در حالی که بازی با چهار دفاع قطعی است
کلید موفقیت ایران در جیب هافبکهای دفاعی
بازی نخست تیم ملی مقابل نیوزیلند شاید از بیرون یک مسابقه عادی در مسیر حضور در جام جهانی به نظر برسد اما برای کادر فنی این مسابقه اهمیتی ویژه دارد.دیداری که میتواند بسیاری از ابهامات تاکتیکی را برطرف کند و نشان دهد امیر قلعهنویی برای مهمترین تورنمنت فوتبال جهان چه نقشهای در سر دارد.
اگر در فاز هجومی تصویر نسبتاً روشنی از ترکیب تیم ملی وجود داشته باشد، در فاز دفاعی و به ویژه در خط میانی همچنان پرسشهای متعددی مطرح است.
از ماهها قبل که اردوهای آمادهسازی تیم ملی آغاز شد، بخش قابل توجهی از بحثهای فنی پیرامون خط دفاع و هافبکهای دفاعی شکل گرفت. اینکه چه بازیکنانی در قلب خط دفاع قرار خواهند گرفت. مدافعان کناری چه ویژگیهایی خواهند داشت و مهمتر از همه اینکه چه نفراتی مسئولیت ایجاد تعادل میان دفاع و حمله را برعهده میگیرند.
یک انتخاب محتاطانه
در ماههای گذشته بارها درباره سیستم بازی تیم ملی صحبت شده است. برخی از آرایش 3-4-3 سخن گفتهاند. گروهی سیستم 1-4-1-4 را مناسبتر دانستهاند و عدهای نیز بر اجرای روش 1-3-2-4 تأکید داشتهاند. استفاده از 2-4-4 نیزهمواره نزدیک به واقعیت و محتمل بوده است.
البته واقعیت فوتبال مدرن به ما یادآوری میکند که تفاوت میان این سیستمها گاهی بیش از آنکه در چینش اعداد باشد در نحوه اجرای وظایف بازیکنان است.
بسیاری از تیمها در زمان دفاع با یک آرایش و هنگام حمله با شکلی متفاوت بازی میکنند؛ به همین دلیل اعداد روی کاغذ همیشه گویای همه واقعیت نیستند.
پیشبینیهای فنی این است که تیم ملی در جام جهانی رویکردی محتاطانه در پیش بگیرد. رویکردی که بر پایه چهار مدافع و دو هافبک با وظایف دفاعی بنا شده است.
سیستمی که هم امنیت دفاعی ایجاد میکند و هم اجازه میدهد تیم در ضدحملات و انتقالهای سریع خطرناک ظاهر شود.
اهمیت دو هافبک دفاعی
بدون شک مهمترین نقطه ترکیب تیم ملی در بازی با نیوزیلند به انتخاب دو بازیکن مرکزی خط میانی مربوط میشود. بازیکنانی که باید هم در زمان دفاع مقابل خط دفاع قرار بگیرند و هم در زمان حمله نخستین پاسهای رو به جلو را ارسال کنند.
در این میان به نظر میرسد حضور سعید عزتاللهی در ترکیب اصلی تقریباً قطعی باشد. بازیکنی که سالهاست یکی از مهرههای ثابت تیم ملی محسوب میشود و تجربه حضور در مسابقات بزرگ را دارد. سؤال اصلی اما درباره زوج او است.
سامان قدوس یکی از گزینههای جدی برای حضور در کنار عزتاللهی به شمار میرود. بازیکنی که علاوه بر ویژگیهای دفاعی، توانایی حفظ توپ و بازیسازی را نیز دارد.
استفاده از قدوس به تیم ملی اجازه میدهد مالکیت بیشتری روی توپ داشته باشد و با آرامش بیشتری حملات را طراحی کند.
رزاقنیا نیز گزینهای است که میتواند معادلات را تغییر دهد. حضور او در کنار عزتاللهی به معنای استفاده از دو هافبک تدافعی کلاسیک خواهد بود.
انتخابی که استحکام دفاعی را افزایش میدهد اما ممکن است بخشی از خلاقیت خط میانی را کاهش دهد. با این حال در مسابقات جام جهانی بسیاری از مربیان ترجیح میدهند ابتدا ساختار دفاعی تیم را محکم کنند و سپس به فکر حمله باشند.
نقش کلیدی مدافعان کناری
اگر تیم ملی با آرایش 1-3-2-4 وارد زمین شود، نقش مدافعان کناری اهمیت دوچندانی پیدا خواهد کرد. در چنین سیستمی مدافعان کناری فقط مدافع نیستند. آنها باید در حمله نیز مشارکت داشته باشند و عرض زمین را برای تیم ایجاد کنند.
