اخبار
30404
خط قرمز عبدی روی نام غندیپور
پیام صریح به ستاره کاغذی
حسین عبدی، سرمربی دیسپلینگرای تیم فوتبال المپیک ایران، با اعلام اسامی جدیدترین اردوی آمادهسازی این تیم در خاک ترکیه، پالس سنگین و بیتعارفی به جامعه فوتبال فرستاد. عبدی در اقدامی شجاعانه و قابلتوجه، نام ۶ بازیکن را از لیست قبلی قیچی کرد. در میان این شش خطخورده، یک غیبت با دیگران تفاوت اساسی و ساختاری دارد؛ رضا غندیپور، مهاجم ۲۰ سالهای که نه مصدوم است و نه با مشکل شخصی موجهی دستوپنجه نرم میکند، بلکه قربانی بیانضباطی محض، خودبزرگبینی و رفتار کاملاً غیرحرفهای خودش شده است.
در حالی که کسری طاهری به دلیل مصدومیت واقعی و تأییدشده از لیست کنار رفته و سایر نفرات مثل محمد گندمی، میلاد کر، ابوالفضل زمانی و سعید سحرخیزان هم به دلیل غیبت در تمرینات دو هفتهای تیم المپیک از سفر به ترکیه محروم شدهاند، اما ماجرای غندیپور رنگ و بوی دیگری دارد. او نه تنها در تمرینات حاضر نشده، بلکه اصلاً در جغرافیای کشور نبوده و در حاشیه خلیج فارس، مشغول کشمکشهای مالی و قراردادی با باشگاه شبابالاهلی بوده است!
غندیپور که سال گذشته از پیکان راهی شبابالاهلی امارات شد و در ادامه به صورت قرضی به الوحده رفت، حالا به دلیل عدم موفقیت و ناکامی در خارج از کشور، مسیر بازگشت به لیگ برتر ایران را چیده است. او هفتههاست درگیر بروکراسی گرفتن رضایتنامه از شبابالاهلی است و تا زمانی که این مجوز صادر نشود، نمیتواند در ایران قرارداد ببندد. اما سؤال اساسی اینجاست: این بیزینسهای شخصی و مشکلات قراردادی چه ربطی به پیراهن مقدس تیم ملی دارد؟
نکته کلافهکننده اینجاست که این اولینبار نیست که نام غندیپور با حاشیه، تأخیر و بیانضباطی سرخط خبرها میشود. این مهاجم پیش از این نیز در دوران حضورش در پیکان و حتی در اردوهای قبلی تیمهای ملی پایه، سابقه تأخیرهای سریالی، غیبتهای بیهماهنگی و رفتارهای آماتوری داشته است. گویا این مهاجم جوان نه از فقر فنی رنج میبرد و نه از کمبود فرصت بازی، بلکه مبتلا به یک بیماری مزمن به نام «بیتوجهی به تیم ملی» است!
او به جای اینکه با سر به اردوی تیم المپیک بیاید و با تعهد و پشتکار، میخ خود را در پیشانی خط حمله بکوبد، ترجیح داده در دبی به دنبال منافع مادی و شخصی خود بدود و اتمسفر تیم ملی را به حاشیه بکشد. نتیجه چه شد؟ حسین عبدی بدون هیچگونه اغماض و باجدهی، نام او را از لیست پرواز خط زد؛ جراحی مقدسی که باید خیلی وقت پیش در مدیریت فوتبال ایران باب میشد.
حسین عبدی با این تصمیم، پیام صریحی به تمام ستارههای کاغذی داد، حضور در تیم ملی یک امتیاز و ویترین برای ترانسفر نیست، یک وظیفه و عرق ملی است. بازیکنان بزرگ و موفق در اتمسفر جهانی، از کریم بنزما تا کیلیان امباپه، با نظم آهنین و تعهد به پرچم کشورشان به توپ طلای دنیا رسیدهاند، نه با غیبت، دور زدن اردوها و بیاحترامی به کادرفنی. او که در لیگ امارات نمره قبولی نگرفته و حالا شال و کلاه کرده تا به ایران برگردد، باید اول در آینه از خودش بپرسد که آیا با این طرز فکر و اتیتیود، چقدر در فوتبال دوام خواهد آورد؟
این تصمیم انقلابی حسین عبدی را باید به فال نیک گرفت. اگر سایر سرمربیان تیمهای ملی از پایهها تا بزرگسالان چنین دکترین انضباطی محکمی را در پیش بگیرند، دیگر شاهد حضور بازیکنان حاشیهساز و بیانضباط در ساختار فوتبال ملی نخواهیم بود.
