مدیرعامل همگام با هیأت مدیره، تحت فرمان مالک
به اندازه درویش به حدادی هم استقلال بدهید
پیمان حدادی به عضویت هیأت مدیره درآمد، سپس رئیس هیأت مدیره شد و در نهایت به مدیرعاملی رسید؛ سمتی که قبلتر به نوعی از آن فراری بود اما با کنار رفتن درویش در میان همهمه ناشی از رایزنی گزینههای مدیرعاملی به این سمت دست یافت. حدادی بعد از پذیرفتن سمت سرپرست مدیرعاملی در تعارف با علی اینانلو خیلی زود و بعد از بروز اولین نشانههای علاقهمندی برای تصدی عنوان مدیرعاملی به این سمت رسید آن هم در شرایطی که رسانهها، فضای مجازی و هواداران دنبال نامهای دیگری بودند.
حدادی تا قبل از انتصابهای اولیه و مصاحبهاش در نقش سرپرستی مدیرعاملی گزینه مهمی برای رسیدن به این سمت نبود اما در نهایت با کسب رأی اعتماد کنسرسیوم بانکی و در رأس آن بانک شهر به سمت مدیرعاملی برگزیده شد. او البته قبلتر چه در تغییرات هیأت مدیره و چه وقتی رئیس هیأت مدیره شد یا حتی وقتی به سرپرستی مدیرعاملی رسید اعتماد حمایت کنسرسیوم بانکی و بانک شهر را داشت و هرگز نمیتوان باور کرد بدون هماهنگی و همراهی با مالک باشگاه گامی به جلو برداشته باشد یا اصلاً خیز او برای تصدی صندلی مدیرعامل بدون اذن مالک باشد.
با وجود تأکید روی این هماهنگی و همراهی که البته کاملاً طبیعی به نظر میرسد آنچه حالا اهمیت پیدا خواهد کرد میزان استقلال مدیرعامل پرسپولیس در اتخاذ تصمیمات مهم و اداره امور باشگاه است. البته که مدیرعامل باید مجری برنامههای هیأت مدیره باشد و حدادی نیز با هیأت مدیره کاملاً همراه و همگام است اما بالاخره از مدیرعامل انتظارتی وجود دارد و همه نگاهها روی او معطوف خواهد شد.
رضا درویش در دوران حدوداً چهارساله مدیریتیاش در باشگاه پرسپولیس مخالفان زیادی داشت و کم اشتباه نکرد اما بهنظر میرسید که مستقل عمل میکرد و شاید اصلاً به همین خاطر بود که تمام انتقادها و هجمهها به سمت او میرفت. درویش حدود یک سال و نیم با کنسرسیوم بانکی بهعنوان سهامدار عمده باشگاه پرسپولیس کار کرد اما در طول این مدت استقلال رأی داشت و مستقل عمل میکرد.
در این میان مالک باشگاه و در رأس آن محمدمهدی احمدی همواره از درویش حمایت میکرد و پای تصمیماتش میماند. درویش در این بازه زمانی 1.5ساله دو سه بار تا آستانه کنار رفتن از سمتش پیش رفت اما احمدی بهگونهای صحبت کرد که مشخص بود تا جایی که باید از مدیرعاملی درویش حمایت میکند و پای او ایستاده است. حتی بعد از هجمه شدید هواداران، رسانهها و فضای مجازی به درویش نیز احمدی بهگونهای صحبت کرد که ضمن تأکید بر تغییر شرایط تیم بزرگسالان او را تخریب نکند.
این انتظاری است که حالا از احمدی و کنسرسیوم بانکی در قبال پیمان حدادی نیز وجود دارد. در نگاه اول اینگونه به نظر میرسد که حدادی برآمده از همین سیستم بانکی است و اصلاً به این خاطر مدیرعامل شده که هر آنچه کنسرسیوم بانکی و بانک شهر میخواهند را پیش ببرد و نقش او در حد یک ماشین امضا یا مدیری نمایشی نزول کند. در این میان تغییر ترکیب هیأت مدیره به سمت پررنگ شدن وزنه بانک شهر نیز در همین راستا تعریف و تفسیر شده است اما به نظر نمیرسد خود حدادی چنین شخصیتی داشته باشد یا اگر چنین خوابی برایش دیده باشند واکنش نشان نداده یا در جهت حفظ استقلالش گامی برندارد.
