لغو محرومیتها، قرعهکشیهای دستکاریشده و توطئههای سیا
توطئههای جامجهانی!
چند روز اخیر برای نظریهپردازان توطئه در جام جهانی بسیار پرهیاهو بوده است.
ابتدا، تصمیم فیفا برای تعلیق محرومیت ناشی از کارت قرمز فولارین بالوگان و مجاز شدن او برای حضور در دیدار مرحله یکهشتم نهایی تیم ملی آمریکا مقابل بلژیک بود. این تصمیم بیسابقه بهطور طبیعی توجه بسیاری را جلب کرد، اما زمانی که مشخص شد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، تماس گرفته و نسبت به کارت قرمز اعتراض کرده است، موجی از گمانهزنیها درباره انگیزههای پشت پرده شکل گرفت.
سپس، روز سهشنبه شکست جنجالی ۳ بر ۲ مصر مقابل آرژانتین -یا همانطور که بسیاری آن را «آرژانتینِ لیونل مسی» مینامند- باعث شد مصطفی زیکو، مهاجم مصر، مدعی شود که «جام جهانی به سمت قهرمانی آرژانتین هدایت میشود».
البته چنین اتفاقاتی در بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان چندان غیرمعمول نیست؛ رقابتی که به دلیل اهمیت فوقالعاده، مخاطبان میلیاردی و احتمال دخالتهای سیاسی، بستری ایدهآل برای شکلگیری و گسترش انواع تئوریهای توطئه محسوب میشود.
پس کلاههای آلومینیومیمان را بر سر گذاشتهایم، سراغ اسناد محرمانه رفتهایم و حالا میخواهیم مشهورترین تئوریهای توطئه جام جهانی، از گذشته تا امروز را مرور کنیم.
آیا قرعهکشی جام جهانی به نفع میزبانان دستکاری میشود؟
این ادعا تقریباً در هر دوره جام جهانی مطرح میشود، اما زمانی که مشخص شد قدرتمندترین حریف مرحله گروهی سه میزبان جام جهانی ۲۰۲۶ -مکزیک، کانادا و آمریکا- تنها سوئیس است، موج تازهای از تئوریهای توطئه شکل گرفت.
میزبانان بهطور سنتی عملکردی بهتر از حد انتظار در جام جهانی دارند، اما اگر به دنیای تئوریهای توطئه تعلق داشته باشید، این موفقیت نه به خاطر امتیاز میزبانی یا سالها سرمایهگذاری برای ساختن تیمی قدرتمند، بلکه نتیجه دستکاری در قرعهکشی است.
البته میزبانان همیشه در سید نخست قرار میگیرند و به همین دلیل از رویارویی زودهنگام با تیمهایی مانند برزیل، فرانسه و آرژانتین در امان میمانند. اما آیا واقعاً قرعه مکزیک، کانادا و آمریکا آنقدر آسان بود؟
اگر معیار را ردهبندی فیفا پیش از آغاز مسابقات قرار دهیم، اسپانیا سادهترین قرعه را به دست آورد. کانادا دومین قرعه آسان را داشت، مکزیک ششمین قرعه آسان را نصیب خود کرد و جالبتر اینکه سختترین قرعه مسابقات، بر اساس همان ردهبندی، متعلق به آمریکا بود. شاید این فقط نشان میدهد که ردهبندی فیفا همیشه بازتاب دقیقی از قدرت واقعی تیمها نیست. یا شاید هم اگر اهل نظریههای توطئه باشید، آمریکا آنقدر قدرتمند است که قرار است قهرمان جام جهانی شود.
قضاوت درباره اینکه کدام فرضیه منطقیتر است، بر عهده شماست.
نایک رونالدو را مجبور کرد در فینال جام جهانی ۱۹۹۸ بازی کند؟
رونالدوی برزیلی، R9، ملقب به «پدیده»؛ یکی از بزرگترین فوتبالیستهایی که جهان به خود دیده است. بازیکنی که با دریبلهای برقآسا، عبور آسان از چند مدافع و گلهایی تماشایی، فوتبال را به نمایش هنری تبدیل کرده بود. اما داستان حرفهای او بدون اتفاقات تلخ فینال جام جهانی ۱۹۹۸ کامل نمیشود.
رونالدو با چهار گل، برزیل را به فینال جام جهانی در پاریس رسانده بود، اما تنها چند ساعت پیش از آغاز مسابقه، در ۲۱ سالگی، در اتاق هتل دچار تشنج شد.
روبرتو کارلوس، همتیمی او، بعدها در مستندی درباره زندگی رونالدو گفت: «ناگهان شروع کردی به لرزیدن. واقعاً ترسیده بودم. حتی متوجه نشده بودم که زبانت را قورت دادهای. فقط دیدم کاملاً خشک شده و به من خیره شدهای. تا امروز هم دقیقاً نمیدانم چه اتفاقی افتاد، اما صحنه وحشتناکی بود.»