رضا غندیپور هنوز ۲۰ ساله است و عقربههای ساعت فرصت جبران را به او نشان میدهند. اما اگر این روند و ریلگذاری غلط را ادامه دهد، نه تنها در تیم ملی المپیک جایی نخواهد داشت، بلکه در مارکت باشگاهی ایران هم به عنوان یک مهره سمی و بیتعهد شناخته خواهد شد. آقای غندیپور، تیم ملی ایران ملک شخصی و تشریفاتی شما نیست که هر وقت منافعتان اقتضا کرد بیایید و هر وقت نخواستید غیبت کنید؛ یا با تعهد صددرصدی بند استوکهایتان را ببندید یا برای همیشه خداحافظی کنید!
انتهای پیام/
در حالی که کسری طاهری به دلیل مصدومیت واقعی و تأییدشده از لیست کنار رفته و سایر نفرات مثل محمد گندمی، میلاد کر، ابوالفضل زمانی و سعید سحرخیزان هم به دلیل غیبت در تمرینات دو هفتهای تیم المپیک از سفر به ترکیه محروم شدهاند، اما ماجرای غندیپور رنگ و بوی دیگری دارد. او نه تنها در تمرینات حاضر نشده، بلکه اصلاً در جغرافیای کشور نبوده و در حاشیه خلیج فارس، مشغول کشمکشهای مالی و قراردادی با باشگاه شبابالاهلی بوده است!
غندیپور که سال گذشته از پیکان راهی شبابالاهلی امارات شد و در ادامه به صورت قرضی به الوحده رفت، حالا به دلیل عدم موفقیت و ناکامی در خارج از کشور، مسیر بازگشت به لیگ برتر ایران را چیده است. او هفتههاست درگیر بروکراسی گرفتن رضایتنامه از شبابالاهلی است و تا زمانی که این مجوز صادر نشود، نمیتواند در ایران قرارداد ببندد. اما سؤال اساسی اینجاست: این بیزینسهای شخصی و مشکلات قراردادی چه ربطی به پیراهن مقدس تیم ملی دارد؟
نکته کلافهکننده اینجاست که این اولینبار نیست که نام غندیپور با حاشیه، تأخیر و بیانضباطی سرخط خبرها میشود. این مهاجم پیش از این نیز در دوران حضورش در پیکان و حتی در اردوهای قبلی تیمهای ملی پایه، سابقه تأخیرهای سریالی، غیبتهای بیهماهنگی و رفتارهای آماتوری داشته است. گویا این مهاجم جوان نه از فقر فنی رنج میبرد و نه از کمبود فرصت بازی، بلکه مبتلا به یک بیماری مزمن به نام «بیتوجهی به تیم ملی» است!
او به جای اینکه با سر به اردوی تیم المپیک بیاید و با تعهد و پشتکار، میخ خود را در پیشانی خط حمله بکوبد، ترجیح داده در دبی به دنبال منافع مادی و شخصی خود بدود و اتمسفر تیم ملی را به حاشیه بکشد. نتیجه چه شد؟ حسین عبدی بدون هیچگونه اغماض و باجدهی، نام او را از لیست پرواز خط زد؛ جراحی مقدسی که باید خیلی وقت پیش در مدیریت فوتبال ایران باب میشد.
حسین عبدی با این تصمیم، پیام صریحی به تمام ستارههای کاغذی داد، حضور در تیم ملی یک امتیاز و ویترین برای ترانسفر نیست، یک وظیفه و عرق ملی است. بازیکنان بزرگ و موفق در اتمسفر جهانی، از کریم بنزما تا کیلیان امباپه، با نظم آهنین و تعهد به پرچم کشورشان به توپ طلای دنیا رسیدهاند، نه با غیبت، دور زدن اردوها و بیاحترامی به کادرفنی. او که در لیگ امارات نمره قبولی نگرفته و حالا شال و کلاه کرده تا به ایران برگردد، باید اول در آینه از خودش بپرسد که آیا با این طرز فکر و اتیتیود، چقدر در فوتبال دوام خواهد آورد؟
این تصمیم انقلابی حسین عبدی را باید به فال نیک گرفت. اگر سایر سرمربیان تیمهای ملی از پایهها تا بزرگسالان چنین دکترین انضباطی محکمی را در پیش بگیرند، دیگر شاهد حضور بازیکنان حاشیهساز و بیانضباط در ساختار فوتبال ملی نخواهیم بود.
رضا غندیپور هنوز ۲۰ ساله است و عقربههای ساعت فرصت جبران را به او نشان میدهند. اما اگر این روند و ریلگذاری غلط را ادامه دهد، نه تنها در تیم ملی المپیک جایی نخواهد داشت، بلکه در مارکت باشگاهی ایران هم به عنوان یک مهره سمی و بیتعهد شناخته خواهد شد. آقای غندیپور، تیم ملی ایران ملک شخصی و تشریفاتی شما نیست که هر وقت منافعتان اقتضا کرد بیایید و هر وقت نخواستید غیبت کنید؛ یا با تعهد صددرصدی بند استوکهایتان را ببندید یا برای همیشه خداحافظی کنید!
انتهای پیام/