با وجود این اخیراً اتفاقاتی رخ داده که میتوان نشانههایی از کمرنگ شدن استقلال مدیرعامل جوان پرسپولیس را در آن پیدا کرد. معرفی حسن کامرانیفر برای پست معاون ورزشی و برگزاری جلسه با این کمکداور بازنشسته اتفاقی بود که از سوی مالک باشگاه و البته جبهه سیاسی که پشت این مالک ایستاده رقم خورد. هر چند این گزینه در نهایت به سمتی که قرار بود در آن مشغول به کار شود، انتخاب نشد اما چنانچه قرار باشد این رویه ادامه پیدا کند استقلال مدیرعامل پرسپولیس زیر سؤال خواهد رفت.
نکته اینجاست که در مقطع سرپرستی حدادی نیز یک انتصاب عجیب در بخش رسانه یا باشگاه پرسپولیس اتفاق افتاد که مشخصاً از سمت بانک شهر صورت گرفت چرا که فرد منتخب نه رسانهای بود نه ورزشی اما حدادی کاری از پیش نبرد و با وجود انتقادها به فرد توصیه شده حکم داد.
واقعیت اینکه درویش با وجود سیستم خاص مدیریتش که بعضاً سازماندهی شده و نظام مند نبود هیچ گاه تمام و کمال تحت فرمان کنسرسیوم بانکی نبود و نیمچه استقلالش را تا آخرین روز حفظ کرد اما حالا این ذهنیت نزد هواداران و دوستداران پرسپولیس ایجاد شده که حدادی کاملاً تحت فرمان مالک باشگاه است و بدون اذن احمدی و بانک شهر آب نمیخورد.در عین حال اگر قرار باشد حدادی حداقل در بدنه باشگاه تغییراتی در جهت مرتب کردن ساختار باشگاه و انتصاب افراد کارامد و سالم گام بردارد با چنین شرایطی کار دشواری خواهد داشت و حداقل باید آن استقلال نصف و نیمه درویش به او داده شود.
انتهای پیام/
حدادی تا قبل از انتصابهای اولیه و مصاحبهاش در نقش سرپرستی مدیرعاملی گزینه مهمی برای رسیدن به این سمت نبود اما در نهایت با کسب رأی اعتماد کنسرسیوم بانکی و در رأس آن بانک شهر به سمت مدیرعاملی برگزیده شد. او البته قبلتر چه در تغییرات هیأت مدیره و چه وقتی رئیس هیأت مدیره شد یا حتی وقتی به سرپرستی مدیرعاملی رسید اعتماد حمایت کنسرسیوم بانکی و بانک شهر را داشت و هرگز نمیتوان باور کرد بدون هماهنگی و همراهی با مالک باشگاه گامی به جلو برداشته باشد یا اصلاً خیز او برای تصدی صندلی مدیرعامل بدون اذن مالک باشد.
با وجود تأکید روی این هماهنگی و همراهی که البته کاملاً طبیعی به نظر میرسد آنچه حالا اهمیت پیدا خواهد کرد میزان استقلال مدیرعامل پرسپولیس در اتخاذ تصمیمات مهم و اداره امور باشگاه است. البته که مدیرعامل باید مجری برنامههای هیأت مدیره باشد و حدادی نیز با هیأت مدیره کاملاً همراه و همگام است اما بالاخره از مدیرعامل انتظارتی وجود دارد و همه نگاهها روی او معطوف خواهد شد.