با وجود این اتفاق، آزمایشهای پزشکی ظاهراً مشکل خاصی را نشان ندادند و رونالدو -که بعدها علت آن را فشار شدید روحی عنوان کرد- اعلام کرد که آماده بازی است. این در حالی بود که نام او در فهرست اولیه تیم وجود نداشت و ادوموندو جایگزینش شده بود، اما دقایقی بعد دوباره نام رونالدو به ترکیب اصلی بازگشت.
برزیل در نهایت با نتیجه ۳ بر صفر مقابل فرانسه شکست خورد و رونالدو تنها ۲۰ بار توپ را لمس کرد؛ نمایشی که با استانداردهای او فاصله زیادی داشت.
همین موضوع باعث شکلگیری موجی از تئوریهای توطئه شد. برخی مدعی بودند رونالدو تحت فشار مجبور به بازی شده است؛ یا به دلیل توافقی میان دولتهای برزیل و فرانسه، یا به خاطر فشار شرکت نایک، اسپانسر او و تیم ملی برزیل.
در پی این شایعات، کمیسیون تحقیقاتی در برزیل برای بررسی روابط میان فدراسیون فوتبال این کشور و نایک تشکیل شد و رونالدو مجبور شد در برابر نمایندگان حاضر شود و این ادعاها را رد کند.
او در آن جلسه گفت: «فقط زمانی بازی کردم که آزمایشهای پزشکی نشان داد از نظر جسمانی و بالینی کاملاً آماده هستم. اگر نتیجه آزمایشها چیز دیگری بود، هرگز بازی نمیکردم. تنها چیزی که نایک از من خواست، این بود که کفشهای این شرکت را بپوشم.»

آیا داوران در سال ۲۰۰۲ از کره جنوبی حمایت کردند؟
خب، برای این ادعا شواهد کم هم وجود ندارد.
پله در جریان جام جهانی ۲۰۰۲ گفت: «سطح داوری بسیار ضعیف است، بسیار پایین.» حتی سپ بلاتر، رئیس وقت فیفا، عملکرد برخی کمکداوران را فاجعهبار توصیف کرد.
بدون تردید، چندین تصمیم بحثبرانگیز در آن مسابقات گرفته شد و برخی از آنها به سود میزبان مشترک، تیم ملی کره جنوبی، تمام شد؛ تیمی که در مسیری غیرمنتظره به نیمهنهایی رسید و از سد پرتغال، اسپانیا و ایتالیا گذشت.
کافی است نام بایرون مورنو را در حضور هواداران ایتالیا به زبان بیاورید تا موجی از اعتراض و خشم را شاهد باشید. این داور اکوادوری در دیدار ایتالیا و کره جنوبی، فرانچسکو توتی را به دلیل تمارض با کارت قرمز اخراج کرد، یک پنالتی جنجالی به سود کره جنوبی گرفت و از خطای آرنج روی الساندرو دل پیرو چشمپوشی کرد.
واقعیت این است که مورنو بعدها در اکوادور به دلیل مسائل داخلی داوری، ۲۰ جلسه محروم شد و سپس در سال ۲۰۱۱ نیز به اتهام قاچاق هروئین به زندان افتاد؛ با این حال، هیچگاه مدرکی مبنی بر تخلف یا تبانی او در جام جهانی ۲۰۰۲ به دست نیامد.
با وجود تمام این جنجالها، کره جنوبی با عبور از این مراحل به نیمهنهایی رسید، اما در نهایت مقابل تیم ملی آلمان شکست خورد و از صعود به فینال بازماند.
این اتفاقات همچنان یکی از بحثبرانگیزترین فصلهای تاریخ جامهای جهانی فوتبال محسوب میشود.

مماشات داوران برای جذب هواداران آمریکایی؟
در این جام جهانی کارتهای قرمز بیشتری شاهد بودهایم، اما آیا داوران در عین حال سختگیری کمتری هم نشان میدهند؟ به نظر میرسد آنها از برخی خطاهایی که در گذشته بدون تردید سوت میزدند، چشمپوشی میکنند. این احساس وجود دارد که داوران تشویق شدهاند تا در برخورد با خطاهای جزئی، رویکردی آسانگیرانهتر داشته باشند و اجازه دهند بازی روانتر جریان پیدا کند.
اما چرا؟ آیا هدف این است که فوتبال برای هواداران آمریکایی جذابتر شود؟ و اگر چنین است، آیا به همین دلیل بود که لیونل مسی به خاطر خطای بیاحتیاطش روی عیسی ماندی، مدافع الجزایر، اخراج نشد؟
گراهام اسکات، کارشناس داوری، چنین برداشتی ندارد. او معتقد است آن صحنه اساساً در حد کارت قرمز نبود.