بر همین اساس احتمال حضور صالح حردانی و میلاد محمدی در ترکیب اصلی بسیار زیاد به نظر میرسد. هر دو بازیکن توانایی نفوذ از کنارهها را دارند و میتوانند با ارسال پاسهای عمقی یا سانترهای دقیق به مهاجمان کمک کنند.
در فوتبال امروز، بسیاری از موقعیتهای گل از کنارهها ساخته میشود. بنابراین اگر حردانی و محمدی روز موفقی داشته باشند، بخش مهمی از برنامه هجومی تیم ملی نیز به نتیجه خواهد رسید. حضور آنها این امکان را فراهم میکند که وینگرها به مناطق مرکزی نزدیک شوند و فشار بیشتری روی خط دفاع حریف وارد کنند.
بازگشت به نسخه موفق کیروش
یکی از نکات جالب توجه در آستانه جام جهانی شباهت احتمالی تفکرات فعلی تیم ملی با رویکردی است که کارلوس کیروش سالها در فوتبال ایران دنبال میکرد.
تیم ملی در دوران کیروش اغلب با دو هافبک دفاعی متمرکز به میدان میرفت. روشی که شاید از نظر زیباییشناسی مورد پسند همه نبود اما در مسابقات بزرگ کارایی خود را نشان داد.
ایران با همین ساختار موفق شد با تیمهای بزرگ دنیا رقابت کند و حتی در برخی مسابقات نتایج قابل قبولی به دست آورد. فلسفه اصلی آن تفکر نیز ساده بود. ابتدا دروازه خودی را حفظ کن و سپس به دنبال ضربه زدن به حریف باش.
اکنون نشانههایی وجود دارد که قلعهنویی نیز ممکن است در جام جهانی به همین مسیر نزدیک شود. تیم ملی ایران از نظر مهرههای هجومی کمبودی ندارد. وینگرهای سرعتی، مهاجمان باکیفیت و بازیکنان تکنیکی در اختیار کادر فنی هستند. بنابراین شاید منطقیترین تصمیم این باشد که ابتدا ساختار دفاعی تیم تثبیت شود و سپس از تواناییهای هجومی موجود بهره گرفته شود.
به همین دلیل مجهولترین نقطه ترکیب تیم ملی نه در خط حمله بلکه در قلب زمین و مقابل خط دفاع قرار دارد.
جایی که انتخاب نفرات و نوع آرایش آنها میتواند چهره واقعی تیم ملی در جام جهانی را مشخص کند. دیدار با نیوزیلند احتمالاً نخستین پاسخ جدی به این پرسش بزرگ خواهد بود.
انتهای پیام/
اگر در فاز هجومی تصویر نسبتاً روشنی از ترکیب تیم ملی وجود داشته باشد، در فاز دفاعی و به ویژه در خط میانی همچنان پرسشهای متعددی مطرح است.
از ماهها قبل که اردوهای آمادهسازی تیم ملی آغاز شد، بخش قابل توجهی از بحثهای فنی پیرامون خط دفاع و هافبکهای دفاعی شکل گرفت. اینکه چه بازیکنانی در قلب خط دفاع قرار خواهند گرفت. مدافعان کناری چه ویژگیهایی خواهند داشت و مهمتر از همه اینکه چه نفراتی مسئولیت ایجاد تعادل میان دفاع و حمله را برعهده میگیرند.
یک انتخاب محتاطانه
در ماههای گذشته بارها درباره سیستم بازی تیم ملی صحبت شده است. برخی از آرایش 3-4-3 سخن گفتهاند. گروهی سیستم 1-4-1-4 را مناسبتر دانستهاند و عدهای نیز بر اجرای روش 1-3-2-4 تأکید داشتهاند. استفاده از 2-4-4 نیزهمواره نزدیک به واقعیت و محتمل بوده است.
البته واقعیت فوتبال مدرن به ما یادآوری میکند که تفاوت میان این سیستمها گاهی بیش از آنکه در چینش اعداد باشد در نحوه اجرای وظایف بازیکنان است.
بسیاری از تیمها در زمان دفاع با یک آرایش و هنگام حمله با شکلی متفاوت بازی میکنند؛ به همین دلیل اعداد روی کاغذ همیشه گویای همه واقعیت نیستند.
پیشبینیهای فنی این است که تیم ملی در جام جهانی رویکردی محتاطانه در پیش بگیرد. رویکردی که بر پایه چهار مدافع و دو هافبک با وظایف دفاعی بنا شده است.
سیستمی که هم امنیت دفاعی ایجاد میکند و هم اجازه میدهد تیم در ضدحملات و انتقالهای سریع خطرناک ظاهر شود.
