به احترام مردی که با غرور بیگانه بود
دربی سال 70 برای اولینبار قرار شد با خودروی مؤسسه اطلاعات به ورزشگاه آزادی برویم. همه ورزشینویسان مؤسسه از روزنامه تا مجلات با همان جیپ خاکی رنگ و بیسیمدار به آزادی رفتیم.
در راه کسی با من حرف نمیزد. با جهانبینی آنها، حق داشتند. آن روزها گل سرسبد رسانههای ورزشی، کیهان ورزشی و دنیای ورزش بودند و من داشتم با نویسندگان دنیای ورزش به آزادی میرفتم. آنها بزرگ خبرنگاران ورزشی بودند و به خودشان حق میدادند با جوان تازهکاری مثل من دمخور نشوند.
آن وسط یکی جوابم را داد. درباره ورزشگاه آزادی، شرایط خبرنگاران در آن، وضعیت حال حاضر دو تیم محبوب تهران و کلاً ورزش با من حرف زد. با همان تُن پایین و لحن مهربان، بدون غرور و با تواضعی مثالزدنی... بیآنکه به دلیل حضورش در دنیای ورزش فخر بفروشد.
همان برخورد اول، وصال را در دل من جا داد. وصال روحانی معدن اطلاعات ورزشی بود. آن روزها که اینترنت نبود، وصال برای بچههای ورزشینویس، حکم گوگل را داشت. بیآنکه از بروز دانش فراوانش واهمهای داشته باشد، اطلاعات همه رشتهها و قهرمانان را در اختیارت میگذاشت و پایان همه دیدارها، لبخند مهربانانه و صادقانه وصال بود. به دنبال سفر خارجی نبود و نرفت؛ اما آنقدر به کارش عشق داشت که در تمام طول عمرش نوشت.
آسمانی شدن این مرد نازنین که بیادعا و هیاهو بالاترین کیفیت را ارائه میکرد، غمی سنگین برای رسانههای ورزشی و ورزش ایران بود. از طرف همه همکارانم در ایران ورزشی به برادر هنرمند و خانواده محترمش تسلیت میگویم.
انتهای پیام/