اسکات گفت: «تعداد بسیار کمی از داوران در آن صحنه مسی را اخراج میکردند؛ نه به این دلیل که او مسی است، بلکه چون در حرکت او شدت یا نیت لازم برای اخراج وجود نداشت. فراموش نکنید که داور مسابقه، سیمون مارسینیاک، همان داوری است که فینال جام جهانی ۲۰۲۲ را قضاوت کرد. ما درباره یک داور کمتجربه صحبت نمیکنیم.»
او درباره این تصور که داوران با فوقستارهها مدارا میکنند نیز توضیح داد: «بهترین داوران تلاش میکنند تمام پیشداوریها را کنار بگذارند و هر صحنه را صرفاً بر اساس قوانین و شرایط همان لحظه قضاوت کنند. همه داوران با همین هدف وارد زمین میشوند. اما واقعیت این است که هیچ انسانی کاملاً از فشارها مصون نیست. همه میدانند اگر به اشتباه یک اسطوره فوتبال را اخراج کنند، چه موجی از انتقادها به راه خواهد افتاد. در نهایت، داوران هم انسان هستند.»
اگر واقعاً سیاستی برای حمایت از فوقستارهها وجود داشت، پس چگونه پنالتی واضحی که روی کیلیان امباپه مقابل سنگال رخ داد، نادیده گرفته شد؟
با این حال، این فرضیه که دستورالعملی برای روانتر نگه داشتن بازیها، با هدف جذابتر کردن فوتبال برای مخاطبان آمریکایی، به داوران داده شده باشد، نه کاملاً دور از ذهن است و نه الزاماً نکتهای منفی.
سیا، گوردون بنکس را مسموم کرد؟
انگلیس، مدافع عنوان قهرمانی، در جام جهانی ۱۹۷۰ حتی از تیمی که چهار سال قبل قهرمان جهان شده بود، قدرتمندتر به نظر میرسید. سهشیرها در مرحله یکچهارم نهایی با نتیجه ۲ بر صفر از آلمان غربی پیش افتاده بودند و همهچیز برای صعود آنها به نیمهنهایی مهیا بود.
اما درست پیش از مسابقه، گوردون بنکس، دروازهبان افسانهای انگلیس، به دلیل بیماری از ترکیب خارج شد و پیتر بونتی جای او را گرفت. بونتی دو گل دریافت کرد که بسیاری معتقد بودند بنکس هرگز اجازه ثبت آنها را نمیداد و در نهایت آلمان غربی با کامبکی تاریخی ۳ بر ۲ پیروز شد.
از همینجا یکی از عجیبترین تئوریهای توطئه تاریخ جام جهانی شکل گرفت؛ اینکه سازمان سیا، گوردون بنکس را مسموم کرده بود. البته این ادعا هرگز سند معتبری نداشت. برخی مدعی بودند بیماری شدید بنکس صرفاً به دلیل یک غذای آلوده یا بوریتوی ناسالم نبوده، بلکه نتیجه دخالت سازمانهای اطلاعاتی آمریکا بوده است.
استدلال طرفداران این نظریه چنین بود؛ دیکتاتوری نظامی برزیل برای افزایش محبوبیت داخلی به قهرمانی در جام جهانی نیاز داشت و آمریکا نیز از حکومت این کشور حمایت میکرد؛ بنابراین با حذف بزرگترین مانع برزیل یعنی انگلیس، مسیر قهرمانی سلسائو هموار شد.
به این روایت، ادعای دیگری هم اضافه شد. گیتهاوس و جرویس، نوه گوردون بنکس، گفتهاند متوجه شدهاند که تیم ملی برزیل پیش از آغاز مسابقات از کمکهای علمی ناسا در تمرینات خود بهره برده بود؛ موضوعی که به سوخت بیشتری برای نظریهپردازان توطئه تبدیل شد.
با این حال، هیچ مدرک معتبری برای اثبات این ادعاها وجود ندارد و مورخان فوتبال آن را صرفاً یکی از مشهورترین افسانههای جام جهانی میدانند.
با وجود این، چنین روایتهایی نشان میدهد که جام جهانی، به عنوان بزرگترین رویداد فوتبالی جهان، همیشه بستری مناسب برای شکلگیری نظریههای توطئه بوده است؛ از دخالتهای سیاسی گرفته تا شایعات درباره داوری، قرعهکشی و حتی مسموم کردن بازیکنان.
در نهایت اما، آنچه در زمین مسابقه رقم میخورد، نتیجه عملکرد بازیکنان و تیمهاست. شاید تئوریهای توطئه جذاب و سرگرمکننده باشند، اما فوتبال در نهایت با گلها، مهارها و نمایش بازیکنان بزرگ تاریخ نوشته میشود؛ نه با شایعات و داستانهای اثباتنشده.