رضا درویش در دوران حدوداً چهارساله مدیریتیاش در باشگاه پرسپولیس مخالفان زیادی داشت و کم اشتباه نکرد اما بهنظر میرسید که مستقل عمل میکرد و شاید اصلاً به همین خاطر بود که تمام انتقادها و هجمهها به سمت او میرفت. درویش حدود یک سال و نیم با کنسرسیوم بانکی بهعنوان سهامدار عمده باشگاه پرسپولیس کار کرد اما در طول این مدت استقلال رأی داشت و مستقل عمل میکرد.
در این میان مالک باشگاه و در رأس آن محمدمهدی احمدی همواره از درویش حمایت میکرد و پای تصمیماتش میماند. درویش در این بازه زمانی 1.5ساله دو سه بار تا آستانه کنار رفتن از سمتش پیش رفت اما احمدی بهگونهای صحبت کرد که مشخص بود تا جایی که باید از مدیرعاملی درویش حمایت میکند و پای او ایستاده است. حتی بعد از هجمه شدید هواداران، رسانهها و فضای مجازی به درویش نیز احمدی بهگونهای صحبت کرد که ضمن تأکید بر تغییر شرایط تیم بزرگسالان او را تخریب نکند.
این انتظاری است که حالا از احمدی و کنسرسیوم بانکی در قبال پیمان حدادی نیز وجود دارد. در نگاه اول اینگونه به نظر میرسد که حدادی برآمده از همین سیستم بانکی است و اصلاً به این خاطر مدیرعامل شده که هر آنچه کنسرسیوم بانکی و بانک شهر میخواهند را پیش ببرد و نقش او در حد یک ماشین امضا یا مدیری نمایشی نزول کند. در این میان تغییر ترکیب هیأت مدیره به سمت پررنگ شدن وزنه بانک شهر نیز در همین راستا تعریف و تفسیر شده است اما به نظر نمیرسد خود حدادی چنین شخصیتی داشته باشد یا اگر چنین خوابی برایش دیده باشند واکنش نشان نداده یا در جهت حفظ استقلالش گامی برندارد.
با وجود این اخیراً اتفاقاتی رخ داده که میتوان نشانههایی از کمرنگ شدن استقلال مدیرعامل جوان پرسپولیس را در آن پیدا کرد. معرفی حسن کامرانیفر برای پست معاون ورزشی و برگزاری جلسه با این کمکداور بازنشسته اتفاقی بود که از سوی مالک باشگاه و البته جبهه سیاسی که پشت این مالک ایستاده رقم خورد. هر چند این گزینه در نهایت به سمتی که قرار بود در آن مشغول به کار شود، انتخاب نشد اما چنانچه قرار باشد این رویه ادامه پیدا کند استقلال مدیرعامل پرسپولیس زیر سؤال خواهد رفت.
نکته اینجاست که در مقطع سرپرستی حدادی نیز یک انتصاب عجیب در بخش رسانه یا باشگاه پرسپولیس اتفاق افتاد که مشخصاً از سمت بانک شهر صورت گرفت چرا که فرد منتخب نه رسانهای بود نه ورزشی اما حدادی کاری از پیش نبرد و با وجود انتقادها به فرد توصیه شده حکم داد.
واقعیت اینکه درویش با وجود سیستم خاص مدیریتش که بعضاً سازماندهی شده و نظام مند نبود هیچ گاه تمام و کمال تحت فرمان کنسرسیوم بانکی نبود و نیمچه استقلالش را تا آخرین روز حفظ کرد اما حالا این ذهنیت نزد هواداران و دوستداران پرسپولیس ایجاد شده که حدادی کاملاً تحت فرمان مالک باشگاه است و بدون اذن احمدی و بانک شهر آب نمیخورد.در عین حال اگر قرار باشد حدادی حداقل در بدنه باشگاه تغییراتی در جهت مرتب کردن ساختار باشگاه و انتصاب افراد کارامد و سالم گام بردارد با چنین شرایطی کار دشواری خواهد داشت و حداقل باید آن استقلال نصف و نیمه درویش به او داده شود.
انتهای پیام/