد، نه برای تبلیغ، بلکه برای بقا.
انتهای پیام/