برانکو را مسموم کردند؟
در جریان دیدار بزرگ مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی ۱۹۹۰ میان برزیل و آرژانتین در تورین، اتفاقی رخ داد که هنوز هم یکی از مشهورترین تئوریهای توطئه تاریخ فوتبال را شکل میدهد.
برانکو، مدافع چپ برزیل، در میانه مسابقه از بطری آبی نوشید که گفته میشد توسط میگل دی لورنزو، فیزیوتراپ تیم ملی آرژانتین، به او داده شده بود؛ کسی که برای رسیدگی به مصدومیت یکی از بازیکنان وارد زمین شده بود.
برانکو بعدها مدعی شد که مدت کوتاهی پس از نوشیدن آن آب، احساس سرگیجه و ضعف شدیدی پیدا کرد و دیگر نتوانست عملکرد همیشگیاش را ارائه دهد. دقایقی بعد، برخلاف روند بازی، کلودیو کانیگیا گل پیروزی آرژانتین را به ثمر رساند و برزیل از جام جهانی کنار رفت.
ادعا این بود که داخل بطری، داروی آرامبخش یا مادهای خوابآور ریخته شده بود. این موضوع هرگز ثابت نشد، اما کارلوس بیلاردو، سرمربی وقت آرژانتین، سالها بعد با جملهای جنجالی به این شایعه دامن زد: «نمیگویم چنین اتفاقی نیفتاده است.»
آیا مسیر آرژانتین تا فینال جام جهانی ۱۹۷۸ دستکاری شده بود؟
یکی دیگر از مشهورترین تئوریهای توطئه تاریخ جام جهانی به میزبانی آرژانتین در سال ۱۹۷۸ بازمیگردد.
در آخرین مسابقه مرحله دوم، آرژانتین برای صعود به فینال باید پرو را با حداقل چهار گل اختلاف شکست میداد تا به دلیل تفاضل گل، بالاتر از برزیل قرار بگیرد.
پرو تیم ضعیفی نبود؛ آنها در همان جام جهانی اسکاتلند را شکست داده و مقابل هلند مساوی کرده بودند. با این حال، آرژانتین با نتیجه غیرمنتظره ۶ بر صفر پیروز شد؛ نتیجهای که از همان زمان، موجی از تردیدها و گمانهزنیها را به همراه داشت.
در آن زمان، آرژانتین تحت حکومت دیکتاتوری نظامی خورخه رافائل ویدلا اداره میشد و بسیاری معتقد بودند این پیروزی تنها یک اتفاق فوتبالی نبوده است.
این ادعاها هرگز اثبات نشد، اما در سال ۲۰۱۲، جنارو لدسما، سناتور پرو، در دادگاهی در بوئنوسآیرس مدعی شد توافقی میان ویدلا و فرانسیسکو مورالس برمودس، رئیسجمهور وقت پرو، صورت گرفته بود.

به گفته او، در ازای تحویل ۱۳ مخالف سیاسی پرو به حکومت آرژانتین، پرو نیز زمینه پیروزی پرگل آرژانتین را فراهم کرد.
لدسما در دادگاه گفت: «ویدلا برای بهبود وجهه بینالمللی حکومتش به قهرمانی در جام جهانی نیاز داشت و تنها در صورتی این توافق را پذیرفت که پرو اجازه دهد آرژانتین با اختلاف لازم پیروز شود.»
پس از آن، شایعات مختلفی مطرح شد؛ از جمله اینکه دروازهبان پرو رشوه گرفته بود، محموله بزرگی از غلات بهعنوان بخشی از توافق میان دو کشور مبادله شده بود و کنار گذاشته شدن خوزه ولاسکز، یکی از بهترین بازیکنان پرو، نیز بخشی از این معامله بوده است.
هیچیک از این ادعاها تاکنون با مدارک قطعی اثبات نشدهاند، اما دیدار آرژانتین و پرو در سال ۱۹۷۸ همچنان یکی از بحثبرانگیزترین مسابقات تاریخ جام جهانی محسوب میشود.
جام جهانی، بهعنوان بزرگترین رویداد فوتبال جهان، همواره بستر شکلگیری داستانها و تئوریهای توطئه بوده است؛ از ادعای دستکاری قرعهکشیها و حمایت از تیمهای میزبان گرفته تا شایعات درباره داوری، دخالتهای سیاسی و حتی مسموم کردن بازیکنان. با این حال، در بیشتر این موارد، هیچ مدرک قطعی برای اثبات این ادعاها ارائه نشده و بسیاری از آنها همچنان در حد روایتها و گمانهزنیهای تاریخی باقی ماندهاند.
انتهای پیام/