اهمیت دو هافبک دفاعی
بدون شک مهمترین نقطه ترکیب تیم ملی در بازی با نیوزیلند به انتخاب دو بازیکن مرکزی خط میانی مربوط میشود. بازیکنانی که باید هم در زمان دفاع مقابل خط دفاع قرار بگیرند و هم در زمان حمله نخستین پاسهای رو به جلو را ارسال کنند.
در این میان به نظر میرسد حضور سعید عزتاللهی در ترکیب اصلی تقریباً قطعی باشد. بازیکنی که سالهاست یکی از مهرههای ثابت تیم ملی محسوب میشود و تجربه حضور در مسابقات بزرگ را دارد. سؤال اصلی اما درباره زوج او است.
سامان قدوس یکی از گزینههای جدی برای حضور در کنار عزتاللهی به شمار میرود. بازیکنی که علاوه بر ویژگیهای دفاعی، توانایی حفظ توپ و بازیسازی را نیز دارد.
استفاده از قدوس به تیم ملی اجازه میدهد مالکیت بیشتری روی توپ داشته باشد و با آرامش بیشتری حملات را طراحی کند.
رزاقنیا نیز گزینهای است که میتواند معادلات را تغییر دهد. حضور او در کنار عزتاللهی به معنای استفاده از دو هافبک تدافعی کلاسیک خواهد بود.
انتخابی که استحکام دفاعی را افزایش میدهد اما ممکن است بخشی از خلاقیت خط میانی را کاهش دهد. با این حال در مسابقات جام جهانی بسیاری از مربیان ترجیح میدهند ابتدا ساختار دفاعی تیم را محکم کنند و سپس به فکر حمله باشند.
نقش کلیدی مدافعان کناری
اگر تیم ملی با آرایش 1-3-2-4 وارد زمین شود، نقش مدافعان کناری اهمیت دوچندانی پیدا خواهد کرد. در چنین سیستمی مدافعان کناری فقط مدافع نیستند. آنها باید در حمله نیز مشارکت داشته باشند و عرض زمین را برای تیم ایجاد کنند.
بر همین اساس احتمال حضور صالح حردانی و میلاد محمدی در ترکیب اصلی بسیار زیاد به نظر میرسد. هر دو بازیکن توانایی نفوذ از کنارهها را دارند و میتوانند با ارسال پاسهای عمقی یا سانترهای دقیق به مهاجمان کمک کنند.
در فوتبال امروز، بسیاری از موقعیتهای گل از کنارهها ساخته میشود. بنابراین اگر حردانی و محمدی روز موفقی داشته باشند، بخش مهمی از برنامه هجومی تیم ملی نیز به نتیجه خواهد رسید. حضور آنها این امکان را فراهم میکند که وینگرها به مناطق مرکزی نزدیک شوند و فشار بیشتری روی خط دفاع حریف وارد کنند.
بازگشت به نسخه موفق کیروش
یکی از نکات جالب توجه در آستانه جام جهانی شباهت احتمالی تفکرات فعلی تیم ملی با رویکردی است که کارلوس کیروش سالها در فوتبال ایران دنبال میکرد.
تیم ملی در دوران کیروش اغلب با دو هافبک دفاعی متمرکز به میدان میرفت. روشی که شاید از نظر زیباییشناسی مورد پسند همه نبود اما در مسابقات بزرگ کارایی خود را نشان داد.
ایران با همین ساختار موفق شد با تیمهای بزرگ دنیا رقابت کند و حتی در برخی مسابقات نتایج قابل قبولی به دست آورد. فلسفه اصلی آن تفکر نیز ساده بود. ابتدا دروازه خودی را حفظ کن و سپس به دنبال ضربه زدن به حریف باش.
اکنون نشانههایی وجود دارد که قلعهنویی نیز ممکن است در جام جهانی به همین مسیر نزدیک شود. تیم ملی ایران از نظر مهرههای هجومی کمبودی ندارد. وینگرهای سرعتی، مهاجمان باکیفیت و بازیکنان تکنیکی در اختیار کادر فنی هستند. بنابراین شاید منطقیترین تصمیم این باشد که ابتدا ساختار دفاعی تیم تثبیت شود و سپس از تواناییهای هجومی موجود بهره گرفته شود.
به همین دلیل مجهولترین نقطه ترکیب تیم ملی نه در خط حمله بلکه در قلب زمین و مقابل خط دفاع قرار دارد.
جایی که انتخاب نفرات و نوع آرایش آنها میتواند چهره واقعی تیم ملی در جام جهانی را مشخص کند. دیدار با نیوزیلند احتمالاً نخستین پاسخ جدی به این پرسش بزرگ خواهد بود.
انتهای پیام/